پرش به محتوا

روزنوشت ها

بهساد در سال ۹۱ – پایان وقت اضافه

در ذهنم آشوبی است. ده‌ها فکر می‌آیند و می‌روند. روزهای آخر سال است و بر اساس قاعده هر سال باید گزارش کار بدهم. سال ۸۹ برای بهساد دقیقه آخر بازی بود و سال ۹۰ و ۹۱ تا به حال دو دقیقه وقت اضافه. خبر خوب برای من این است که  در حوزه نرم افزار جامع آماری، بهساد با نتیجه‌ای که… ادامه »بهساد در سال ۹۱ – پایان وقت اضافه

سال نو و هدایا

من سه چهار تا وبلاگ دارم. همیشه وقتی در یکی از وبلاگ‌ها مطلبی می‌نوشتم، نیروی نوشتنم در وبلاگ دیگر کاهش می‌یافت. به این ترتیب درست است که هر یک از وبالیگ (جمع مکسر وبلاگ!!!) در به روز شدن دچار فراز و فرود می‌شدند، اما بسامد نوشتن من به طور نسبی ثابت بوده است. ناگفته نماند که روزنوشت‌های بهساد یکی از… ادامه »سال نو و هدایا

وبلاگی جدید، پاسخ به دو نیاز کهنه

یکی از نقطه ضعف‌های بزرگ ما ایرانی‌ها، کم سوادی ما در زبان انگلیسی است. کاری به دلایل مختلف آن ندارم که نوشته‌ای جدا را طلب می‌کند. اما یک دلیل آن محدودیت ارتباطی ما با کشورهای دیگر است که خود نقطه ضعفی دیگر محسوب می‌شود. خیلی وقت است که به این دو مشکل فکر می‌کنم و باید راهی برای برون رفت… ادامه »وبلاگی جدید، پاسخ به دو نیاز کهنه

هدایا و کارت‌های نوروزی

جشن نوروز نزدیک است. شرکت‌ها نیز به بهانه عید باز یادآوری می‌کنند روابط خود را با مشتریان و در مورد خود و توانایی‌های خود به با ارسال کارت شادباش و یا هدایای نوروزی به تبلیغ می‌پردازند. به یقین بهساد هم از این موضوع مستثنی نیست. گرچه من به موضوع کمی متفاوت نگاه می‌کنم. دوست دارم نگاهم به این‌کار از وجهه… ادامه »هدایا و کارت‌های نوروزی

هم‌کاری‌های استراتژیک

به دوستان کارآفرین خودم که نگاه می‌کنم، همیشه حسرت می‌خورم که چرا این توان فرد فرد ما جدا در حال مصرف شدن و البته این روزها صرف رفع مشکلات می‌شود، حسن در بازاریابی قوی است، رضا در ایده‌های بکر، من ِ نوعی هم در اداره داخلی یک کسب و کار به فرض مهارت دارم. ماهیت کسب و کارهای ما هم مکمل… ادامه »هم‌کاری‌های استراتژیک

حکایتی از هشت سال نوشتن – روزنوشت‌های بهساد هشت ساله شد

موضوع ساده است. هشت سال است که روزنوشت‌های بهساد به طور متوسط هر هفته نوشته می‌شود. باز مرور می‌کنم آن را، از اول تا آخر، ۷۲۴ نوشته. از اولی‌ها که خاطرات سازمانی بود و بعد تبدیل شد به تحلیل‌های کسب و کار و این روزها که اگر بیش و کم انتقاد و شکایت و غر اجازه دهد، درون‌گرا تر شده‌اند… ادامه »حکایتی از هشت سال نوشتن – روزنوشت‌های بهساد هشت ساله شد

جور دیگر باید دید…

برای ارباب رجوع بی‌چاره‌ای که ده‌ها و یا شاید صدها بار به فلان اداره و بهمان سازمان می‌رود و کارش راه نمی‌افتد، صورت وضعیتش تایید نمی‌شود، معوقاتش پرداخت نمی‌شود، کارمندان آن ادارات یک شکل دارند. یک موجود اخمو و بداخلاق که “نمی‌شود” را به سادگی تلفظ می‌کند و شاید برای همین است که اگر لب‌خنده‌ای بر لبی و یا اندک… ادامه »جور دیگر باید دید…

گناه بزرگ

بسیار شنیده‌ و دیده‌ایم که فردی با ترک ناگهانی شرکت، با همکاری با رقبای کاری، عقد قرارداد پشتیبانی با کارفرمای شرکت به مبلغی کم‌تر!!،  با دزدیدن مستندات و متن برنامه و به انحاء مختلف به خیال خود و شاید هم تا حدی واقعی به شرکت ضربه می‌زند و ممکن است ضمن توجیه کار خود جملاتی نیز در باب انتقام و …… ادامه »گناه بزرگ

پایان (برخی از) مشکلات

وب سایت بهساد را خیلی سال است که تغییر نداده‌ایم. مصداق همان ضرب المثل معروف کوزه‌گر و کوزه شکسته. انصافن که خیلی اوراق هم است. چندی پیش اعلام مناقصه هم کردیم که به نظر می‌رسد چون شرایط سختی تعیین کرده بودیم، جز یکی-دو نفر کسی داوطلب نشد. آن یکی دو نفر هم  تجربه کاری مورد انتظار ما را  نداشتند. الغرض… ادامه »پایان (برخی از) مشکلات

انسان بودن…

در بهساد خانم میان‌سالی هستند که به کار نظافت شرکت مشغول می‌باشند. از شستن دستشویی گرفته تا تی کشیدن کف شرکت و سایر امور مربوطه. در این رابطه همیشه در ابتدای ورود افراد به شرکت از آن‌ها سئوالی می‌پرسم. “این خانم دروغ نمی‌گوید، تهمت نمی‌زند، زیرآب زنی نمی‌کند، رشوه نمی‌دهد، کم کاری نمی‌کند، فخر نمی‌فروشد، تهمت نمی‌زند… و در مقابل،… ادامه »انسان بودن…