یک بام و دو هوا
زنی شبانگاه بر بالین داماد و دختر شد و گفت: هوا سرد است، کمی مهربان تر خفتن به سلامت نزدیکتر باشد. سپس به دیگر سوی بام، بر سر بستر پسر و عروس رفت و گفت: هوا گرم است، اندکی دوری تندرستی را سزاوارتر است. عروس که هر دو گفته را شنیده بود، گفت: قربان روم خدا را، یک بام… ادامه »یک بام و دو هوا