نوشتههایی که حذف شد!
خب کلی نوشتم و نمیگویم “پاک کردم”، “حذف کردم،” نوشتههایم پاک بود. ولی آنقدر پاک که آنها یارای ماندن در این جامعه کثیف را نداشتند. موضوعی که میخواستم بنویسم، از لحظات تلخ مصاحبه در بهساد بود که از آن صرف نظر کردم.
خب کلی نوشتم و نمیگویم “پاک کردم”، “حذف کردم،” نوشتههایم پاک بود. ولی آنقدر پاک که آنها یارای ماندن در این جامعه کثیف را نداشتند. موضوعی که میخواستم بنویسم، از لحظات تلخ مصاحبه در بهساد بود که از آن صرف نظر کردم.
چهار ماه گذشته است که با وجود نیروی مقیم و پشتیبانی پر دردسر هر روز، مشتری میگوید ردیف بودجه برای عقد قرارداد پشتیبانی ندارند. هر روز هم تغییرات و درخواست پشتیبانی آنقدر هست که یکی دو نفر را در داخل بهساد مشغول میکند. هنوز هم غر و غر میکنند که چرا فلان کار انجام نشد و بهمان شد و ال… ادامه »در اطراف کار و کسب
کمی مسافرت بودم و کمی درگیر. مسافرت از آنهایی که موبایل را خاموش میکنم و فقط یک خط اعتباری برای خانواده روشن میشود. مهمتر از همه اینکه ذهن را خاموش کردم. به نظر من در بازههای زمانی خاصی میتوان و باید ذهن را از کار و کار و کار خاموش کرد. احساس تازگی به ذهن دست میدهد. به خصوص اگر… ادامه »پراکنده گویی…
آنها که من و بهساد را از نزدیک میشناسند، از حساسیت (شاید بیش از حد) من نسبت به توسعه بیحد و حصر آموزش عالی در کشور بدون توجه به پیشنیازهای آن، خبر دارند. من بارها در کنار مسائل دیگر و شاید یکبار هم به طور مستقیم به این موضوع پرداختهام. تولید انبوه مدارک تحصیلی به طور مشخص دارای چند عارضه… ادامه »توسعه کمی آموزش عالی، بحرانهایی که به وجود آمده است
در دوران دبیرستان دوست و یک رقیب درسی داشتم به نام علی (علیرضا) که شاید تنها فردی باشد از آن دوران که هنوز هم کمابیش باهم ارتباط داریم. انصافن باید گفت که درس علی به خصوص در ریاضیات از من بهتر بود. (در واقع نفر اول المپیاد ریاضی استان بود) برای همینهم یک جور مرجع محسوب میشد و اگر به… ادامه »داستان طولانی سرزنش محیط و غفلت از خود
اینکه مدتی ننوشتم دلیلش این است که ذهنم مشغول این بود که باید راهکاری پیشنهاد دهم که صنعت نرم افزار کشور، از رکود خارج شود!!! تا الآن چیزی به ذهنم نرسیده است. هنوز جدی به آن فکر میکنم. تا اینکه این به ذهنم رسید که چون قرار است که اصلاح از “خود توسعه نیافته من” شروع شود، بد نیست که… ادامه »از خود شروع کنیم- روز بدون دروغ
مدتی بود که در وبلاگستان بحث هیجانانگیزی طرح نشده بود. البته شاید یکی از دلایل آن سکوت علی واحد عزیز بود که به باور من رونق میکده از درس و دعای اوست*. حالا علی واحد سکوتش را شکسته است و شوری دیگر به پا کرده است در باب علل عقبماندگی صنعت! نرمافزار ایران. افشار محبی عزیز هم که باید ورود… ادامه »صنعت نرمافزار، مشت نمونه خروار!
پیشتر نوشتهام این موضوع را. به دلیل اهمیت موضوع و اینکه شاید خوانندگان جدید این مطلب قدیمی را نخوانده باشند، دوباره مینویسم. از پرداختن به حاشیهها خودداری میکنم. اصل مطلب چند جمله است. برای اینکه بتوانید کار کنید این مطالب را نه تنها باید بلد باشید بلکه باید به طور کامل حفظ و مسلط باشید. لایحه قانونی اصلاح قسمتی از… ادامه »مواردی که باید بلد باشیم
ما در بهساد برای نشستهای ارائه نرمافزار به بسیاری از مراکز استانها رفتهایم و نرمافزارهای خود را ارائه کردهایم. جدای از موفق بودن یا نبودن این جلسات، آشنایی با فرهنگ مردم و به خصوص فرهنگ سازمانی در هر گوشه از این سرزمین تجربهای گرانبها محسوب میشود که ای کاش به صورت نهادینه شدهای با آن رفتار میکردم. به هر ترتیب… ادامه »سفرهای کاری، چند نکته و خاطره پراکنده
بازاریابی و فروش کار سختی است. یکی از پارادوکسهایی که همواره در بازاریابی و فروش وجود دارد، حفظ شئون انسانی خود و مخاطب است. بارها در نمایشگاهها و یا در جلسههای دمو دیدهام که شرکتی که قصد فروش نرمافزار خود را دارد به حد التماس نزدیک میشود. چند روز پیش درپمپ بنزین یک روزنامهفروش چنین حالتی داشت. به زور میخواست… ادامه »بازاریابی به اندازه