پرش به محتوا

انتقاد از خود

درخواست کمک برای حل یک چالش فکری!

یکی از خواسته‌های من در بهساد همواره این بوده است که همکاران من بهساد را دوست داشته باشند و نه از برای لقمه‌ای نان که برای دستیابی به اهدافی مانند بلوغ و افزایش توانایی که شخصی است و یا اهداف بزرگ‌تری مانند کار گروهی و افزایش خرد جمعی و بهبود هویتی به نام «بهساد» که با این نام در جامعه… ادامه »درخواست کمک برای حل یک چالش فکری!

چهارده سال با بهساد

بیست و یک فروردین سال‌روز رسمی به دنیا آمدن بهساد است و بهساد عزیز من وارد پانزدهمین سال زندگی خود می‌شود. پانزده سال بخش زمان زیادی است و باید قضاوت کرد که آیا بهساد شرکت موفقی بوده است؟ فکر می‌کنم به‌ترین هدیه من به بهساد در سال‌روز تولدش نقد آن باشد. خب مشخص است که بهساد شکست‌ها و موفقیت‌های زیادی… ادامه »چهارده سال با بهساد

رضایت مشتری یا رضایت خود، مسئله این است

  رضایت مشتری یک اصل است! اما باور کنید که در فرهنگ ما «رضایت خود» اصل متقن و با دوام بیشتری است. خنده‌ام می‌گیرد وقتی که در تبلیغات تلویزیونی بانک‌ها، کارمند بانک بر می‌خیزد و با مراجعه کننده دست می‌دهد ولی در واقع کارمند اخموی بانک را در مقابل خود می‌بینم که دو کیلوگرم کله را تکان می‌دهد تا جواب… ادامه »رضایت مشتری یا رضایت خود، مسئله این است

بازهم اخلاق

دیشب تا خیلی دیر از ابتدای روزنوشت‌های بهساد را می‌خواندم. چقدر آن خاطره نویسی هفتگی تغییر کرده و راه خود را از نوشتن اتفاق‌های روزمره بهساد و تا حدی غر زدن کشانده به حوزه فکر درباره چیستی کسب و کار و بایدها و نبایدهای آن. اما به قول سهراب سپهری عزیز، «من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتن!» این روزها… ادامه »بازهم اخلاق

معرفی و نقد کتاب

چندی پیش به دیدار یک دوست قدیمی رفتم. دوستی که از سن پنج سالگی باهم بزرگ شدیم و مدرسه رفتیم و درس خواندیم و البته دانشگاه و درس و کار فاصله زیادی بین ما ایجاد کرد و عجیب که بر خلاف راه بسیار متفاوتی که بعد از دیپلم رفته بودیم، قرابت‌های فکری و کرداری زیادی باهم داشتیم. مثلن هر دو باهم بیش… ادامه »معرفی و نقد کتاب

چرا (برخی از) کارفرمایان بد هستند؟

در ذیل نوشته پیشین، دوستی از ظلم‌های کارفرمایان بر کارمندان شرکت خود نوشتند که یکی از موضوعات جاری جامعه‌است. موضوع بسیار گسترده و پیچیده است و البته در کنار گسترش بی‌اخلاقی و دروغ و فریب در جامعه، فضای کار و فعالیت درون شرکتی نیز از آن مصون نمانده است. در این نوشته سعی می‌کنم تا به طور مجمل بر اساس… ادامه »چرا (برخی از) کارفرمایان بد هستند؟

تا به حال چند نفر را کشته‌ایم؟!

بی‌شک همگی ما از کشته شدن هم‌وطن‌های خود در سانحه تصادف دو اتوبوس با خبر شده‌ایم. پلیس و برخی دیگر شرکت خودروساز را مقصر حادثه معرفی کرده‌اند. خودروساز، شرکت مسافربری و استفاده از لاستیک چینی را عامل حادثه می‌داند. شرکت مسافربری هم احتمالن دیگری و دیگری را و من و شمایی که این نوشته را می‌خوانیم، همه آن‌ها به‌علاوه سیستم… ادامه »تا به حال چند نفر را کشته‌ایم؟!

بهساد در سال ۹۱ – پایان وقت اضافه

در ذهنم آشوبی است. ده‌ها فکر می‌آیند و می‌روند. روزهای آخر سال است و بر اساس قاعده هر سال باید گزارش کار بدهم. سال ۸۹ برای بهساد دقیقه آخر بازی بود و سال ۹۰ و ۹۱ تا به حال دو دقیقه وقت اضافه. خبر خوب برای من این است که  در حوزه نرم افزار جامع آماری، بهساد با نتیجه‌ای که… ادامه »بهساد در سال ۹۱ – پایان وقت اضافه

حکایتی از هشت سال نوشتن – روزنوشت‌های بهساد هشت ساله شد

موضوع ساده است. هشت سال است که روزنوشت‌های بهساد به طور متوسط هر هفته نوشته می‌شود. باز مرور می‌کنم آن را، از اول تا آخر، ۷۲۴ نوشته. از اولی‌ها که خاطرات سازمانی بود و بعد تبدیل شد به تحلیل‌های کسب و کار و این روزها که اگر بیش و کم انتقاد و شکایت و غر اجازه دهد، درون‌گرا تر شده‌اند… ادامه »حکایتی از هشت سال نوشتن – روزنوشت‌های بهساد هشت ساله شد

پایان (برخی از) مشکلات

وب سایت بهساد را خیلی سال است که تغییر نداده‌ایم. مصداق همان ضرب المثل معروف کوزه‌گر و کوزه شکسته. انصافن که خیلی اوراق هم است. چندی پیش اعلام مناقصه هم کردیم که به نظر می‌رسد چون شرایط سختی تعیین کرده بودیم، جز یکی-دو نفر کسی داوطلب نشد. آن یکی دو نفر هم  تجربه کاری مورد انتظار ما را  نداشتند. الغرض… ادامه »پایان (برخی از) مشکلات