داستان اجرای یک سیستم
در آخرین شغل دولتی که داشتم مسئولیت اداره کامپیوتر یک کارخانه تولیدی را بر عهده داشتم. یادم هست که پیش از پذیرش مسئولیت، مدیران ارشد شرکت از من خواستند که وضعیت نابسامان سیستم! سر و سامانی پیدا کند. منظورشان سیستم مالی و اداری و تولید یکپارچهای بود که قرار بود سالیان سال مستقر شود و نشده بوده. داستان آن سیستم… ادامه »داستان اجرای یک سیستم