نظرسنجی: تفکیک مسائل شخصی از محیط کار

قبلا خیلی خلاصه در مورد استفاده از اینترنت در سازمان نوشته‌ام. افرادی هم که کم و بیش مطالب روزنوشت‌ها را دنبال می‌کنند می‌دانند که در بهساد فیلترینگ نسبتا شدیدی برای استفاده از اینترنت وجود دارد و تقریبا تمام سایت‌های غیر مرتبط با کار، در ساعات کاری فیلتر می‌باشند و هیچ فردی (حتی من) از این قانون مستثنا نمی‌باشد. هنوز هم اعتقاد دارم که وجود فیلترینگ باعث افزایش کارآیی می‌شود و می‌دانم که در صورت عدم وجود فیلترینگ پدیده‌هایی مانند گودربازی و وبلاگ‌بازی و بازی تراوین شدیدا رواج خواهند داشت. چرا راه دور برویم همین گودر خودمان در ساعات و روزهای کاری رونق بیشتری دارد. امیر مهرانی البته در این مورد مطالب خوبی را نوشته‌است. ( ۱ و ۲). در نظرات آن نوشته نیز بیشتر نظرات مبنی بر رابطه مستقیم فیلترینگ با افزایش کارآیی بوده است.

چند وقت پیش که برای ماموریت کاری در هتلی (بسیار منظم و روی حساب) حضور داشتم. به صورت اتفاقی آیین‌نامه انضباطی کارکنان هتل را (روی یکی از کامپیوترهای کافی‌نت هتل) دیدم. یکی از بندهای آیین‌نامه انضباطی عدم استفاده از تلفن همراه در محیط کار بود. موضوع جالبی که شاید تا به‌حال به آن فکر نکرده بودم. واقعیت این است که استفاده از تلفن همراه توسط کارکنان هتل می‌تواند با انتظار یک مشتری و نارضایتی او برای گرفتن خدمات همراه شود و مسئولین هتل از قبل (شاید هم با بروز مشکلات) به این نتیجه رسیده‌اند که مانع تداخل امور شخصی را با امور شغلی شوند. موضوعی که در بهساد نیز همواره مشکل‌ساز بوده است و متاسفانه من نتوانسته‌ام کاملا آن را حل کنم. چون خود برنامه‌نویس بوده‌ام می‌دانم که زنگ تلفن یعنی عدم تمرکز، یعنی اینکه حداقل نیم ساعت دوباره باید صرف شود تا برنامه‌نویس دوباره از نظر آمادگی فکری به جایی برسد که قبل از تماس تلفنی در آن وضعیت قرار داشت. این در شرایطی است که همگان قبول کنند موبایل‌ها روی ویبره باشد و اگر فردی این موضوع را رعایت نکند، صدای زنگ تلفن همراه او برای دیگران نیز مزاحمت ایجاد خواهد نمود که خود مشکلی دیگر است.

زمان دانشجویی یک هم‌اتاقی داشتم که عادت داشت با آهنگ‌های پاپ غربی درس بخواند. من به سکوت عادت داشتم و البته اگر بنابر اجبار به انتخاب بود، صدای تار. نه او می‌توانست بی‌موسیقی درس بخواند و نه من با موسیقی او. حالا در شرکت‌ هم گاهی برخی افراد دوست دارند با موسیقی برنامه‌نویسی کنند و برخی دیگر در سکوت. مدت‌هاست که با توجه به افزایش تعداد برنامه‌نویس‌ها و برخی مسائل دیگر بلندگوها را جمع‌کرده‌ایم و اگر کسی به گوش کردن موسیقی تمایل داشته باشد خودش با هدفون موسیقی گوش می‌دهد. موضوع حل شده‌است. اما هنوز هم قابل طرح می‌باشد.

در عکس‌هایی که از شرکت‌های مطرح خارج از ایران می‌بینیم گاه مشاهده می‌کنیم که وسط شرکت میز پینگ‌پنگ وجود دارد و یا در کنار شرکت استخری است و دو نفر دارند تنیس‌روی میز بازی می‌کنند و یکی شطرنج بازی می‌کند! و دهانمان آب می‌افتد که وای چه سعادتمند هستند ایشان!

مسائلی که بیان کردم نمونه‌هایی از تفکیک و یا ترکیب مسائل شخصی و کاری می‌باشد. در نگاه اول مسائل شخصی باعث کاهش بهرهوری در کار میشوند. اما با نگاهی عمیقتر، باید مسائلی مانند افزایش روحیه و رفع خستگی و مقایسه با محیط را هم در نظر داشت. این موضوع در یک شرکت دانش‌محور که بدنه آن را نیروهای کارشناسی تشکیل می‌دهند از دشواری‌های بیشتری برخوردار است.

وقتی که این مسائل مطرح می‌شود، مسئله جذابیت کار دولتی نسبت به بخش خصوصی پیش می‌آید، چرا که این مباحث در سازمان‌های دولتی ما محلی از اعراب ندارد. وقتی مسائلی از این دست مطرح می‌شود، داد و فریاد نارضایتی منابع انسانی و اصطلاحاتی چون شرکت پادگانی و … مطرح می‌شود. اما باید باور کنیم که موضوع منحصرا در چارچوب افزایش بهره‌وری شرکت قابل طرح می‌باشد. من مدیر شرکت صلاحیت اخلاقی این را ندارم که به کسی بگویم که چه ببین و چه نبین، چه بگو و چه نگو، با چه کسی حرف بزن و با چه کسی حرف نزن. چه بپوش و چه نپوش. اما در جایگاهی نشسته‌ام که باید بگویم که بهره‌وری شرکت و منابع انسانی باید در بالاترین حد ممکن باشد.

شاید من پیش از آن‌که بخواهم نظر سنجی کرده باشم، به بیان نظرات اختمالا سختگیرانه خود پرداختهام. اما هم نظرات من قابل اصلاح می‌باشند و هم هنوز خود به قطعیت در بسیاری از زمینه‌ها نرسیده‌ام و به یقین دانش محدودی در این زمینه دارم.

بنابراین دوست دارم بدانم که از نظر مدیران شرکت‌ها و کارکنان دانشگر و مشاغل مرتبط با فناوری اطلاعات و مشاوره، حد تفکیک مسائل شخصی در محیط کار چقدر باید باشد. به طور مشخص آیا با توجه به مشکلاتی که وجود تلفن همراه در محیط کار به همراه دارد، آیا باید آن را حذف نمود؟ آیا ساعات استراحت و تفریحات باید به صورت برنامه‌ریزی شده، منفک از زمان کار باشد ؟ یا اینکه یک نفر می‌تواند در صورت خستگی، از دیگران هم تقاضا کند که به عنوان مثال بنشینند و قهوه میل کنند و یا به صرف میان‌وعده بپردازند؟

توجه داشته باشید که موضوع نه در چارچوب اخلاق و مذهب و خوش آمدن آدم‌ها، بلکه لزوما در چارچوب افزایش بهره‌وری و افزایش رضایت شغلی ناشی از پیشرفت قابل بررسی می‌باشد.