پرش به محتوا

آونگان چند روز پیش جلسه بودیم استانداری گیلان -آقای مهندس مولایی ( در حال صحبت با تلفن ) و آقای مهندس شوندشت. آقای مهندس هاکوپیانس م. نظام صنفی رایانه ای – آقای مهندس رجبی و آقای بدیعی

نمی دانم باید چه بنویسم. یعنی اینکه می دانم باید چه بنویسم ، اما نمی دانم چطور بنویسم. پیش از آنکه بخواهم بگویم در چه مورد می خواهم بنویسم ، ابتدا در مورد محدودیت های این نوشتن می نویسم. عادت ندارم همواره موفقیت های بهساد عزیز را توی بوق کنم. هم اینکه دلیلی ندارد ، هم اینکه در اراک به… ادامه »

خبرهای کوتاه

عرض شود که : چند وقت است که روزنوشت های بهساد در محیط Word می نویسم و به سادگی Publish می شود. بسیار ساده است ، مثلا نوشیدن آبی نوشین و گوارا ، البته این امکاناتی است که در نرم افزار Word 2007 تهیه شده است و در اختیار بلاگرها قرار گرفته است. دست آقا بیل گیتس درد نکند که… ادامه »خبرهای کوتاه

با مدیریت …

چند وقت پیش بود که مسافرتی داشتم به کوهرنگ و طبیعت زیبای چهارمحال و بختیاری ، در میان راه مغازه ای را دیدم که با مدیریت جواد محمد حسینی اداره می شد. عسل و خشکبار خوبی داشت ، اما مسافران خریدار برای خرید انتظار زیادی می کشیدند. این بود که … عرض شود که : یک بحثی بود که خیلی… ادامه »با مدیریت …

عرض شود که : نظام صنفی درخواست کرده بود ( ببخشید مثل یک فرمانده دستور داده بود) که در یک جلسه با حضور تمام اعضا به منظور فکر کنم تشکیل کمیسیون ها حضور داشته باشیم. به اتفاق مسعود محمدی و آقای جعفری رفتیم . چون قبل از آن یک جلسه دیگر داشتیم ، کمی دیر رسیدیم. (حدود ۱.۵ ساعت )… ادامه »

کوسه ای در مخزن زندگیتان بیندازید!

ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند . اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارند . بنابراین برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری ، بزرگ تر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید… ادامه »کوسه ای در مخزن زندگیتان بیندازید!

امروز با یکی از مشتریان جلسه داشتم ، بر خلاف قرارداد می خواستند که مدت زمان گارانتی دوبرابر شود. ، می گفتند که شما که به سیستمتان اطمینان دارید چرا دو برابر گارانتی نمی کنید ؟ بعد هم تهدید می کردند که اگر دو برابر گارانتی نکنید ، ضمانت نامه های شما را اجرا می گذاریم. یعنی به نظر می… ادامه »

واقعا عرض شود که : جمعه نبودیم که بنویسیم! محض اطلاع خوانندگان محترم روزنوشته های بهساد ، دو سه روز گذشته را در سفری غیر کاری و به طور کامل به دور از اینترنت و تقریبا به طور کاملتر به دور از موبایل به سر بردم . برای آرامش ذهن خوب بود و برای دغدغه هایی که می توان به… ادامه »

قصد نوشتن نداشتم ، داشتم برخی کارهای اداری و پرسنلی را انجام می دادم. از ساعت ۴ تا ۵:۱۰ ، هشت نفر زنگ شرکت را زدند و گفتند آرایشگاه شمائل ؟ و همواره پاسخ من یکی بود” به نظر شما آیا من می توانم در یک آرایشگاه زنانه کار کنم؟!!!”

رفته بودیم در شرکت گنده ای پروژه بگیریم ، زبان درازی کردیم ، شرکایمان! ما را از پروژه انداختند بیرون، خدا را شکر که دچار این جنگ اول شدیم! این قطار سریع السیر اراک تهران ، فی الواقع از وسط کویر قم رد می شود ، اندر احوال این قطار اینکه اراک تهران را با سرعت ۱۶۰ کیلومتر در ساعت… ادامه »