معرفی کتاب

یکی از دوستان همینا، از من خواسته است که یک کتاب خوب معرفی کنم. شاید اغراق آمیز به نظر برسد که مدت‌هاست که کتاب فارسی خوب ندیده و نخوانده‌ام. کتاب‌های
فارسی مدیریتی و تخصصی حوزه کار من دارای دو اشکال بزرگ هستند.

اول اینکه متاسفانه ما در کشور مولف با تجربه که تجربیات خود را به رشته تحریر درآورد نداریم و یا کم داریم. به این معنی بسیاری از سرآمدان مدیریت ما اصلا مولف نیستند و مولفانمان هم بیشتر ماشین تالیف هستند تا این‌که به چیستی موضوعی که نوشته‌اند واقف باشند. در مورد ترجمه که وضعیت بدتر است. در بهترین حالت بسیاری از افرادی که ادعای ترجمه دارند، تازه دانش آموختگانی هستند که نهایت تسلط آن‌ها به موضوع ترجمه در حد دانشنامه کارشناسی ارشدشان است. در مورد برخی از اساتید هم که تبدیل به ماشین تالیف و ترجمه شده‌اند کتاب آن‌ها بیشتر دست‌خط دانشجویانشان است تا نوشته و ترجمه خودشان. نتیجه این‌که محتوی انتشارات این روزها عمدتا کم عمق و غیر قابل استفاده است.

اشکال دوم البته در مورد کتاب‌هایی که من و امثال من باید بخوانند این است که به طور کلی ادبیات مدیریت شامل تالیف و ترجمه در کشور ما حول و حوش شرکت‌های بزرگ شکل گرفته است. به عنوان نمونه وقتی از شرکت نرم‌افزاری صحبت می‌شود همه ذهن‌ها ( و در نتیجه کتاب‌ها و مقالات) منعطف می‌شود به مایکروسافت و اوراکل و گوگل. وقتی صحبت از کارت امتیازی متوازن می‌شود نمونه‌ها عطف به شرکت اکسون موبیل می‌شود و وقتی از کسب و کار سخن به میان می‌آید می‌رویم به سراغ جک ولش و جنرال الکتریک. نتیجه این‌که همان محتوی ناقص و از هم گسیخته، دارای کوچکترین کاربردی برای من و شرکت نرم‌افزاری جمع و جور من نیست.

خلاصه اینکه چند سال است کمتر سراغ کتاب‌های فارسی در این زمینه می‌روم و بیشتر از کتابهای الکترونیک به زبان انگلیسی استفاده می‌کنم که یکی از بهترین کتاب‌هایی که در زمینه بازاریابی خوانده‌ام کتابی است به نام

“Kickstart marketing: the no-nonsense system for boosting your small business.”

نویسنده کتاب از غول‌های مدیریت جهان نیست. حتی هیچ‌گونه تحصیلات آکادمیک هم ندارد (چیزهایی که به اشتباه همیشه دنبال آن هستیم) اما کارمند یک شرکت تبلیغاتی بوده، به عنوان کار بعد از ظهر با بسیاری از شرکت‌های خرد و حتی مغازه‌ها کار می‌کرده و نهایتا نویسنده تبلیغات رادیویی و مدیر بازاریابی در چند شرکت بوده است. وقتی که این کتاب را می‌خوانید همه چیز آشنا و واقعی به نظر می‌رسد و مجبور نیستید که واحد و یا حتی فرد مسئول بازاریابی شرکت خود را با واحد بازاریابی مایکروسافت مقایسه کنید و زندگی در شرکت خود را با زندگی در گوگل! چون این کتاب برای کسب و کارهایی از جنس ما نوشته شده است.

دوست دارم جمله طلایی این کتاب را که همیشه در بحث‌ها با سهامداران بهساد مطرح می‌کنم، بنویسم. نویسنده قبل از این‌که بخواهد تحلیل‌های مختلف در مورد شرکت را مطرح کند، همه چیز را از خود فرد و نقاط و ضعف و قوتش شروع می‌کند و می‌گوید:

The first objects under the microscope are the people resources of
the business—most importantly, you, the business owner. In the case of a one person business it’s important to realize that you are the business.

…

Even if you have staff it is still important to look at what you personally bring to the business. Although you can rely on extra bodies to carry out some of the tasks, most of your team will look to you for guidance, especially when it comes to marketing.

 

در هر صورت اگر قصد ندارید با نورتون و کاپلان و بیل‌گیتس و جک ولش فالوده بخورید و به بازاریابی در شرکت‌های کوچک علاقمند هستید، خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد می‌کنم.

۷ دیدگاه

  1. خیلی ممنون.
    می‌خواستم بگم ای کاش یک لینکی هم گذاشته بودید اما یادم افتاد که میگن لینک دادن به یک محصول که کپی‌رایت اش رعایت نشده بدتر از استفاده مجانی از آن است.

    بازم ممنون.

  2. دست روی نقطه بسیار دردناکی گذاشتید. کاش حداقل ترجمه ها از اشتباهات فاحش خالی بود. دنبال کتابی درسی بودم درباره سیستم دینامیک (متدولوژی مطالعه سیستم های پیچیده). ترجمه کتاب بسیار معتبری (استرمن) را در اینترنت دیدم و خریدم. مترجمان:(پنج نفر) اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد (همه دکتر به گواهی روی جلد کتاب). ترجمه: غیرقابل فهم . مثالهایی فقط از یک پاراگراف کتاب :«در دشت های بزرگ برای نمونه کشاورزان ۱۷ میلیون جریب زمین کنار گذاشتند. با وجود این کل زمین کشت شده فقط ۲ میلیون جریب بود». منظور از جمله دوم کاهش زمین های زیرکشت فقط به اندازه ۲ میلیون جریب است. «ترمزهای ضدقفل و سایر وسایل ایمنی خودروها باعث شده اند که بعضی از مردم به صورت تهاجمی تر رانندگی کرده و از این طریق درصدد جبران بعضی از منافعشان برآیند». مترجمان ظاهرا جبران منافع را متوجه مردم دانسته اند و متوجه نشده اند که منظور کاهش منافع استفاده از ترمزهای ضدقفل است. «مصرف دارو در آمریکا همچنان در سطح بالائی قرار دارد» منظور البته مواد مخدر است! Drug را عمدتاً برای مواد مخدر بکار می برند ولی ظاهراً مترجمان عزیز که پنج نفر هم بوده اند انقدر برای رساندن علم عجله داشته اند که آن را فراموش کرده اند. کتاب اصلی هزار صفحه است در بیست و یک فصل. کتاب ترجمه شده فقط شش فصل است (۲۳۰ صفحه از کتاب اصلی). مترجمان محترم در هیچ جای کتاب به این موضوع اشاره ای نکرده اند. به قول شما مشخص است که این ترجمه حاصل زحمات! دانشجوهای ترم دوم یا سوم رشته های مهندسی است. اینها را محض نمونه گفتم وگرنه مثنوی هفتادمن می شود.

    1. @ابراهیم: ترجمه بد و ناقص کار خوبشان است. برای همین کتابهای دینامیک سیستمی که تالیف و ترجمه کرده اند تا دلتان بخواهد از مطالب تفکر سیستمی سایت بهساد دزدی کرده اند، بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به منبع مورد استفاده خود داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *