پرش به محتوا

مجيد آواژ

جایگاه دروغ در بازاریابی

عرض شود که: این روزها بسیار بسیار شدید هستم. تا این حد که من که اصولا از زمان دانشجویی و حتی قبل از آن عادت به سر شب خوابیدن نداشته‌ام و اصولا شب‌درس و شب برنامه‌نویس محسوب می‌شده‌ام، حالا سر شب از شدت خستگی خوابم می‌برد. البته این نوع شدید بودن تاثیر خود را در روزنوشت‌نویسی هم داشته است و… ادامه »جایگاه دروغ در بازاریابی

در و دیوار هم حرفی برای گفتن دارند

در مسافرت کاری هستم و کمی ذهنم معطوف آن است. شاید به همین دلیل کمی در نوشتن با برنامه روزنوشت‌ها تاخیر ایجاد شد که بابت آن عذر خواهی می‌کنم. اما خیلی خلاصه عرض شود که: دیروز پی بردم که شاید به طور غیر ارادی داریم دارای تخصص سازمان‌شناسی می‌شویم! سازمان شناسی نه با مطالعه فرآیندها و گفتگو با افراد آن.… ادامه »در و دیوار هم حرفی برای گفتن دارند

تبلیغات کرگدنی بهساد

برای شرکت در نمایشگاهی به نسبت تخصصی با دوستان و همکاران به دنبال ایده‌‌ای بودیم تا بتوان غرقه بهساد را به نحوی متمایز ارائه داد. طرح‌های متفاوتی مطرح شد و سر انجام همگی با ایده کرگدن به توافق رسیدیم. چند وقت پیش بود که از کرگدن نوشته بودم و این‌که این روزگار باید کرگدنی بود و حالا فرصت می‌شد که… ادامه »تبلیغات کرگدنی بهساد

همینا

خیلی وقت است که می‌خواهم مطلبی در مورد همینا بنویسم. تا اینکه متوجه شدم که این روزها، سال‌روز به دنیا آمدن همینا است و این بهانه‌ای شد برای نوشتن از موضوعی که ذهنم را قلقلک می‌داد برای نوشته شدن: در بین کسب و کارهایی که این روزها به وجود می‌آیند و گاه در اینترنت شروع به کار می‌کنند، همینا دو… ادامه »همینا

“من اشتباه کردم”

چند سال پیش در جایی خواندم که کم‌تر مدیری این سه کلمه را در یک جمله به کار می‌برد. اما می‌خواهم اعتراف کنم که “من اشتباه کردم”. امسال و به خصوص این ماه خیلی زیاد به عمل‌کرد چندین ساله خود در بهساد فکر کرده‌ام. در این مدت ممکن است که تصمیم‌های درستی هم گرفته باشم، اما به یقین اشتباه‌های کاری… ادامه »“من اشتباه کردم”

ندانستن عیب نیست، دروغ‌ گفتن فاجعه است

به چند داستان زیر توجه کنیم، این‌بار در راستای جوالدوزی که همیشه به مشتریان می‌زنیم، کمی قصد دارم سوزنی به هم‌صنفی‌های خود بزنم: یکی از دوستان در یک شرکت دولتی قصد صحبت با فروشنده یک نرم‌افزار را داشت. به من گفت که با فروشنده تلفنی صحبت کنم تا زبان مشترکی داشته باشیم. از دوستم خواستم تا من را پرسنلی از… ادامه »ندانستن عیب نیست، دروغ‌ گفتن فاجعه است

استیو جابز و نکته‌ای برای ما

استیو جابز از دنیا رفت. برای خیلی‌ها خبر دردناک بود و شاید برای اولین بار بود که در دنیا با مرگ یک کارآفرین در حوزه فناوری اطلاعات مشابه مرگ یک رهبر بزرگ سیاسی و یک شخصیت تاثیرگذار، رفتار می‌شد. در عکس‌هایی که از مردمان سوگوار می‌دیدم به یک موضوع توجهم جلب شد و آن این‌که چقدر رابطه یک مشتری و… ادامه »استیو جابز و نکته‌ای برای ما

شمص تامین

این دومین نوشته با عنوان شمص تامین است. اولین نوشته را من در فروردین ۸۷ نوشتم و از شرکت شمص به عنوان یک شرکت خوب و پیشرو یاد کردم (من همیشه‌ هم منفی نمی‌نویسم!). عمده بدنه مدیریتی این شرکت را دانش‌آموختگان صنعتی شریف تشکیل می‌دادند و در راس آن‌ها مهندس شاه‌میرزایی، یک مدیر باسواد، جوان و جسور و در عین‌حال… ادامه »شمص تامین

گفتن از نگفتن-۲

این روزها صحبت از اختلاس سی‌هزار میلیارد ریالی به وفور شنیده می‌شود. از خبرهای واقعی تا خبرهای درگوشی و شایعات. آن‌چه که واضح است این است که بر اساس گفته‌های آقایان، این پدیده شوم گسترش زیادی در کشور داشته‌است و دارد. من سعی می‌کنم به بازی بزرگان کاری نداشته باشم و به موضوعی مرتبط با آن بپردازم. موضوع این است… ادامه »گفتن از نگفتن-۲

گفتن از نگفتن- ۱

هفته گذشته محدودیت‌های اینترنتی، بازهم افزایش یافت. شرح ماوقع را دوستان فعال در بخش فناوری اطلاعات و دیگران به خوبی می‌دانند و نیازی به توضیح بیشتر نیست. نمی‌دانم چه باید گفت. دوران جنگ را به خوبی به خاطر دارم، و خاطراتی از فرار به شهرهای امن‌تر. از روزگار جنگ و یا امروز که گاه که تصاویری از جنگ‌های مختلف دنیا… ادامه »گفتن از نگفتن- ۱