پرش به محتوا

روزنوشت ها

پاسخ به دو نقد

دو نقد خوب درباره نوشته‌های من درباره مشاوره مدیریت نوشته‌ شده است (۱ و ۲) که جدای اندکی بی‌انصافی در آن‌ها (به خصوص نوشته آقای یراقی) به نظر من به نحوی تایید کننده نظرهای من درباره (بخش قابل توجهی) از مشاوران ایرانی هستند. هر دو منتقد، مشکل‌دار بودن این حوزه از خدمات را تایید کرده و البته دلایلی برای آن… ادامه »پاسخ به دو نقد

توضیح واضحات!

نوشته قبلی من به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد. جدا ازجو سازی‌ها و تهمت‌ها و غیبت‌هایی که پشت سرمن شد و به عبارتی از پیش، بیش‌تر ادامه پیدا کرد، یک نفر هم در ذیل نوشته نظری مرقوم فرمود که بد نیست که آن و پاسخ من را هم درباره آن مشاهده کنید. مطابق آن‌چه که مشهور است و مشاوران هم خود… ادامه »توضیح واضحات!

گاه که آرام هستم

نه قصد نصیحت دارم و نه صلاحیت صدور دستور‌العمل. نه روان‌شناس هستم و نه حتی تحصیلات و مطالعات جامع و کافی در مورد آن دارم بنابراین بر خلاف نوشته‌هایی که “ده راز بزرگ خوش‌بختی” را بیان می‌کنند و یا این‌که “شش روش لازم برای آرامش روانی شما!!” را توصیه می‌کنند، این نوشته مخاطب دوم شخص ندارد و بیش‌تر بیان یک… ادامه »گاه که آرام هستم

آموزش و مشاوره مدیریت – بخش اول

خیلی وقت است در نظر دارم درباره موضوع مشاوره و آموزش مدیریت مطلبی بنویسم که به دلایل مختلف به جز مطلب کوتاهی که در وبلاگ انگلیسی بهساد نوشته شد، موضوع ماند تا امروز. در قسمت اول به معرفی فعالان بخش مشاوره و آموزش مدیریت می‌پردازم و در قسمت‌های بعدی وضعیت و مشکل‌‌‌‌‌های آن بررسی می‌شود. افراد فعال در حوزه مشاوره… ادامه »آموزش و مشاوره مدیریت – بخش اول

سال جدید، آشپز جدید

بعد از حدود هفت سال آشپز بهساد عوض شد. مدتی بود قصد تغییر آشپز را داشتم ولی بنا به ملاحظاتی دست به این کار نمی‌زدم. تا اینکه اسفند ماه سال گذشته خودشان اعلام کردند که قصد ادامه همکاری با بهساد را ندارند و من هم خیلی سریع پذیرفتم و با اندکی پرس و جو آشپز جدید را انتخاب کردیم. برنامه… ادامه »سال جدید، آشپز جدید

خاطره‌ای از یک مصاحبه

روزی فردی برای مصاحبه آمدند و علی‌رغم این‌که از نظر فنی قابل قبول بودند فقط به این دلیل رد شدند که جواب سئوالی را که بلد نبودند، به نحوی ساختند و اذعان به بلد نبودن نکردند. یعنی خودشان هم می‌دانستند که این جواب بسیار با جواب واقعی فرق دارد، اما شاید با “جیگر!!!” فرض کردن مصاحبه کننده‌‌ها! و شاید با… ادامه »خاطره‌ای از یک مصاحبه

بازهم در مذمت تعطیلات

  این عکس را که در فیسبوک دیدم، من را خیلی عمیق به فکر فرو برد. این عکس مربوط به یک کلاس درس است که حدود ۴۵ روز بعد از بمباران اتمی شهر هیروشیما ژاپن گرفته شده است. تصویر به اندازه کافی گویا و عمیق می‌باشد که نخواهم در مورد وجدان کاری آنان صحبتی کنم. من فکر می‌کنم که اگر… ادامه »بازهم در مذمت تعطیلات

اشتباه در الگو‌پذیری

همیشه وقتی که صحبت از یک شرکت نرم‌افزاری می‌شود، گوگل و مایکروسافت، وقتی صحبت از بازاریابی و ارائه می‌شود مرحوم! استیوجابز و وقتی صحبت از تغییر سازمان می‌شود جک ولش و جنرال‌موتورز را به عنوان نمونه‌هایی از شرکت‌های موفق و روش‌های کارآمد مدیریت مطرح می‌کنیم و سعی در الگوپذیری خواهیم داشت. این کار به نظر من از جهات مختلف اشتباه… ادامه »اشتباه در الگو‌پذیری

به نظر می‌رسد که تعطیل است!

چندی پیش مدیرعامل یکی از سازمان‌ها وقتی که گزارش عمل‌کرد یکی از شرکت‌های زیر مجموعه را مطالعه کرده بود، پس از عدم رضایت از کار آن‌ها، در هامش گزارش عمل‌کرد شرکت یاد شده نوشته بود که “به نظر می‌رسد تعطیل است” امروز برای اولین روز کاری سال ۱۳۹۲ به بهساد آمدیم. اما با توجه به وضعیت خیلی از سازمان‌ها در… ادامه »به نظر می‌رسد که تعطیل است!

سال خوب…

عیدی‌ها، دید و بازدیدها، شادباش‌ها و خنده‌ها … بهار دوباره آمده‌است و یادم می‌آید سال گذشته همگی برای هم‌دیگر سال خوبی آروز کرده بودیم خواه این آرزو بر اساس لقلقه زبان و عادات فرهنگی باشد و خواه آرزویی از اعماق دل من آن را به طور کامل تا قسمتی بی‌خاصیت می‌دانم و اگر هم اندک فایده‌ای برای آن متصور باشد… ادامه »سال خوب…