انتقاد از خود

دوستی بزرگوار توصیه‌ای به من داشتند که در انتقاد به خود در جمع، کمی رعایت کنم و برخی مصالح را در نظر بگیرم. به درستی اشاره‌ای می‌کردند که این‌گونه نوشتن، حتی اگر متضمن شجاعت هم باشد، در دیدگاه عموم برداشت‌های دیگر و حتی تعابیر منفی و مضر هم خواهد داشت. وقتی که عمیق به موضوع فکر می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که توصیه‌ای درست و بیان آن به دلیل وجود یک دوستی کوتاه ولی عمیق است.

از طرف دیگر باور دارم که ریشه بسیاری از مشکلات سازمانی و حتی فراتر از آن سرمنشاء همه بدی‌ها و کاستی‌ها و حتی جنگ‌ها و جنایت‌های بشری، “خودپرستی” و “انانیت” افراد می‌باشد.

شاید بی‌دلیل نیست که در تفکر سیستمی‌ هم توصیه شده است که هرگز نباید شرایط محیطی را سرزنش کرد و باید به جای نگاه به بیرون از پنجره برای یافتن ریشه مشکلات، به آینه روبرو نگاه کرد و آینه چو نقش ما را راست بنماید، چه کاری به‌تر از خود شکستن و چه خطایی بزرگ‌تر از آینه شکستن!

با توجه به این‌که من خود حجاب خود بوده و هستم، از این رو تصمیم‌ کبری (به معنی بزرگ) گرفته بودم که پیش از هر چیز پرده‌های “من” را از مقابل خود کنار بزنم تا برای دستیابی به عالمی دیگر، از نو آدمی ساخته شود.

برای من انتقاد و یا حتی شماتت خود در جمع یک تجربه جدید محسوب میشود و در اینگونه نوشتن ممکن است تندرویها و اشتباهاتی را نیز مرتکب شوم و بدین جهت توصیه دوست شفیقم را آویزه چشم قرار خواهم داد. اما از طرف دیگر، فرآیند نگاه به خود و خودشکستن را مورد نظر خواهم داشت.