بازگشت به محتوا

روزنوشت‌های بهساد

نگاه از خود تا به جهان در سایه کسب و کار

    روزنوشت‌های بهساد
    نگاه از خود تا به جهان در سایه کسب و کار
    • روزنوشت ها | محیط کسب و کار

      خالی‌بندان

      توسطمجيد آواژ ۲۹ دی ۱۴۰۲۰۱ بهمن ۱۴۰۲

      جامعه کسب و کار ایران مدت‌هاست که دچار آسیب‌های جدی شده است. آن‌چه که در نگاه اول به چشم می‌خورد تورم و تحریم و نبود چشم‌انداز روشن از کار اقتصادی و عدم ثبات آن‌چنان است که کم‌تر کسب و کاری از قابلیت برنامه‌ریزی قطعی برای دو تا سه سال آینده برخوردار است. اما در لایه‌های…

      ادامه مطلب خالی‌بندانادامه

    • روزنوشت ها

      چیزی به اسم اینترنت

      توسطمجيد آواژ ۲۰ دی ۱۴۰۲۲۰ دی ۱۴۰۲

      نزدیک به یک هفته است که آن چیزی که موسوم به اینترنت است نیز به درستی کار نمی‌کند. با توجه به این‌که پی‌گیری‌ها و تماس‌های مکررم به نتیجه نرسیده‌است، امروز در سامانه شکایات سازمان تنظیم مقررات شکایتی با این متن ثبت کردم. سازمان محترم تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی با سلام و احترام اگر بخواهیم…

      ادامه مطلب چیزی به اسم اینترنتادامه

    • روزنوشت ها

      سامانه مودیان مالیاتی

      توسطمجيد آواژ ۲۸ خرداد ۱۴۰۲۲۸ خرداد ۱۴۰۲

      سال‌ها پیش خروجی کار یکی از هم‌کاران سابق را که قرار بود برای مشتری ارائه شود بررسی می‌کردم. در یک گزارش نه متن‌ها طراز بود و نه فونت‌ها یک‌سان و متناسب. جمع سطر آخر گزارش هم صحیح نبود و چند اشکال واضح دیگر. بر اساس قاعده‌ی رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر درون می‌شد نتیجه…

      ادامه مطلب سامانه مودیان مالیاتیادامه

    • نامه به کارفرما
      ارتباط با مشتريان | روزنوشت ها | مدیریت کسب و کار

      نامه به کارفرمایی که نه پول می‌دهد و نه جواب

      توسطمجيد آواژ ۱۶ خرداد ۱۴۰۲

      حدود چهار سال و یا بیش‌تر می‌شود که ارتباط کمی با کارفرمایان و مشتریان در بهساد دارم و انجام این وظیفه سازمانی بر عهده دوستانم هست. باید اعتراف کنم که به دلایل مختلف این جابجایی مسئولیت به نفع بهساد تمام شده است. سعی می‌کنم در یک نوشته در خواص جابجایی مسئولیت و شیوه‌هایی که در…

      ادامه مطلب نامه به کارفرمایی که نه پول می‌دهد و نه جوابادامه

    • از رنجی که می‌برم، می‌ترسم!
      حال وهواي شخصي | روزنوشت ها | محیط کسب و کار

      از رنجی که می‌برم، می‌ترسم!

      توسطمجيد آواژ ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲

      در زندگی هیچ وقت پول و ثروت و داشتن اولویت اولم نبوده است. البته این دیدگاه برای بهساد گاه مشکلاتی نیز ایجاد کرده است. بروز این مشکلات بیش از هر چیز بر جریان نقدینگی تاثیر منفی داشته است. اما از طرف دیگر وجود این دیدگاه مزیت‌هایی بی رقیب و فرصت‌هایی بی‌نظیر برایمان فراهم کرده است….

      ادامه مطلب از رنجی که می‌برم، می‌ترسم!ادامه

    • حال وهواي شخصي | روزنوشت ها

      پس از هجده سال از اولین نوشته

      توسطمجيد آواژ ۰۳ اسفند ۱۴۰۱

      روزنوشت‌های بهساد در حالی به هجدهمین سال‌ به دنیا آمدنش رسیده که مدت‌های طولانی است که خاک می‌خورد و کم‌تر پیش می‌آید که بنویسم. دلایل زیادی برای این اندک نوشتن وجود دارد که شاید بروز پدیده میکروبلاگینگ و شبکه‌های اجتماعی و از رونق افتادن وبلاگ‌های مثنوی هفتاد من کاغذ یکی از آن‌‌ها باشد. دردها و…

      ادامه مطلب پس از هجده سال از اولین نوشتهادامه

    • روزنوشت ها | فساد اداري و اقتصادی | فلسفه بودن | محیط کسب و کار

      مهاجرت، آری یا خیر؟

      توسطمجيد آواژ ۰۹ خرداد ۱۴۰۱۰۹ خرداد ۱۴۰۱

      تعداد قابل توجهی از دوستان‌مان به کشورهای مختلف مهاجرت کرده‌اند. عده‌ای در فکر آن هستند و عده‌ای هم دلایل و یا الزاماتی دارند که تصمیم گرفته‌اند و یا مجبورند در ایران بمانند. از آن‌جا که این پدیده مدتی ذهن من را هم مشغول به خود کرده بود، دوست دارم تجربه شخصی خودم را در این‌جا…

      ادامه مطلب مهاجرت، آری یا خیر؟ادامه

    • محیط کسب و کار | مدیریت کسب و کار | منابع انسانی

      افزایش دستمزد‌ها، تبعات اخلاقی و سرمایه روانی جامعه

      توسطمجيد آواژ ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۱۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۱

      وزیر کارگران بخش خصوصی، با یک اعتماد به نفس جذاب و در نقش ناجی قشر کارگر در صفحه تلویزیون ظاهر شد و خبر داد که حداقل دستمزد برای سال ۱۴۰۱ در حد ۵۷ درصد افزایش یافته است. سایر سطوح دستمزدی هم در عمل بیش از ۴۰ درصد افزایش داشته‌اند. با این‌حال نه تنها دولت در…

      ادامه مطلب افزایش دستمزد‌ها، تبعات اخلاقی و سرمایه روانی جامعهادامه

    • روزنوشت ها

      مدیر خوب یا انسان خوب؟

      توسطمجيد آواژ ۰۷ اسفند ۱۴۰۰۰۷ اسفند ۱۴۰۰

      در حال کار هستم و صدای شهرام ناظری نازنین را با اشعاری از مولانای جان می‌شنوم و زمزمه می‌کنم.ای سلیمان در میان زاغ و بازحلم حق شو با همه مرغان بساز چون به مرغانت فرستادست حقلحن هر مرغی بدادستت سبق مرغ جبری را زبان جبر گومرغ پر اشکسته را از صبر گو مرغ صابر را…

      ادامه مطلب مدیر خوب یا انسان خوب؟ادامه

    • روزنوشت ها

      باز هم تجربه‌ای از سازمان امور مالیاتی و برخی پیشنهادها

      توسطمجيد آواژ ۰۵ آبان ۱۴۰۰۰۵ آبان ۱۴۰۰

      با توجه به دلایل مختلف که مهم‌ترین آن‌ها کرونا است، تقریبن مدت زیادی است که جایی برای جلسه و یا حتی کار اداری نرفته‌ام. پیش از آن هم که کار مراجعه به سازمان‌های امور مالیاتی و تأمین اجتماعی بر عهده سایر همکاران بوده است. امسال ممیز مالیاتی احضار فرموده بودند که برای توضیح برخی هزینه‌ها…

      ادامه مطلب باز هم تجربه‌ای از سازمان امور مالیاتی و برخی پیشنهادهاادامه

    پیمایش صفحه

    برگهٔ قبلیقبلی ۱ ۲ ۳ ۴ … ۹۳ برگۀ بعدیبعدی

    © ۱۴۰۵ روزنوشت‌های بهساد - قالب وردپرس توسط Kadence WP

    Spam Firewall