عجالتا عرض شود که : جمعه کلی مطلب نوشته بودم برای روزنوشته های بهساد ، نمی دانم چرا منتشر نشده. علی العجاله این چند خط را بنویسم که بیش از این خلف وعده نشود. بابت عدم رعایت مهلت یک هفته ای برای نوشتن عذر خواهی می کنم. چند روز پیش در یک کتابی می خواندم که سه کلمه که هرگز… ادامه »
مجيد آواژ
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
خواننده عزیزی به نام آقای “بهروز” در نوشته قبلی نظری داده بودند در مورد بیکاری دانش آموختگان که با توجه به اینکه این مسئله روز است با اینکه قبلا هم در این مورد نوشته ام ، بازهم چند سطری را خواهم نوشت: شرکت ها به دنبال کارشناس هستند و دانش آموختگان به دنبال کار. به عبارتی یک شکاف عمیق تعریف… ادامه »موجیم که آسودگی ما عدم ماست
طبقه بندی ناظرین کار :
از آنجا که بهساد در تمام مدت زندگی خود با ناظرین محترم ( و گاه نامحترم ) قرین بوده است و به نحوی ارزیابی نتیجه کار ما با این قشر زحمتکش ( و گاه نازحمتکش ) بوده است . دیدگاه نسبتا جامعی در مورد این افراد پیدا کرده ایم. ناظر مجرد: ناظری است که بسیار سخت گیر است و روزی… ادامه »طبقه بندی ناظرین کار :
بهساد در هفته ای که گذشت
عرض شود که : هفته گذشته را بیشتر در سفرهای کاری بودم. این سفرهای کاری هم از آن کارهاست. انرژی بر و انرژی بخش ، انرژی بر از این جهت که سفر است و سفر خستگیهای فیزیکی و زمان بری خاص خودش را دارد که چندان مطلوب نیست. انرژی بخش از این جهت که همه در جهت چشم انداز بهساد… ادامه »بهساد در هفته ای که گذشت
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
عرض شود که : زمستان تمام عیاری است. سرمای نفس گیر زندگی را مختل کرده است. نمیدانم چرا پای صحبت هر کس که می نشینی غر میزند. از غنی و فقیر همه نالانند. چند روز پیش یاسان بودم و گلایه و شکایت داشتند از چند میلیارد تومان مطالبات وصول نشده. و همچنین سایر دوستان به همین وضع ، یکی از… ادامه »به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
یک خطای نابخشودنی!
عرض شود که : نمی دانم چه بنویسم ، آزرده خاطر هستم ، از شرایط عمومی اقتصادی صنعت که به نحوی ما هم به آن وابسته هستیم. و بسیار ناراحت هستم به خاطر از بین رفتن بخشی از اطلاعات شرکت که منحصرا نتیجه سهلانگاری و بی مسئولیتی و بی دقتی است. آنچه پیشبینی شده بود: موضوع از این قرار است… ادامه »یک خطای نابخشودنی!
این روزها در تفکرات من …
عرض شود که : دوستان زیادی از من میپرسند که چرا به گربهها میپردازم، البته من قبلا یک بار هم از سگها نوشته بودم. من فکر میکنم نوشتن از سگ و گربه خواص زیادی دارد. حداقل کمی برای انبساط خاطر فایده دارد. بهتر از این است که بخواهم از عمرو و زید بگویم. با اینحال دیروز یک گربه سیاه بزرگ… ادامه »این روزها در تفکرات من …
عرض شود که : معمولا عادت ندارم که زود به زود بنویسم ، یک جور خوانندگان عزیز بهساد عادت کردهاند که شنبهها بیشتر بیایند، برای خودم هم بهتر است. آن نظمی که در نوشتن نیز انتظار داشتم ، به طور نسبی رعایت میشود. اما به هر حال نوشتن همواره برای من یکی از ارزشمندترین وقایعی بوده است که در همه… ادامه »
داستان آن گربه پیمانکار آشنا را یادتان هست ؟ الغرض اینکه به دلیل بی پناهی و سردی بیش از حد فضای پیرامون ، چند وقت است که یک گربه پشت پنجره رو به حیاط بهساد مینشیند و از گرمای نسبی که از پنجره ساتع میشود استفاده وافر مینماید. از وجنات و سکناتش مشخص است که از اقوام همان گربه سابق… ادامه »
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
هفته گذشته را به طور شدید کار کردم ، باید کم و بیش قبول کنم که از دوران جوانی در حال فاصله گرفتن هستم ، این است که بعد از کار شدید هفته گذشته، بیمار شدم و کار کشید به بیمارستان و سرم و … نهایتا تعطیلی کاری که عاشقانه آن را دوست دارم. شاید عشق و تنها عشق… ادامه »مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش