تغییر هنجارهای کاری جامعه – این‌بار اخلاق

مدت زیادی ننوشتم. مباحث و نظرهایی بسیار ارزشمند در نوشته قبل مطرح شد که هر پاسخی که می‌خواستم به آن‌ها بدهم، ناقص بود. اگر برخی شدید شدنها و تنبلیهای این روزهای من مورد اغماض قرار بگیرد، باید بگویم که دلیل ننوشتم این بود احساس میکنم که باید در مورد مباحث مطرح شده کمی عمیق شوم و شاید یک مدل دینامیک سیستم را توسعه دهم که هیچ موضوع و پارامتری در آن مغفول نشود و این کار کمی وقت میخواهد و ذهن آزاد.

یکی از دیگر پارامترهایی که در مدل دینامیک سیستم هنجارهای کاری اجتماع با آن روبرو هستیم، موضوع اخلاق است. موضوع این است که این روزها جامعه با تغییر هنجارهای اخلاقی روبرو است. رشوه و دروغ گسترش یافته است و به عنوان ابزار مدیریت تلقی میشوند. رشوه و دروغ هر دو دارای کارکردهای برونسازمانی زیادی شدهاند که متاسفانه این روزها با یکی دو مدل کثیف از آن روبرو هستم.

اما چاپلوسی (بخوانید نفاق) و دروغ دو آفت درون سازمانی هستند که هر سازمانی را به انحطاط میکشانند. شوربختانه دروغ در تمامی موارد دارای نقشی پر رنگ است. دروغگویی افراد به همدیگر مشتمل بر مدیران، کارکنان و کارفرمایان عرف منحوسی است که سرطانوار در حال گسترش است. پس در تغییر هنجارهای کاری جامعه تا اینجا این عوامل دخیل هستند.

  • اخلاق
  • سطح علمی جامعه
  • اقتصاد (دانشمحور) و کارکردهای آن

این سه عنصر تا به اینجای کار دارای تاثیرهای فراوان در تعیین و تغییر هنجارهای کاری جامعه هستند. به یقین نظرهای ارزشمند دوستان میتواند در تبیین مدل دینامیک سیستم هنجارهای کاری نقشی تعیین کننده داشته باشد.

 


 

3 فکر می‌کنند “تغییر هنجارهای کاری جامعه – این‌بار اخلاق

  1. وفا

    آقای آواژ عزیز
    بحث اخلاق همانطور که مرقوم نموده اید بحث پیچیده ای است. از منظر رفتار سازمانی، واقعاً نمیتوان بحث اخلاق را خیلی عمیق بررسی کرد. در جائی در وبلاگ اشاره ای به این موضوع شده است: thomasint.blogfa.com/post-29.aspx و اینکه این مقوله بیشتر به لایه های دیگری از ساخت فرد برمیگردد. مثلاً به شخصیت فرد، یا به نظام ارزشی که فرد واقعا به آن اعتقاد دارد (نه آنکه ادعایش را دارد)
    اما بر اساس برخی پارامترهای رفتاری میتوان پتانسیل فرد را برای اینگونه موارد بررسی نمود. مثلاً کسی که میخواهد به هر قیمتی محبوب بماند یا محبوبیت کسب کند، پتانسیل دروغگوئی یا چاپلوسی اش بیشتر میشود، اما اگر در نظام ارزشی اش این کارها نهی شده باشد، ممکن است این کارها را نکند.
    اینجاست که اهمیت کارکردن روی نظام ارزشهای سازمانی اهمیت خود را نشان میدهد.
    رفتار ما در واقع نمایشی است از تلفیق آنچه باور داریم با آنچه انجام میدهیم تا موفق تر باشیم.
    اگر زیرساخت را درست کنیم، بیشتر ممکن خواهد بود که از آن رفتارهای ناپسند دور شویم.
    سربلند باشید

    1. مجيد آواژ

      جناب آقای کمالیان عزیز:
      برگردیم به بحث نوشته قبل. کارشناس مشکل دارد؟ رفتار من بد است ؟ حقوق و مزایای کافی دریافت نمی کند؟ همه این ها درست. برای چه دروغ می گوید؟ برای چه چاپلوسی رواج پیدا می کند؟ برای چه دزدی رواج پیدا می کند؟ من با همه این پدیده ها روبرو بوده ام. اگر بخواهیم دلایل بی اخلاقی در محیط کار را توضیح دهیم، هیچ یک از مواردی که بر شمردم دلیلی بر بی اخلاقی نیست. ما با ضعف هنجارهای اخلاقی در جامعه روبرو هستیم و این فاجعه است.

      1. وفا

        جناب آقای آواژ
        دروغگوئی یک ابزار است. برای بعضی برای ترفیع، برای بعضی برای پنهان شدن و خلاصه برای هر کس یک کاربرد میتواند داشته باشد.
        وقتی انسانها دنبال مسیرهای کوتاه هستند، وقتی فکر میکنند که سازمان آماده است که به دروغگوها میدان بدهد، وقتی میبینند برد به هر قیمتی ارزش است، ممکن است اینطور فکر کنند که زمان استفاده از این ابزار رسیده است.
        مدیران هم نمیتوانند بازرس گونه عمل کنند، اما به نظرم میتوانند مزایای دروغگوئی را کم و منافع راست گوئی را برجسته کنند،‌میتوان امید داشت که این عادت زشت رخت بر بندد.
        سربلند باشید

دیدگاه‌ها بسته هستند.