ایده‌هایی برای مبارزه با رشوه‌خواری و فرهنگ منحوس آن

می‌دانیم که مدت زیادی است که کم و بیش مطالبی در روزنوشت‌ها نوشته می‌شود در رابطه با موضوع پلید رشوه. حتمن شنیده و یا خوانده‌اید که در پرونده‌هایی مانند فساد بزرگ بانکی و یا پرونده بیمه ایران که چگونه برخی از مقام‌های بلندپایه دولتی، دین، وجدان و شرف خود را به متاع بی ارزش دنیا فروختهاند. کافی است که در همان حال تصور کنیم که در مقابل این جنایت دهشتناک، مردمانی گرسنه هستند و کودکانی بیمار با مرگ دست و پنجه نرم میکنند تا عمق این جنایت مشخص شود.

موضوعی که ذهنم را مشغول کرده این است که باید کاری کرد. نمیتوان و نباید دست روی دست گذاشت. پیش از این هم با کمک دوستان خوبم، حرکتهای وبلاگی را در مبارزه با رشوه و رشوهخواری شروع کردیم که گرچه برای شروع نمره قبولی میگرفت ولی ادامه آن از قوت لازم برخوردار نبود. برای همین به نظرم میرسد که باید حرکت دنبالهداری برای مبارزه با این پدیده شوم دوباره شروع کنیم. ایدههای مختلفی در ذهن دارم که باید پخته شوند، به هر حال به جهت ایجاد توفان ذهنی ایدههای خود را در اینجا طرح میکنم. امیدوارم این ایدهها مورد نقد قرار گیرد و دوستان هم ایدههای ارزشمند خود را مطرح کنند.

اگر این حرکت باعث شود که فقط یک جا رشوهای پرداخت نشود. فقط یک وجدان، بیدار شود. فقط یک سازمان سالمتر شود. ما به نتیجه زحمات خود دست یافتهایم.

اما ایدههایی برای مبارزه با رشوهخواری و فرهنگ منحوس آن:

  1. ایجاد گروه کسب و کار پاک:

    این گروه شامل شرکتهایی هستند که حاضر نیستند به هیچ قیمتی به پرداخت باج و رشوه اقدام کنند. میتوان حتی لوگوی خاصی را طراحی نمود که این شرکتها در وبسایت و حتی سربرگ خود داشته باشند. اینکه رسمن به همه اعلام کنیم که شرکتهایی هستند که رشوه نمیدهند و از رشوهگیرنده تنفر دارند، ممکن است به این منجر شود که سازمانها اصلن وارد مذاکره و عقد قرارداد با اینها نشوند. به هر حال این موضوع به شفافیت بیشتری منجر خواهد شد و عملکرد افراد و سازمانهای پاک و ناپاک را از هم جدا خواهد کرد. این گروه میتواند اینترنتی و در بلند حتی به صورت یک سازمان مردم نهاد ثبت شده نیز فعالیت داشته باشد.

  2. وبسایتی برای اطلاعرسانی

    هیچ چیز بیش از شفافیت و اطلاعرسانی نمیتواند رشوه را نابود کند. به همین دلیل به ذهنم میرسد که وبسایتی داشته باشیم و در آن به تبادل و تضارب آرا در مورد رشوه بپردازیم. حتی میتوان به بیان خاطرات و تجربیات! در این زمینه پرداخت.

    من به نوبه خود اگر جایی رشوه داده باشم، نمیتوانم آن را با شناسنامه خودم به راحتی بیان کنم. اما اگر لازم باشد جایی به صورت ناشناس از تجارب رشوه دادن و ندان خود بگویم به نظرم شدنی است. البته به شرطی که اشاعه فحشا (آیا فحشایی بدتر از رشوه وجود دارد؟) محسوب نشود و با آبروی دیگران نیز بازی نشود.

  3. پُست ماه:

    برخی وبلاگها، پُست هفته خاصی دارند که به عنوان نمونه هر پنجشنبه در مورد مدیریت مینویسند. برای دوستان من و من که هفتهای یکی دو بار بیشتر مطلب جدید منتشر میکنیم، سخت است که هر هفته مطلبی خاص را به رشوه و مبارزه با فساد اداری اختصاص بدهیم. اما میتوان برای آن یک دوره ماهیانه در نظر گرفت. مثلن در روزنوشتهای بهساد آخرین مطلب هر ماه به موضوع مبارزه با رشوه و فساد اداری اختصاص داشته باشد.

 

من برای بهبود زخمهای مردم سرزمینم، برای کودکان سرگردان در چهارراهها، برای بیماران اسیر بیماری و فقر و برای همه آنها که درد کشیده بیعدالتی ِ منتج از فساد اداری و اقتصادی هستند خود را متعهد میدانم که با بضاعت اندک خود با این پدیده شوم مبارزه کنم و اولویت خود را نیز در این راه، کار فرهنگی میدانم. برای همین از همه دوستان و حتی غیر دوستان و همه کسانی که این سطرها را میخوانند میخواهم که به هر راه ممکن به مبارزه با این پدیده شوم بپیوندند و همدیگر را یاری کنیم.

پی نوشت: همه نوشتهها در ارتباط با فساد اداری