پرش به محتوا

مجيد آواژ

داستانی از تلاش

عرض شود که: ساعت نزدیک به دو نیمه شب است و من تنها در بهساد هستم. قرار است که سیستم را فردا برای کاربران ارائه کنیم و به نحوی موضوع آموزش است. دوهفته از شروع قرارداد می‌گذرد و به علت یک خطای عجیب و غریب، گزارش‌های سیستم روی Server مشتری بالا نمی‌آید. تمام مدارک فنی را هم زیر و رو… ادامه »داستانی از تلاش

رضایت مشتری بهانه‌گیر، چگونه؟!

عرض شود که: این روزها، روزهای شدید و شلوغی است. یک مدت است که از رضایت مشتریان صحبت می‌کنیم، اما موضوع به این سادگی‌ها هم نیست. این‌که بگوییم همیشه حق با مشتری است، اینکه بگوییم هر چه مشتری گفت درست است، اینکه در مقابل هر کاستی از مشتری معذرت خواهی کنیم. شاید مربوط به مشتری‌هایی خاص است! هر مشتری ظرفیت… ادامه »رضایت مشتری بهانه‌گیر، چگونه؟!

مشکلاتی از جنس کار

عرض شود که: دلم می‌خواست که می‌توانستم راحت‌تر بنویسم. واقعیت این است که گاه در این روزنوشت‌ها به شدت احساس جاتنگی می‌کنم. مگر نه این‌که گاه عادت داریم در خلوت خود بغض کنیم و به زمین و زمان بد و بیراه بگوییم، دوست می‌داشتم این جا آنقدر جا داشت که خودم را چنان بنویسم که در درون احساس می‌کنم. مخلص… ادامه »مشکلاتی از جنس کار

تفکرات یک هفته خیلی شلوغ

عرض شود که: هفته بسیار شدیدی را پشت سر گذاشتیم. هفته‌ای پر ماموریت و رفت‌‌و آمد و پر از مشغله‌های کاری و فکری. و به قدری مشغولیت فکری و ذهنی دارم که نوشتن روزنوشت‌ها برایم مشکل شده‌است. اما از مزایای وبلاگ‌نویسی همین بس که ذهن را منظم می‌کند و پر بیراه نخواهد بود که ضمن یک شبه‌گزارش هفتگی به ذهن… ادامه »تفکرات یک هفته خیلی شلوغ

به بهانه آغاز نهمین سال بهساد

شاید برای کمتر نوشته‌ای تاکنون چنین وسواسی به خرج داده‌ام، به طوریکه این پنجمین بار است که این نوشته را می‌نویسم. اما مسئولیتی سترگ برای پاسخ‌گویی به خود و همکارانم من را به تفکری عمیق واداشت. یادم آمد که چند سال پیش در نامه‌ای به مناسبت سال‌روز به دنیا آمدن دوستی چنین برایش نوشته بودم: ” … براستی سالروز تولد… ادامه »به بهانه آغاز نهمین سال بهساد

و سرانجام کار شروع خواهد شد؟!

عرض شود که: با این‌که بهساد از هفتم فروردین ماه کار را به صورت جدی شروع نمود، اما کشور و مشتریان به صورت رسمی تعطیل بودند و فرصتی دست داد که کمی به مسائل خیلی داخلی بهساد رسیدگی کنم. از جمله اینکه سیستم Server ها را به طور کامل بر روی ابزار VMWare پیاده‌سازی کردیم که منجر به ایجاد صرفه‌جویی… ادامه »و سرانجام کار شروع خواهد شد؟!

بهساد در سال ۸۸

عرض شود که: فردا اولین روز کاری سال ۱۳۸۹ است و من در یک هفته گذشته تقریبا به استراحت و ورزش و امور شخصی مشغول بودم. گرچه بر مبنای قاعده، این نوشته باید به عنوان آخرین نوشته سال ۱۳۸۸ نوشته می‌شد، اما با توجه به فرصت تفکری که در دوران تعطیلات به وجود می‌آید، به سیاق هر سال، بد ندیدم… ادامه »بهساد در سال ۸۸

سال ۱۳۸۹، سال رضایت مشتری

  آن فصل که شب، عنفوان ستاره شد خورشید در لنگرگاه سرد آرمیده بود یلدا، شعور زمین بود، در افزونگی برف سرما، تکرار روزمرگی قطبستان شب بود   “باهار” خرامان که رسید خورشید، به اقیانوس وجود ما وزید و ماهی‌ها آغاز سبز زمین را تبریک می‌گفتند   زمان پیوسته به صورت خطی در حرکت است و تغییر سال‌ها بهانه‌هایی هستند… ادامه »سال ۱۳۸۹، سال رضایت مشتری

وقتی که دزد به کاهدان می‌زند

عرض شود که: چند روز پیش به یکی از سازمان‌ها، یک کارتون شامل هدایای بسته‌بندی شده نوروزی فرستاده بودیم که راننده آژانس به سازمان تحویل دهد. در حدود ساعت ۱۰ صبح بود که دلشوره عجیبی پیدا کردم و با یکی از مسئولین آن سازمان تماس گرفتم و صراحتا در مورد دریافت هدایا پرسیدم. از او خواستم که موضوع را از… ادامه »وقتی که دزد به کاهدان می‌زند

مهندسی نرم‌افزار و میوه فروشی، نگاهی دیگر

عرض شود که: قبلا مطلبی نوشته بودم در مورد میوه فروشی و مهندسی نرم‌افزار. این موضوع گاهی در ذهنم جا باز می‌کند و در جلسات و بحث‌ها، موضوع را به اینجا می‌رسانم که کاش میوه فروش شده بودیم و قس‌علی‌هذا… و طرف مقابل هم گاه کمی به فکر فرو می‌رود و دلش برایمان می‌سوزد و کمی کمک می‌کند. غرض از… ادامه »مهندسی نرم‌افزار و میوه فروشی، نگاهی دیگر