بازگشت به محتوا

روزنوشت‌های بهساد

نگاه از خود تا به جهان در سایه کسب و کار

    روزنوشت‌های بهساد
    نگاه از خود تا به جهان در سایه کسب و کار
    • روزنوشت ها | فساد اداري و اقتصادی

      رشوه، به همین زشتی!

      توسطمجيد آواژ ۲۴ مهر ۱۳۸۹۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱

      برای این هفته مطلب در مورد فرهنگ سازمانی نوشته بودم که هم نیمه تمام ماند و هم آن‌چه که خود دوست داشتم نشد. برای همین در نوشتن برای این هفته دچار تاخیر شدم که بابت آن از همه عذرخواهی می‌کنم و امیدوارم عذر من را در این زمینه پذیرا باشید. با وجود این تاخیر بد…

      ادامه مطلب رشوه، به همین زشتی!ادامه

    • روزنوشت ها

      احساس خوب زندگی

      توسطمجيد آواژ ۱۶ مهر ۱۳۸۹

      سخت است نوشتن مطابق آداب به خصوص در روزنوشت‌ها که حالا دوستانم اصرار دارند به آن وبلاگ بگویم. به هر حال نوشتن قسمت دوم فرهنگ سازمانی بر حسب وظیفه‌ای بود که داشتم و نوشتن این مطلب از سر احساسی است که دیروز داشتم. قضیه از این قرار است که در آخرین مراحل یک پروژه بزرگ…

      ادامه مطلب احساس خوب زندگیادامه

    • روزنوشت ها

      فرهنگ سازمانی (قسمت دوم)

      توسطمجيد آواژ ۱۶ مهر ۱۳۸۹

      نکته بازاریابی در سازمان ۵: این سازمان بر اساس مد روز و یا بلوغ نسبی یکی از اصحاب قدرت ممکن است که بخواهد کار علمی انجام دهد. در پیوند با آن گروه باشید و برای برقراری رابطه با آن‌ها باید روش‌های مختلفی را به کار بگیرید. این روش‌ها به شدت به نوع گروه صاحب قدرت…

      ادامه مطلب فرهنگ سازمانی (قسمت دوم)ادامه

    • روزنوشت ها

      فرهنگ سازمانی (قسمت اول)

      توسطمجيد آواژ ۱۰ مهر ۱۳۸۹

      خیلی وقت است که قصد دارم در مورد رفتار و فرهنگ سازمانی بنویسم. اصولا سازمان‌ها هم مانند ما انسان‌ها دارای شخصیت و رفتار و فرهنگ خاص خود هستند و همان‌طور که در بین جامعه می‌توان افرادی انسان‌نما پیدا کرد، در بین ادارات و شرکت‌های مختلف نیز می‌توان به هویتی به نام سازمان‌نما اشاره کرد. برای…

      ادامه مطلب فرهنگ سازمانی (قسمت اول)ادامه

    • انتقاد از خود | روزنوشت ها

      خسته نباشید

      توسطمجيد آواژ ۰۴ مهر ۱۳۸۹

      شاید در تعارفات روزانه، تاکنون از هیچ اصطلاحی به اندازه “خسته‌ نباشید” متنفر نبوده‌ام. روزهای جمعه که بیشتر اوقات به کوه می‌روم می‌بینم که رهگذران به یکدیگر “خسته نباشید” می‌گویند. در پایان درس، دانشجویان درس‌گریز، این اصطلاح را برای پایان دادن به زحمات استاد به کار می‌برند. در برخی از سازمان‌ها این اصطلاح به صورت…

      ادامه مطلب خسته نباشیدادامه

    • روزنوشت ها

      طرح هدف‌مندی یارانه‌ها و شرکت‌های نرم‌افزاری

      توسطمجيد آواژ ۰۳ مهر ۱۳۸۹

      عرض شود که: همه می‌دانیم که طرح هدف‌مندی یارانه‌‌ها (به احتمال زیاد) در آینده نزدیک اجرا خواهد شد. به وضوح مشخص است که یک شوک اقتصادی و اجتماعی در حال وقوع می‌باشد. می‌گویند قرار است دولت بخشی از بودجه را به صنایع تولیدی اختصاص دهد. پر واضح است که تولید نرم‌افزار با تولید سنگ‌ِپا فرق…

      ادامه مطلب طرح هدف‌مندی یارانه‌ها و شرکت‌های نرم‌افزاریادامه

    • روزنوشت ها

      انعطاف یا نظم، مسئله این است

      توسطمجيد آواژ ۲۶ شهریور ۱۳۸۹

      عرض شود که: مطالب زیادی در ذهنم برای نوشتن هست. سهل و ممتنع، منسجم و پراکنده. گاهی اوقات پراکنده گویی می‌کنم و گاه منسجم می‌نویسم و این‌بار پراکنده‌های منسجمی در ذهن دارم که می‌توان از بعضی از آن‌ها نوشت. این‌که می‌گویم بعضی، برای این است برخی نوشته‌ها خصوصی‌تر هستند. یادم می‌آید که اولین روزی که…

      ادامه مطلب انعطاف یا نظم، مسئله این استادامه

    • انتقاد از خود | روزنوشت ها

      تعطیلات و فرهنگ ضد کار ما

      توسطمجيد آواژ ۱۹ شهریور ۱۳۸۹

      در نوشته قبلی از افراد تعطیلی دوست نوشته بودم و در این نوشته می‌خواهم کمی به ریشه‌های آن بپردازم. به طور واضح یکی ار نشانه‌ها و به طریق دیگر دلایل توسعه نیافتگی ما، فرهنگ عدم علاقه به “کار” می‌باشد که نمادهای آن در سازمان‌‌‌های دولتی (بیشتر) و خصوصی (کمتر) به فراوانی وجود دارد. بسیاری از…

      ادامه مطلب تعطیلات و فرهنگ ضد کار ماادامه

    • روزنوشت ها

      تعطیلات

      توسطمجيد آواژ ۱۷ شهریور ۱۳۸۹

      امروز را در سازمان یکی از مشتریان بودم. خلایق، نگران بودند که تکلیف چند روز تعطیلی عید فطر به کجا می‌رسد. یکی از آن‌ها دوان دوان آمد و فریاد شادی کشید که در سایت عصر‌ایران دیده‌است که دولت شنبه را تعطیل اعلام کرده است. (این خانم را هر وقت دیده‌ام موبایل به دست در راهروها…

      ادامه مطلب تعطیلاتادامه

    • روزنوشت ها

      زجر

      توسطمجيد آواژ ۱۲ شهریور ۱۳۸۹

      عرض شود که: بعضی از نوشته‌ها با آدم دوست نمی‌شوند. مثل نوشته دیروز من که هر کاری کردم با من دوست شود، راضی نشد که نشد. در ذهنم آن چیزی که نوشتم نبود. در ذهنم چیزی شبیه کلافگی بود. حدود یک ماه است که بدون حتی یک روز تعطیل مشغول کار هستم و هیچ احساسی…

      ادامه مطلب زجرادامه

    پیمایش صفحه

    برگهٔ قبلیقبلی ۱ … ۳۷ ۳۸ ۳۹ ۴۰ ۴۱ … ۹۳ برگۀ بعدیبعدی

    © ۱۴۰۵ روزنوشت‌های بهساد - قالب وردپرس توسط Kadence WP

    Spam Firewall