تغییر هنجارهای کاری جامعه

شاید یکی از اشکالات من این باشد که خیلی در جمع‌های غیر مرتبط با علاقه و کارم شرکت نمی‌کنم. برای همین بعضی چیزها را که کشف! می‌کنم برای تازگی دارد. از جمله:

من کار کردن را از سن ۱۹ سال‌گی یعنی ترم چهارم دانشگاه شروع کرده‌ام. اولین کار رسمی من اپراتوری کامپیوتر بود. بعد مدتی به عنوان میرزا بنویس در دبیرخانه یک کنفرانس مشغول به کار شدم (با خودکار و ماژیک و قلم نی) و بعد از آن به تدریج کارهایم جنبه کارشناسی‌تر و اجرایی‌تری پیدا کرد (رسم نمودار و جدول به وسیله کامپیوتر!) و مسئول سایت کامپیوتر دانشکده. در زمان دانشجویی انتظار دریافت پول بابت کارکردن نداشتم. همین که یک استاد حاضر بود در شرکت او کار کنم، برایم بزرگترین افتخار و ارزش محسوب می‌شد. البته درآمدی به فراخور هم داشتم از قرار ساعتی ۲۰ تومان ! حتی به پروژه‌های دانشجویی با این دید نگاه می‌کردیم که قرار است که پس از مهندس شدن، این کار را به صورت جدی‌تر در صنعت نیز انجام دهیم (زهی خیال باطل). برای همین بود که برای انجام پروژه درس طرح‌ریزی واحدهای صنعتی، چهار شبانه روز بیدار ماندیم! و به نوبت چرت می‌زدیم.

یادم می‌آید که در سن ۲۳ سالگی که تازه از دانشگاه، فارغ‌التحصیل شده بودم، به همراه جمعی از دوستان به دنبال آخرین تکنولوژی‌های نرم‌افزاری و کار در فلان شرکت و بهمان کارخانه بودیم. از اینترنت خبری نبود، برای همین ،کپی کم‌رنگ راهنمای یک نرم‌افزار، اگر پیدا می‌شد در حکم جواهر بود…. وفور فرصت‌های کاری فراوان از یک جهت و توازن در خروجی دانشگاه‌ها و اعتماد به نفس ذاتی من و امثال من باعث شده بود که حق انتخاب زیادی برای محل کار خود داشته باشیم و هر جا را که دوست نداشتیم با صدور یک بیانیه مفصل در محکومیت نقاط ضعف آن شرکت و ناتوانی مدیران آن! به راحتی ترک می‌کردیم. صد البته اقتضائات جوانی نیز در حد یک دانشجوی بی‌خبر از همه جای صنعتی وجود داشت!

اما چندی پیش در یک جمع خانوادگی حضور داشتم متوجه شدم که تفاوت افراد ۲۳-۲۴ امروز با ما در روزگاری که در همین سن بودیم چقدر زیاد است.

آن تفکرات آن سال‌های ما کم‌تر به چشم‌ می‌خورد. به نظر می‌رسد که با گسترش Fast Food در میان جوان‌تر‌ها، انتظار وجود Fast Job، Fast Wealth و Fast Welfare و ده‌ها Fast… دیگر هم افزایش یافته است…

خوب که نگاه کنیم متوجه می‌شویم که شاید در تفکرات افراد هم‌سن من نیز با افرادی در همین سال در ۱۶ سال پیش تفاوت‌های زیادی وجود دارد. به نظر می‌رسد هنجارهای کاری جامعه در حال تغییر است. مصرفگرایی و ثروتگرایی تجملاتی و غیرسازنده به شدت در حال افزایش است. پُست مدرنیستی که بدون مدرنیست و بدون الزامات آن اتفاق بیفتد به شدت ویرانگر خواهد بود.

 

پینوشت: در کنار حجم زیادی از نوشتههای انتقاد از خود، اجازه بدهید که یک نوشته تعریف از خود نیز داشته باشم! قول میدهم به جایش بازهم انتقاد از خود بنویسم