پرش به محتوا

روزنوشت ها

خیلی خلاصه

عرض شود که : وضعیت فوق‌العاده کماکان ادامه دارد. از وضعیت برنامه‌ریزی و کنترل پروژه خیلی راضی نیستم، اما اوضاع تحت کنترل است و این موضوع را مشتریان نیز درک کرده و راضی ترند و در صدد رفع مشکلات هستیم. یک روزی به مرخصی خواهم رفت. بیشترین روزهای هفته آینده را برنامه‌ریزی کرده‌ام که ماموریت باشم. کمی نگرانم.

داستانی از تلاش

عرض شود که: ساعت نزدیک به دو نیمه شب است و من تنها در بهساد هستم. قرار است که سیستم را فردا برای کاربران ارائه کنیم و به نحوی موضوع آموزش است. دوهفته از شروع قرارداد می‌گذرد و به علت یک خطای عجیب و غریب، گزارش‌های سیستم روی Server مشتری بالا نمی‌آید. تمام مدارک فنی را هم زیر و رو… ادامه »داستانی از تلاش

رضایت مشتری بهانه‌گیر، چگونه؟!

عرض شود که: این روزها، روزهای شدید و شلوغی است. یک مدت است که از رضایت مشتریان صحبت می‌کنیم، اما موضوع به این سادگی‌ها هم نیست. این‌که بگوییم همیشه حق با مشتری است، اینکه بگوییم هر چه مشتری گفت درست است، اینکه در مقابل هر کاستی از مشتری معذرت خواهی کنیم. شاید مربوط به مشتری‌هایی خاص است! هر مشتری ظرفیت… ادامه »رضایت مشتری بهانه‌گیر، چگونه؟!

مشکلاتی از جنس کار

عرض شود که: دلم می‌خواست که می‌توانستم راحت‌تر بنویسم. واقعیت این است که گاه در این روزنوشت‌ها به شدت احساس جاتنگی می‌کنم. مگر نه این‌که گاه عادت داریم در خلوت خود بغض کنیم و به زمین و زمان بد و بیراه بگوییم، دوست می‌داشتم این جا آنقدر جا داشت که خودم را چنان بنویسم که در درون احساس می‌کنم. مخلص… ادامه »مشکلاتی از جنس کار

تفکرات یک هفته خیلی شلوغ

عرض شود که: هفته بسیار شدیدی را پشت سر گذاشتیم. هفته‌ای پر ماموریت و رفت‌‌و آمد و پر از مشغله‌های کاری و فکری. و به قدری مشغولیت فکری و ذهنی دارم که نوشتن روزنوشت‌ها برایم مشکل شده‌است. اما از مزایای وبلاگ‌نویسی همین بس که ذهن را منظم می‌کند و پر بیراه نخواهد بود که ضمن یک شبه‌گزارش هفتگی به ذهن… ادامه »تفکرات یک هفته خیلی شلوغ

به بهانه آغاز نهمین سال بهساد

شاید برای کمتر نوشته‌ای تاکنون چنین وسواسی به خرج داده‌ام، به طوریکه این پنجمین بار است که این نوشته را می‌نویسم. اما مسئولیتی سترگ برای پاسخ‌گویی به خود و همکارانم من را به تفکری عمیق واداشت. یادم آمد که چند سال پیش در نامه‌ای به مناسبت سال‌روز به دنیا آمدن دوستی چنین برایش نوشته بودم: ” … براستی سالروز تولد… ادامه »به بهانه آغاز نهمین سال بهساد

رفتار حرفه ای

از آخرین باری که نوشته‌ام مدت زمان زیادی می‌گذرد، حالا که وقت هست و سال نو شده فرصتی است برای کمی صحبت. معمولاعرف و عادت سال نو این است که گذری بر سال رفته داشته باشیم در سالی که گذشت حسن همیشگی بهساد شامل حال بنده هم شد، چیزهای زیادی یاد گرفتم البته می دانم که راه دراز است و… ادامه »رفتار حرفه ای

سال ۱۳۸۹، سال رضایت مشتری

  آن فصل که شب، عنفوان ستاره شد خورشید در لنگرگاه سرد آرمیده بود یلدا، شعور زمین بود، در افزونگی برف سرما، تکرار روزمرگی قطبستان شب بود   “باهار” خرامان که رسید خورشید، به اقیانوس وجود ما وزید و ماهی‌ها آغاز سبز زمین را تبریک می‌گفتند   زمان پیوسته به صورت خطی در حرکت است و تغییر سال‌ها بهانه‌هایی هستند… ادامه »سال ۱۳۸۹، سال رضایت مشتری

وقتی که دزد به کاهدان می‌زند

عرض شود که: چند روز پیش به یکی از سازمان‌ها، یک کارتون شامل هدایای بسته‌بندی شده نوروزی فرستاده بودیم که راننده آژانس به سازمان تحویل دهد. در حدود ساعت ۱۰ صبح بود که دلشوره عجیبی پیدا کردم و با یکی از مسئولین آن سازمان تماس گرفتم و صراحتا در مورد دریافت هدایا پرسیدم. از او خواستم که موضوع را از… ادامه »وقتی که دزد به کاهدان می‌زند

بهار ۸۹

روز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آخر سال است،حس خوبی است که یک سال بیهوده نبودم و خوشحالم که تجربه‌هایی را به دست آوردم که مطمئنا در هیچ کتابی نمی‌توانستم پیدا کنم. در همین جا تشکر می‌کنم از تمام کسانی که به من فرصت دادند چند پله‌ای را بالاتر بروم و عذر‌خواهی می‌کنم اگر در حین انجام کار باعث آزردگی کسی شدم. پیشاپیش بهار ۸۹… ادامه »بهار ۸۹