سوهانی و تناسب

تناسب

یاد جوانی ها به خیر
در دانشگاه درسی داشتیم به نام طرحریزی واحدهای صنعتی که در دانشگاه های دیگر به نام طراحی و ایجاد شناخته می شود ، کار اصلی ما در آن درس یاد گرفتن و انجام طراحی یک کارخانه تولیدی بود ، آقای دکتر ارباب شیرانی که استاد ما بودند ، یادم هست که از تناسب خیلی صحبت می کردند ، مثلا دستشویی روبروی دفتر مدیر عامل نباشد و از این جور چیزها ، البته خودمانیم به طراحی کارخانه هم زیاد ربطی ندارد. یک امر بدیهی است ،
چند وقت پیش که از تهران بر می گشتم ، اتوبوس جلوی یکی از این سوهانی ها ایستاد ، نمی دانم چرا این بحث تناسب آمد به ذهنم.

عکس نوشته ها

چون یک چند وقتی ننوشته بودم ، اول از همه یک گزارش ار مدتی که گذشت ارائه کنم


گزارش فاز اول هپکو
ناظرین محترم گزارش را بسیار دقیق بررسی کرده بودند و چند صفحه ای نواقص ، ابهامات و سایر موارد را نوشتند و ما هم در حال بر طرف کردن آنها هستیم ، در جلسه ای دکتر و من هم راهی تهران شدیم تا برایم خوب توضیح دهند و شیر فهم شویم و برخی از ابهامات را هم روشن کنیم ، آقای مرکباتی حسابی نظارت می کرد و آقای آویچ هم با تجربه ای که دارند به کمک آمدند ، البته عکس بالا مربوط به آویچ و مرکباتی نیست مربوط به آقایان مهندس رعنایی و حاجی زادگان است که هر دو از مدیران IT در هپکو هستند
___________________________________________________________

فشار کار

آدم گاهی خسته که می شود کف شرکت می نشیند
___________________________________________________________

بازهم پورتال


خب به سلامتی این پورتال استان مرکزی هم که با حضور معاونت محترم وزیر کشور و افراد مهم دیگری از دفتر ریاست جمهوری افتتاح شد ، کار بسیار سختی بود. البته برنامه نویسی و طراحی سیستم خیلی سخت نبود ، سخت ترین کار در پروژه پورتال استان مرکزی تعامل با ناظر محترم پروژه بود. ( ببخشید عدم تعامل ) که هم می بایست رضایت او را جلب می کردیم و هم اینکه کار پروژه را پیش می بردیم که این دو باهم غیر ممکن به نظر می رسید ، به هر صورت که بود کار پروژه را پیش بردیم.
___________________________________________________________

HTMDP

بازهم به دوره HTMDP رفتم ، موضوع این دوره مدیریـت پروژه در فضای بین المللی بود ، پروفسور Jessen با تجربه بسیار بالا در مدیریت پروژه ، لهجه انگلیسی خوب و نهایتا ارائه مناسب رضایت و تحسین همه را برانگیخت ، امیدوارم بتوانیم از تجربیات ایشان استفاده و بهره بیشتری برد
___________________________________________________________

گردن باریک و کج

این چند وقت استانداری زیاد رفتم ، به خاطر کارهای قورتال ، وقتی که زیاد پسر خاله بشی ، کارهایشان را می دهند برایشان انجام دهی ، از جمله ورود اطلاعات
ما هم که ادعایی نداریم ، گردنمان از مو باریک تر است ، و گردن باریک هم زود کج می شود.