پرش به محتوا

بدون شرح و بی‌عنوان

برای این نوشته دنبال عنوانی می‌گشتم؛ عنوانی که هم شرح درد باشد و هم حافظ غرور و آبرو! چیزی نیافتم و شد بدون شرح!! و لاجرم بی عُنوان صحبت که از آبرو شد، یاد آن عبارت از فیلم «حاجی واشنگتن» مرحوم علی حاتمی افتادم: «فکر و ذکرمان شد حفظ آبرو. چه آبرویی؟!» … ما شرکت‌دارها، به‌خصوص ما شرکت‌دارهای حوزه نرم‌افزار… ادامه »بدون شرح و بی‌عنوان

دون‌مایگی و میان‌مایگی

اگر بخواهم در وصف کار و احتمالن کسب در این روزها بگویم، هیچ دو کلمه‌ای را به‌تر از «میان‌مایگی» و تا حدی «دون‌مایگی» برای چکیده و نتیجه توصیف مثنوی هفتاد من کاغذ از شرایط پیدا نمی‌کنم. این دو البته یکی نیستند، هرچند این روزها زیاد به هم پهلو می‌زنند. میان‌مایگی شاید آن‌جایی باشد که افق تفکر و افق آدم‌ها کوچک… ادامه »دون‌مایگی و میان‌مایگی

از دل این روزهای سخت تا …

روزگار سختی است و گویی با گذر زمان، هر روز لایه‌ای بر دردها و زخم‌های انسان افزوده می‌شود. حال، این لایه ضخیم و زمخت گاه می‌تواند بر دید آدمی تأثیر بگذارد و او را هرچه بیشتر به سمت کوری اخلاقی پیش ببرد؛ یا این‌که حواسش باشد و فقط پوست‌کلفت‌تر شود، هرچند گاهی این پوست‌کلفتی نقیض قسمت اول ماجرا هم نیست.… ادامه »از دل این روزهای سخت تا …

کهن‌سالی تفکر یا فریاد از سطحی‌گرایی؟

قدیمی شده‌ام. قدیمی شده‌ام؟ برای من که زمانی یک صفحه کاغذ بزرگ وجود داشت و هر چه دل تنگم می‌خواست می‌نوشتم و جلب مخاطب با حیله‌ورزی نگارشی ارزشی نداشت؛ این روزها دنیا، دنیای مجازی جای عجیبی شده است. بمباران تبلیغاتی و التماس برای جلب توجه تمام زندگی فضای مجازی را فرا گرفته. شاید من هم یکی از آن‌ها. این روزها… ادامه »کهن‌سالی تفکر یا فریاد از سطحی‌گرایی؟

بازسازی سرمایه روانی

ققنوس‌وار شاید از این خاکستر دوباره برخیزیم جنگ فقط ساختمان‌هایمان را ویران نساخت. جنگ به چهارچوب روانشناختی ما بیش از ساختمان‌ها آسیب زد. همان‌گونه که به بازسازی ساختمان و جاده و زیرساخت‌ها می‌پردازیم، پیش از آن باید به بازیابی خودمان بپردازیم. پیش از این در مورد سرمایه روانی نوشته بودم. برای بازسازی خود باید به عناصر چهارگانه این سرمابه توجه… ادامه »بازسازی سرمایه روانی

ابتذال تبلیغات شور و گرفتاری بین بازار و خود

کافی است که سری به اینستاگرام بزنید تا جماعتی که برای همه مشکلات شما راه‌حل دارند، در یک روش مبتنی بر تحقیر-راه حل، محصول و خدمات خود را به فریب‌آلوده‌ترین شکل ممکن به شما ارائه کنند. تحقیر به این معنا که شما تاکنون گران می‌خریدید و یا بی‌چاره‌وار گرفتار مشکلاتی بودید که راه حل ساده و ارزان آن در اختیار… ادامه »ابتذال تبلیغات شور و گرفتاری بین بازار و خود

ما “اُسَرا” هستیم

به تازگی خواندم که معاون محترم اجرایی رییس‌جمهور گفته‌اند  که “سرمایه گذاران سرداران جبهه مبارزه علیه بیکاری، فقر و گرانی‌اند.” یادم آمد چند سال پیش، من هم نزد دوست عزیزی گفته بودم که کار کردن در فضای تولید به مثابه جهاد است که پاسخ داد: “جهاد؟ کار کردن عین شهادت است!” اما واقعیت داستان شاید این باشد که کار کردن… ادامه »ما “اُسَرا” هستیم

نشستن بر روی سطل آشغال، برداشت سوم از یک داستان

شاید برای این‌که پیش از خواندن این نوشته ذهنیتی از موضوع آن داشته باشیم، بد نباشد اول این دو نوشته به ترتیب خوانده شوند: نشستن بر روی سطل آشغال نشستن بر روی سطل آشغال – برداشت دوم از یک داستان و اما داستان جدید دوست عزیزی دارم که بی‌اغراق بخش قابل توجهی از دستاوردهای حرفه‌ای خود و بهساد را وام‌دار… ادامه »نشستن بر روی سطل آشغال، برداشت سوم از یک داستان

درماندگی آموخته شده

سال ۱۳۹۶، بعد از آن‌که به واسطه پذیرش برجام و ورود سرمایه خارجی و تک‌رقمی شدن تورم و دو رقمی شدن رشد اقتصادی کشور، جوانه‌های امید در اقتصاد کشور در حال رویش بود، مطلبی نوشتم به نام “درماندگی” که در ادامه همین‌جا آن را با کمی شرح و تعدیل می‌نویسم. متاسفانه با بروز کرونا، خروج ترامپ از برجام و وقایع… ادامه »درماندگی آموخته شده

چرا بزرگ نمی‌شویم؟ روایتی دیگر

سال‌ها پیش مطلبی نوشتم به نام “چرا بزرگ نمی‌شویم؟”  پیشنهاد می‌کنم که اگر دوست دارید اول آن را بخوانید و بعد بیاییم این‌جا و مطلب جدید را ادامه بدهیم. بی آن‌که بخواهم روی موضوع “ما ایرانی‌ها” تاکید کنم، باور دارم که بخش زیادی از مشکلات روزمره ما، در حیطه توسعه نیافتگی ذهنی ناشی از چیستی ذات انسان است. اسیر لحظه‌ها… ادامه »چرا بزرگ نمی‌شویم؟ روایتی دیگر