مجيد آواژ

روزی که نمی‌خواستم ادامه دهم

اگر از من پرسیده شود که سخت‌ترین شرایط بهساد در شانزده سال گذشته چه زمانی بوده است به یقین از زمستان ۱۳۹۲ یاد خواهم کرد. وابستگی به بازار دولتی و وجود برخی ضعف‌های ساختاری ما در آن زمان باعث شده بود که رکود و تورم بالای آن سال که نتیجه هشت سال کشورداری! دولت‌های نهم و دهم بود کسب و… ادامه »روزی که نمی‌خواستم ادامه دهم

شرکت‌های زنجیره‌ای خصولتی، اقتصاد غیر مولد و …

جز چند کشور معدود در دنیا، برخی شاخص‌های  شفافیت اقتصادی جزء بدترین‌های دنیاست. دلایل بسیار زیادی برای آن وجود دارد. به نظر می‌رسد دولت تمایلی برای واگذاری شرکت‌های دولتی و خصولتی خود را به بخش خصوصی واقعی ندارد. (این موضوع را رییس جمهور محترم نیز اشاره کرده‌اند) در این راستا با ایجاد شرکت‌های زنجیره‌ای فرآیند خصوصی‌سازی را تا حد غیر… ادامه »شرکت‌های زنجیره‌ای خصولتی، اقتصاد غیر مولد و …

وقتی که حوض آبی و ماهی قرمز و شمعدانی‌ها را کُشتیم!

به جز روزها و لحظه‌هایی که در بهساد هستم و با همکارانِ جان زندگی می‌کنیم، وقتی در کوچه و خیابان و با مشتریان و این و آن هستم، هر جا می‌روم صحبت از قیمت ماشین است و دلار و سکه و پراید چهل میلیون تومانی و حرص و حرص و حرص و آز و آز و آز و حسرت و… ادامه »وقتی که حوض آبی و ماهی قرمز و شمعدانی‌ها را کُشتیم!

معضلات اقتصادی و بحران‌های اخلاقی جامعه

چند سال پیش کتاب «خاطرات یک دختر جوان» را که خاطراتی بود از (آنِ‌فرانک) یک دختر یهودی در دوران جنگ جهانی دوم خواندم که بخش عمده‌ای از آن اختصاص داشت به رفتار اروپایی‌ها در آن دوران. خیانت، جعل، احتکار و … بسیاری از خصوصیات زشت آدمیان را می‌توان در بسیاری از این خاطرات خواند و با خود گفت این اروپایی‌های… ادامه »معضلات اقتصادی و بحران‌های اخلاقی جامعه

روزگاری که همه کاسب هستند، هیچ کس کاسب نیست!

سال‌ها پیش وقتی به دوران کودکی  و اوان جوانی خود فکر می‌کنم کم و بیش چیزهایی از جامعه به یاد می‌آورم. زمانی که پزشک، پزشک بود و به درمان بیماری فکر می‌کرد. مهندس، مهندس بود و به فکر خلاقیت و یادگیری بود. کارمند، کارمند بود  و به طور عمده می‌توانست با رعایت اصول صرفه‌جویی و پس‌انداز به خواسته‌های عرفی زندگی… ادامه »روزگاری که همه کاسب هستند، هیچ کس کاسب نیست!

آفتاب سوزان کویر اقتصاد

ظهر داغ تیرماه ۷۶ در میدان صبح‌گاه پادگان صفر-یک تهران قدم آهسته می‌رفتیم. اسلحه ژ-۳ را با دو دست روبروی سینه گرفته بودیم و در هر قدم رژه باید پایمان را تفنگ می‌رسانیدیم. هوا بسیار گرم و طاقت فرسا بود و من بعد از درس و دانشگاه و کار، حالا داشتم کاری را انجام می‌دادم که می‌توانست زجر آور باشد.… ادامه »آفتاب سوزان کویر اقتصاد

چرا نمی‌توانید از ابزارهای مدیریت عملکرد استفاده کنید؟ (قسمت اول)

این مطلب را در وبلاگ بهتایم نوشتم، دیدم مدت‌هاست که چیزی ننوشته‌ام این‌جا، گفتم خالی از فایده نیست که این‌جا هم منتشر شود. یک روز آخر هفته در محل کار و یا منزل نشسته‌ایم و خسته از کارهای روزانه یک کانال تلگرام را باز می‌کنیم و یا رادیو و یا تلویزیون از عوارض چاقی می‌گوید. نگاهی به شکم ورقلمبیده خود… ادامه »چرا نمی‌توانید از ابزارهای مدیریت عملکرد استفاده کنید؟ (قسمت اول)

گوشه‌هایی از شانزده سال تجربه – داستان بهتایم

اسفند ماه سال ۸۰ یعنی زمانی که بهساد هنوز به دنیا نیامده بود ما سه شریک یک تصمیم کلیدی گرفتیم که تاکنون نیز در بهساد جاری است. قرار گذاشتیم هر کسی متناسب با کاری که انجام می‌دهد حقوق بگیرد و نه کسی حق غر زدن دارد که چرا من بیش از دیگران کار می‌کنم (چون متناسب با کارش حقوق می‌گرفت)… ادامه »گوشه‌هایی از شانزده سال تجربه – داستان بهتایم

شانزده سالگی بهساد

بیست و یکم فروردین امسال، بهساد شانزده ساله شد. خیلی  دوست داشتم و دوست دارم که به خصوص یک نوشته تحلیلی در مورد پنج سال گذشته بهساد بنویسم. شاید در چند وقت آینده آن را ابتدا برای خودم بنویسم و بعد تا آن‌جا که بتوانم آن را منتشر کنم. با وجود شرایط بد اقتصادی در کشور، بهساد در پنج سال گذشته… ادامه »شانزده سالگی بهساد

مصاحبه دانشجویی

سال ۱۳۷۴ من اولین دبیر و جزء موسسین انجمن علمی دانشکده صنایع در صنعتی اصفهان بودم. مسابقه علمی  و گاه غیر علمی برگزار می‌کردیم، برنامه بازدید از کارخانجات و سفرهای علمی در شهرهای مختلف می‌گذاشتیم و فضای به شدت بسته و فقط آموزشی خیلی سخت آن دوران را تبدیل کردیم به یک فضای با نشاط و پر انگیزه. دکتر حسین… ادامه »مصاحبه دانشجویی