پرش به محتوا

مجيد آواژ

سپاس‌نامه-۱

چندی پیش جایی می‌خواندم که برای مقاوم شدن در مقابل تنش‌های عصبی یک تشکر نامه هفتگی از همه کارها و چیزهای خوبی که دیده‌اید درست کنید و بنویسید. خب من هم تصمیم کبری (به معنی بزرگ) گرفته‌ام که نه حالا هر هفته، هر چند وقت یک‌بار یک سپاس نامه از همه کارها و چیزهای خوبی که دیده‌ام در روزنوشت‌های بهساد… ادامه »سپاس‌نامه-۱

ایجاد چالش برای حل بحران – ۲

اوایل بهساد بود که یک کارخانه تولیدی به ما سفارش یک سیستم جامع مدیریت تولید داد. با توجه به این که ما صنایعی‌هایی بودیم که به کار نرم‌افزار می‌پرداختیم، نتیجه پروژه ارائه یک سیستم بسیار خوب و جامع بود که سال‌ها در آن شرکت عملیاتی بود و ما هم از آن‌جا که بدون رقیب بودیم، قرارداد پشتیبانی پر سود و… ادامه »ایجاد چالش برای حل بحران – ۲

ایجاد چالش برای حل بحران

گاه وقتی همه چیز خوب است، می‌ترسم. تا چالشی نباشد، به‌تر شدن امور اتفاق نمی‌افتد. سهراب سپهری عزیز می‌گوید: “گاه زخمی که به پا داشته‌ام، زیر و بم‌های زمین را به من آموخته است” من فکر می‌کنم یکی از وظایف همه مدیران ایجاد چالش‌های مدیریت شده در سازمان و حتی ایجاد چالش‌های خطر‌پذیر در محیط کسب و کار می‌باشد. نه… ادامه »ایجاد چالش برای حل بحران

«هویت قرضی» در مقابل «هویت اصیل»

یادم هست که چند سال پیش مدیر ارشد یکی از بانک‌ها پس از بازنشستگی تصمیم گرفته بود که شرکتی تاسیس کند و کارش به یکی از ادارات افتاده بود. به رسم ادب و بر سیاق گذشته، همان احترامی را برای او قائل شدم که زمانی که در مصدر امور بود برایش قائل بودم. اما برای کارمندان آن اداره گویی وضعیت… ادامه »«هویت قرضی» در مقابل «هویت اصیل»

پویش فکری مبارزه با فساد اقتصادی

دکتر علی‌نقی مشایخی از بزرگان تفکر سیستمی هستند. ایشان چندی پیش سخن‌رانی خوبی داشته‌اند درباره «ضرورت شکل‌گیری جنبش مبارزه با فساد اقتصادی». (این‌جا). خواندن متن این سخن‌رانی، به علاوه اتفاق‌های اطرافم دوباره خیلی زیاد من را به این تفکر فرو برد که چگونه می‌توانیم با این پدیده شوم مبارزه کنیم و آن را به کمینه ممکن کاهش دهیم. آقای دکتر… ادامه »پویش فکری مبارزه با فساد اقتصادی

فرصتی برای هم‌راهی با کسب و کار بهساد

روزنوشت‌های بهساد برای من تاکنون متضمن هیچ‌ گونه هدف تجاری نبوده است. حتی آگهی‌های کنار روزنوشت‌ها نیز، آگهی‌های غیر تجاری می‌باشند. اما این بار قصد دارم که از روزنوشت‌های استفاده تجاری کنم و برای توسعه اهداف تجاری بهساد آن را به کار بگیرم. بهساد دارای دو محصول نرم‌افزاری است. یکی سامانه جامع آماری و دیگری سامانه جامع برنامه‌ریزی و مدیریت… ادامه »فرصتی برای هم‌راهی با کسب و کار بهساد

دروغ می‌گوییم

اوایل اسفند ماه نود و یک بود که در اتوبان تهران-قم نزدیکی‌های عوارضی تهران مشغول رانندگی بودم و رادیو ماشین هم روشن و اخبار رادیو پیام هم در حال پخش. خبر از این قرار بود که“تا پایان سال، قطعه نخست مترو تهران – پرند که از تهران تا فرودگاه امام خمینی خواهد بود، به بهره‌برداری می‌رسد” (سندش هم موجود است)… ادامه »دروغ می‌گوییم

بودن یا نبودن؟ مسئله این است!

با یکی از دوستان در مورد رشوه و حق و حساب بحث می‌کردم. دوستم را می‌شود از نظر طبقه‌بندی اجتماعی در زمره روشن‌فکر‌ها به شمار آورد. اهل هنر و سینما و کتاب است و از طرف دیگر مدیر یک مجموعه اقتصادی قابل توجه به من می‌گفت: “تو در نروژ که زندگی نمی‌کنی، در ایران هستی و نظام اقتصادی کشور رشوه… ادامه »بودن یا نبودن؟ مسئله این است!

ارزش‌گذاری نسبی و بازار نرم‌افزار

رفتارهای ما در مقابل پول در خیلی از موارد غیر منطقی و بیش‌تر تابع احساس است. بد نیست به چند نمونه اشاره کنم.

  • فرض کنید که برای خرید یک خودکار به یک فروش‌گاه نوشت‌افزار رفته‌‌اید و یک خودکار پانزده‌هزار تومانی را انتخاب کرده‌اید. در آخرین لحظه شاگرد فروش‌گاه متوجه رابطه خویشاوندی شما و پدرش می‌شود و به شما می‌گوید که همین خودکار را با همین کیفیت، ده تا مغازه پایین‌تر هفت‌هزار تومان می‌فروشند. تصمیم شما در این هنگام چیست؟ (یک لحظه تامل کنید و به طور دقیق به رفتار خود فکر کنید) خیلی از ما از خرید منصرف می‌شویم و به ده تا مغازه پایین‌تر می‌رویم تا خودکار را به قیمت هفت‌هزار تومان بخریم. به نظر تصمیم درستی می‌آید.

    حالا فرض کنید که این‌بار در یک فروش‌گاه تجهیزات رایانه‌ای، یک لپ‌تاپ را به قیمت سه‌میلیون تومان انتخاب کرده‌اید و این‌بار هم شاگرد فروش‌گاه به شما می‌گوید که همین لپ‌تاپ را ده‌تا فروش‌گاه پایین‌تر هشت‌هزار تومان ارزان‌تر می‌فروشند! این بار تصمیم شما چه خواهد بود؟ به احتمال خیلی زیاد می‌گوییم که اصلن مهم نیست! و به خرید خود ادامه می‌دهیم.

  • فرض کنید که پس از خرید یک مگان هشتاد میلیون تومانی، فروشنده به شما پیشنهاد می‌دهد که اگر می‌خواهید روکش صندلی‌ها از چرم باشد، مبلغ پانصد‌هزار تومان هم اضافه پرداخت کنید. خیلی‌ها صرف نظر از این‌که روکش چرم چه خاصیتی و مزیتی دارد، حاضرند این پول را پرداخت کنند. ولی اگر به آن‌ها بگویید که برای صندلی دویست‌هزار تومانی دفتر کار، پانصد‌هزار تومان خرج روکش چرم کنیم، خب به احتمال زیاد قبول نمی‌کنند!

از این مثال‌ها بسیار زیاد است. ممکن است با یک راننده تاکسی بر سر پانصد تومان اضافه کرایه بحث کنیم ولی هزینه‌هایی کنیم که خود ما هم می‌دانیم ارزشش را ندارد.  اما در واقع “یک تومان، یک  تومان است. چه بخواهد اضافه خرج یک خودکار شود و چه بخواهد اضافه خرج یک لپ‌تاپ شود”

واقعیت این است که ما برای هر چیز به نسبت ارزش خود آن، برایش هزینه می‌کنیم و نه به طور مطلق حتی بر اساس مطلوبیت مالی! موضوعی که ذهن من را به خود مشغول کرد این است که خیلی‌ وقت‌ها در ادار‌ه‌ها و سازمان‌های ما هم همین این اتفاق می‌افتد. اگر یک پیمان‌کار ساختمانی، ارزش کاری یک میلیاردی را ده یا بیست میلیون تومان اضافه بگوید، کسی با او وارد چانه‌زنی نمی‌شود. اما به واقع حاضر نیستند همین بیست میلیون را بدهند و یک نرم‌افزار بخرند. چندی پیش مدیرعامل یکی از شرکت‌ها برای بازدید از مناطق تابعه شرکتش یک چرخ‌بال را  ساعتی چند میلیون کرایه کرده بود و شاید در یک روز بیست – سی میلیون تومان هزینه ایجاد شده بود که آقای مدیر، اطلاعاتی تصویری در مورد شرکتش پیدا کند. اما همین مدیرعامل شاید حاضر نباشد که چنین پولی برای نرم‌افزار آماری بپردازد که در طول یک‌سال هر روز، یک تصویر آماری و تفصیلی از شرکتش برای او ایجاد کند.

فکر می‌کنم حالا به‌تر بتوان به این نتیجه رسید که آمار و اطلاعات و مدیریت مبتنی بر آمار و اطلاعات، برای مدیران ما که بیش‌تر تمایل به داشتن تجربه‌های حسی و تصویری و اخذ تصمیم‌های احساسی دارند، چندان چیز ارزش‌مندی به نظر نمی‌رسد. در نتیجه چون داده‌ها و اطلاعات ارزش ندارند، حاضر نیستند که برای تهیه و جمع‌آوری و نگهداری آن خرج نرم‌افزار کنند.

در سازمان‌های ما تصمیم برای خرید یک خودروی پنجاه میلیون تومانی به مراتب ساده‌تر و آسان‌تر از خرید یک نرم‌افزار سی‌میلیون تومانی صورت می‌گیرد. چرا که نه تنها پیاده رفتن، بلکه با وسایل نقلیه عمومی رفتن، به مراتب از اطلاع نداشتن و نادانی از وضعیت سازمان، دردآورتر و ناراحت کننده تر است!

برای همین باور دارم که راه ارزش‌مند شدن نرم‌افزار، ارزش‌مند شدن اطلاعات است و این راهی ندارد جز دور شدن هر روز از مدیریت حسی و بی‌مطالعه و در مقابل  توسعه مدیریت مبتنی بر اطلاعات و شاخص‌ها . مدیریتی که به تدوین درست شاخص‌هایی بپردازد که هستی و نیستی سازمان به آن‌ها وابسته است.

بدیهی است که سازمان‌هایی که بر مبنای پول بادآورده نفت به زندگی خود ادامه می‌دهند، چنین نیازی را هیچ وقت حس نمی‌کنند!!

ادامه »ارزش‌گذاری نسبی و بازار نرم‌افزار

انجام پروژه های دانشجویی

چندی پیش دیدم در یک سایتی انجام پروژه‌ دانشجویی را می‌پذیرند. «الحمدالله، با تلاش مسئولین۱» این‌گونه سایت‌ها خیلی زیاد شده‌اند و حتی برخی امکان پرداخت آنلاین را هم فراهم آورده‌اند. من همیشه نسبت به این‌گونه سایت‌ها (و مغازه‌هایی که چنین تبلیغاتی دارند) یک حس خیلی عجیب ناراحت کننده دارم. گویی که همه مشکل‌های آموزش عالی کشور بر سرم مانند کوهی… ادامه »انجام پروژه های دانشجویی