بازگشت به محتوا

روزنوشت‌های بهساد

نگاه از خود تا به جهان در سایه کسب و کار

    روزنوشت‌های بهساد
    نگاه از خود تا به جهان در سایه کسب و کار
    • حال وهواي شخصي | روزنوشت ها | فساد اداري و اقتصادی

      ممیزی مالیاتی

      توسطمجيد آواژ ۲۱ آبان ۱۳۸۹

      این هفته درگیر ممیزی مالیاتی بودیم و البته هستیم. یکی از مشکلات ما در زمان ممیزی مالیاتی خیلی از اوقات این بوده که یا حسابدار سر بزنگاه غیب شده و یا سرش شلوغ است و یا می‌داند که چه خرابکاری کرده و ترجیح می‌دهد که نباشد. امسال هم چنین وضعیتی داشتیم. آقای حسابدار یک هفته…

      ادامه مطلب ممیزی مالیاتیادامه

    • روزنوشت ها

      ادب تجاری، آداب دارد

      توسطمجيد آواژ ۱۸ آبان ۱۳۸۹

      افرادی که من را می‌شناسند می‌دانند که چندان در قید رسم و رسومات و آداب و سنن نیستم. این موضوع البته در موارد شخصی و فامیلی از شدت بیشتری برخوردار است. اما برای انجام کار تجاری رعایت رسم و رسوم نقش مهمی در ایجاد ارتباط دو طرفه دارد و در سطوح عالی حتی دارای پروتکل‌های…

      ادامه مطلب ادب تجاری، آداب داردادامه

    • روزنوشت ها

      فرصت شغلی

      توسطمجيد آواژ ۱۴ آبان ۱۳۸۹

      دنبال یک یا دو Help Desk برای یکی از سیستم‌ها در تهران می‌گردیم. سیستم از پیچیدگی‌های زیادی برخوردار است و یادگرفتن آن یک ماهی طول می‌کشد. دنبال آدم با حوصله‌ای هستم که بتواند جواب سی‌-چهل نفر در روز را بدهد و از طرف دیگر با برنامه‌نویسان شرکت هم در ارتباط باشد. به صورت طبیعی این…

      ادامه مطلب فرصت شغلیادامه

    • حال وهواي شخصي | روزنوشت ها

      عرض شود‌های پراکنده و نسبتا بی‌ربط!

      توسطمجيد آواژ ۱۴ آبان ۱۳۸۹

      عرض شود که: مطلب نوشتنی زیادی دارم که در ذهن مرور می‌کنم: چیزی که این روزها به آن رسیده‌ام، قانون اصل بقای مشکل است: “مشکلات یک شرکت هیچ گاه از بین نمی‌روند، بلکه از نوعی به نوع دیگر تبدیل می‌شوند”. حالا هم بهساد با مشکلات خاص خود روبرو است که باید حل شوند تا جا…

      ادامه مطلب عرض شود‌های پراکنده و نسبتا بی‌ربط!ادامه

    • روزنوشت ها

      پایان استفاده از گودر در ساعات کاری

      توسطمجيد آواژ ۱۱ آبان ۱۳۸۹

      خیلی خلاصه عرض شود که: گودر (Google Reader) را در ساعات کاری بهساد (۸ صبح تا ۸ شب) فـ..یـ.لتر کردیم. در گیر و دار شدت کارها خیلی وقت تلف کن بود. هم برای خودم و هم دیگران. این آخرین سیاست‌گذاری استفاده از اینترنت در بهساد بود که گودر به جمع سایت‌های مسدود شده از جمله…

      ادامه مطلب پایان استفاده از گودر در ساعات کاریادامه

    • روزنوشت ها

      برای حل بحران‌های اقتصادی پیش‌رو، نمی‌توانید روی ما حساب کنید

      توسطمجيد آواژ ۱۰ آبان ۱۳۸۹

      دوست بسیار خوب و عزیزم علی واحد، مطلبی نوشته است که “در جنگ نرم با فتنه اقتصادی روی ما حساب کنید“. من همیشه از نوشته‌های ارزشمند علی واحد، استفاده‌های فراوانی برده‌ و مطالب زیادی آموخته‌ام، اما نمی‌توانم نسبت به این نوشته بدون نقد باشم و می‌خواهم بگویم دولت در جنگ با “شرایط بحرانی” که هر…

      ادامه مطلب برای حل بحران‌های اقتصادی پیش‌رو، نمی‌توانید روی ما حساب کنیدادامه

    • ارتباط با مشتريان | روزنوشت ها | فساد اداري و اقتصادی

      یک تجربه!

      توسطمجيد آواژ ۰۸ آبان ۱۳۸۹

      بر اساس تصمیم‌ کبری‌ (به معنی بزرگ) گرفته شده و انگیزه‌ای که علی‌واحد با نوشته‌اش در موردنوشتن درباره رشوه برایم ایجاد نموده‌است، قصد دارم که این‌بار از اولین مواجهه‌ام با پدیده شوم رشوه بنویسم. نوشتن در این زمینه بسیار سخت است و دلیل سخت بودن بر همگان واضح! نوشتن در این زمینه باید از یک طرف…

      ادامه مطلب یک تجربه!ادامه

    • روزنوشت ها

      شدت

      توسطمجيد آواژ ۰۷ آبان ۱۳۸۹

      ساعت ۲ بعد از نیمه شب است و من خواب آلوده‌ام، بر اساس قولی که به یکی از مشتریان بدقول داده‌ام، قرار است گزارشی را برای آن‌ها تا روز شنبه آماده کنم. حجم کار بالاست، ای کاش هر روز ۴۸ ساعت بود و اینقدر کار و موضوع متفاوت نداشتم. دوباره باز شدید شده‌ام. خیلی زیاد….

      ادامه مطلب شدتادامه

    • روزنوشت ها

      بازخورد

      توسطمجيد آواژ ۰۳ آبان ۱۳۸۹

      یکی از مسائل بسیار مهمی که برای هر نویسنده وبلاگ وجود دارد، مفید بودن مطالب او برای دیگران است. از طرف دیگر من فکر می کنم که وبلاگ سازمانی همانطور که قبلا هم نوشته ام باید دارای کارکرد ایجاد حافظه سازمانی است و اعتقاد دارم که وبلاگ سازمانی  می تواند شامل خبرهای (حتی کم اهمیت…

      ادامه مطلب بازخوردادامه

    • ارتباط با مشتريان

      این ترکیبات سه حرفی

      توسطمجيد آواژ ۳۰ مهر ۱۳۸۹

      آن اواسط و اواخر دهه هفتاد که جوان‌تر بودم و یک تازه دانش‌آموخته محسوب می‌شدم و خود را مهندس صنایع می‌پنداشتم بعد از آشنایی با هر یک از سیستم‌های مدیریتی و مشابه آن مانند BSC و ERP و … به وجد می‌آمدم و فکر می‌کردم که راه‌حل نجات سازمان‌های ایرانی از سرگردانی و بهره‌وری پایین…

      ادامه مطلب این ترکیبات سه حرفیادامه

    پیمایش صفحه

    برگهٔ قبلیقبلی ۱ … ۳۶ ۳۷ ۳۸ ۳۹ ۴۰ … ۹۳ برگۀ بعدیبعدی

    © ۱۴۰۵ روزنوشت‌های بهساد - قالب وردپرس توسط Kadence WP

    Spam Firewall