پرش به محتوا

روزنوشت ها

نکاتی در باب آداب گفتگو

خیلی کم‌رنگ به یاد می‌آورم سمیناری را که دکتر ارباب شیرانی عزیز در دانشکده برگزار نموده بودند در باب انتقال تکنولوژی. ولی به خوبی  نکته‌ای که مطرح شد را یادم هست که گفتند  پیش از انتقال هر تکنولوژی نیازمند  آنیم که فرهنگ آن هم انتقال یابد وگرنه این انتقال ناقص محسوب می‌شود و تبعات زیادی دارد. از تکنولوژی‌هایی که امروز… ادامه »نکاتی در باب آداب گفتگو

استعلام برای VOIP

قصد داریم بین دو دفتر بهساد در دو شهر مختلف VOIP برقرار کنیم. دوستان و شرکت‌هایی که علاقمند به این کار هستند و البته دارای تجارب لازم هم برای این‌کار می‌باشند و سخت‌افزار و تجهیزات لازم را می‌توانند سریع تهیه کنند، اطلاع بدهند تا RFP را برای آن‌ها بفرستیم. کار ساده و جمع و جوری است که امیدواریم بتوانیم خیلی… ادامه »استعلام برای VOIP

نیاز واقعی

فلانی دستش تو جیبش هست، راست راست می گرده، سر برج هم حقوقش را می گیرد و به ریش سازمان هم می‌خندد. بهمان مدیر دو ریال دُهُل نمی زند، وضعیتش هم از ما بهتر است هر روز هم ارتقا و پاداش می‌گیرد. خر حمالیش مال ماست و مزایا مال آن‌ها این‌جا فقط چاپلوسی و نماری جواب می‌دهد. دزدی‌های فلانی  برای… ادامه »نیاز واقعی

جاسوسی پلشت

از آنجا که مدل کار و کسب تجاری بهساد B2B است، یعنی این‌که مشتریان ما فقط سازمان‌ها هستند، خیلی پیش می‌آید که سازمانی که قصد خرید نرم‌افزارهای بهساد را دارد، به سراغ مشتریان فعلی ما می‌رود و سیستم را مشاهده می‌کند و از عمل‌کرد و سوابق ما می‌پرسد. مشتریان هم به طور عمده از پیمان‌کار خود بد نمی‌گویند. چرا که… ادامه »جاسوسی پلشت

اعتراف می‌کنم، پس هستم!

بارها گفته‌ام یکی از عوامل بروز مشکل‌ها در جامعه ما خود محور پنداری بسیاری از ما است. تو گویی که ستون فقرات ما محور کره زمین است و زمین و زمینیان به دور آن می‌چرخند. همین است وقتی که صحبت کار و کسب می‌شود اول از همه خود من و بعد هم بقیه از بدی کارفرمایان و مشتریان مثنوی می‌گوییم… ادامه »اعتراف می‌کنم، پس هستم!

نوشته‌هایی که حذف شد!

خب کلی نوشتم و نمی‌گویم “پاک کردم”، “حذف کردم،” نوشته‌هایم پاک بود. ولی آن‌قدر پاک که آن‌ها یارای ماندن در این جامعه کثیف را نداشتند. موضوعی که می‌خواستم بنویسم، از لحظات تلخ مصاحبه در بهساد بود که از آن صرف نظر کردم.

در اطراف کار و کسب

چهار ماه گذشته است که با وجود نیروی مقیم و پشتیبانی پر دردسر هر روز، مشتری می‌گوید ردیف بودجه برای عقد قرارداد پشتیبانی ندارند. هر روز هم تغییرات و درخواست پشتیبانی آن‌قدر هست که یکی دو نفر را در داخل بهساد مشغول می‌کند. هنوز هم غر و غر می‌کنند که چرا فلان کار انجام نشد و بهمان شد و ال… ادامه »در اطراف کار و کسب

پراکنده گویی‌…

کمی مسافرت بودم و کمی درگیر. مسافرت از آن‌هایی که موبایل را خاموش می‌کنم و فقط یک خط اعتباری برای خانواده روشن می‌شود. مهم‌تر از همه این‌که ذهن را خاموش کردم. به نظر من در بازه‌های زمانی خاصی می‌توان و باید ذهن را از کار و کار و کار خاموش کرد. احساس تازگی به ذهن دست می‌دهد. به خصوص اگر… ادامه »پراکنده گویی‌…

توسعه کمی آموزش عالی، بحران‌هایی که به وجود آمده‌ است

آن‌ها که من و بهساد را از نزدیک می‌شناسند، از حساسیت (شاید بیش از حد) من نسبت به توسعه بی‌حد و حصر آموزش عالی در کشور بدون توجه به پیش‌نیازهای آن، خبر دارند. من بارها در کنار مسائل دیگر و شاید یک‌بار هم به طور مستقیم به این موضوع پرداخته‌ام. تولید انبوه مدارک تحصیلی به طور مشخص دارای چند عارضه… ادامه »توسعه کمی آموزش عالی، بحران‌هایی که به وجود آمده‌ است

داستان طولانی سرزنش محیط و غفلت از خود

در دوران دبیرستان دوست و یک رقیب درسی داشتم به نام علی (علی‌رضا) که شاید تنها فردی باشد از آن دوران که هنوز هم کمابیش باهم ارتباط داریم. انصافن باید گفت که درس علی به خصوص در ریاضیات از من به‌تر بود. (در واقع نفر اول المپیاد ریاضی استان بود) برای همین‌هم یک‌ جور مرجع محسوب می‌شد و اگر به… ادامه »داستان طولانی سرزنش محیط و غفلت از خود