درباره روزنوشته هاي بهساد
  • روزنوشت هاي بهساد توسط کارکنان و دوستان  شرکت بهساد نوشته مي شود و بيانگر خاطرات ، نظرات ، اصطلاحات و به طور کلي فرهنگ سازماني اين شرکت مي باشد.
    اين روزنوشت حداقل هفته اي يک بار به روز خواهد شد.

 

جدیدترین نوشته ها
  • عکس هاي جديد و قديم از بهساد اين آقا مسعود قلمي...
  • اين نوشته اي که مي بينيد ، بخشي از مستنداتي است ک...
  • عرض شود اين يک پست به درخواست آقاي نيک مهر عکسي ک...
  • بازهم عرض شود که : امروز يعني جمعه با تمامي همکارا...
  • عرض شود که به دليل مسافرت در روز جمعه نشد که وبلاگ...
  • ساختمان جديد بهساد در حال ساخت مي باشد.... چها...
  • چهار روز تعطيلي ناخواسته ، تقريبا فرصت خوبي بود که...
  • انتقاد از خود! با توجه به افزايش تعداد کارکنان ، د...
  • ديدگاه جهاني در تفکر شرکت ياسان يکي از همکاران در...
  • چند روز پيش بود که هپکو جلسه داشتيم ، آقاي نخعي هم...
پيوندهاي مرتبط
  • سايت رسمي بهساد

  • شرکت هپکو

  • وزارت جهاد کشاورزي

  • استانداري مرکزي

  • شوراي عالي انفورماتيک

  • استانداري گيلان

  • استانداري يزد

  • شرکت آونگان

 

 

شمارش گرها
  

آن داستان گربه اي که در يکي از ادارات ديده بودم يادتان هست ؟
چند وقت پيش داشتم مي رفتم خدمت يکي ازمشتريان محترم که در محوطه يک سگ تا حدودي خشمگين سر راهم ظاهر شد. يک لحظه به هم نگاه کرديم و نگاهمان در هم گره خورد. با خودش فکر مي کرد که حمله کند يا نکند. احتمالا در اين تفکر بود که قيافه من به پيمانکار مي خورد يا نه ؟من با خودم مي گفتم که اگر اين سگ عزيز بداند من پيمانکار هستم و ماه ها بستانکاري هاي عقب افتاده دارم و ... ، دلش برايم خواهد سوخت و کاري به کار من نخواهد داشت. باز فکر کردم که يک شب سگ ها به دکتر و حنيف بيات حمله کرده اند و هيچ در نظر نداشته اند که آنها پيمانکارند . در اين تفکرات روشنفکرانه عميق در مورد سگ ها به سر مي بردم و با تمام ترسي که از سگ ها دارم ، تصميم گرفتم از او عکس بگيرم.البته برخلاف آن گربه جرات نزديک شدن به آن را نداشتم. حتما به خوبي مي دانيد که سگ ها گاز مي گيرند و اين گاز گرفتنشان حسابي باعث درد سر مي شود.
سرانجام از او عکس گرفتم ، با تعجب نگاهي کرد و رفت!.
  •  نویسنده: - ساعت 10:19 AM        لینک               

0 نظر :

ارسال يک نظر