من در جلسه

من در جلسه ، جز معدود مواردی بود که صحبت نمی کردم

جلسه هپکو


امروز هپکو جلسه بود ، کارکنان خدمات پس از فروش بودند ، دکتر سیستم را شرح می داد ، من حوصله ام سر رفته بود ، در مجموع جلسه خوبی بود ، چند عکس هم گرفتم.
دوستان خوبمان هم از تهران آمده بودند ، آقای مصطفوی و آقای لرستانی را می گویم.
بعد از ظهر هم جلسه ای باهم داشتیم .
آقایان در هپکو گشت و گذاری هم داشتند.

املت


همه اش که نباید از معماری و فناوری و از این جور چیزها گفت ، اصولا یکی از اهداف من از راه اندازی چنین وبلاگی ، غیر رسمی بودن و راحت بودن بود و هست
عرض شود که چهارمین ماه مبارک رمضان در بهساد هم آمد ، هیچگاه اما اولین ماه مبارک را فراموش نمی کنم ، آن موقع من بودم فقط و دکتر ، بهساد فقط ما دو نفر بود. آن موقع ها برنامه یاسان را باهم می نوشتیم ، روزگاری بود برای خودش ، خیلی لذت بخش بود ، به خصوص موقع افطار که بساط افطاری با تمام بی پولی های آن دوران تکمیل بود
همین چند شب پیش هم بود که با آقای منتظران بودم ، گرسنه ام شده بود حسابی ، جایتان خالی املتی فراهم شد و شامی ….

مکان یابی و یک دروغ

۱-یک چند وقتی بود که سراغ بهساد نیامده بودم ، حسابی سرم شلوغ است ، در شبانه روز گذشته تقریبا دو ساعت بیشتر نخوابیدم ، تعداد کامپیوترها که زیاد شده ، کمی مشکل مکان یابی پیدا کرده ایم ، یک جای خوب پیدا کردم که عصری دیدم دوستمان شدید در آفتاب هستند. پرده ها را که برده اند برای شستشو!

تعارف


روزی ، روزگاری به دفتر یکی از مدیران کارفرما رفتیم

جعبه ای از گز اصفهان به ما تعارف کردند.

بازهم طرح تکریم



عرض شود که ، این سازمانی که در مورد طرح تکریم ارباب رجوع از آن گفته بود ، یکی از سازمانهای خوب با کارمندانی بسیار شریف است . اما این باعث نمی شود که از نگاه انتقادی نسبت به طرح تکریم آنها نداشته باشم
به چند سئوال اکتفا می کنم و باقی باشد برای….
اگر ارباب رحوع دو نفر باشند و باهم بیایند ، کدام یک باید بنشینند ؟
اگر این دو نفر غریبه بودند چی ؟
چرا باید ارباب رجوع کسی را نبیند ؟
پهلوی “جایگاه مخصوص! ارباب رجوع ” دو عدد تلفن است ، اگر شخص دیگری خواست تلفن کند ، ارباب رجوع باید برود جای دیگر ، یا اینکه باید به حرفهای آقاهه گوش دهد ؟
اصولا تا به حال من ندیده ام که کسی اینجا روی این صندلی بنشیند.
با سئوالهای بیشتر این واقعیت دردناک آشکار می شود که بسیاری از کارهایی که دستور العملی در سازمان های ما اجرا می شود ، جز ایجاد هزینه چیزی نخواهد داشت. آیا مفاهیمی مانند MIS ، ERP و طرح های جامع سرنوشتی بهتر از این خواهند داشت ؟

طرح تکریم ارباب رجوع

امروز یک کار شخصی داشتم در یکی از این سازمانها ، اصولا با اینکه به واسطه کار بهساد با خیلی ها در خیلی از سازمانها آشنا هستم ، قصد ندارم از کانالهای غیر رسمی وارد شوم ، به قسمت مربوط مراجعه کردم و برخوردی بسیار خوب و با احترام را مشاهده کردم ، اتفاقا وقتی که کارم تمام شد در مورد همین قضیه با مسئول انجام کارم صحبت کردم ، می گفت ما این جا مسئول هستیم در یک اداره دیگر ماهم ارباب رجوع هستیم و باید شرایط مردم را درک کنیم

داشتم فکر می کردم که بر خلاف اینکه در سازمانها نمادهای عجیب و غریبی با طرح تکریم ارباب رجوع درست کرده اند ، اما اصل فرهنگ آفرینی تاثیر گذار بوده است ، حتی وقتی اداره دارایی می رویم با اینکه ممکن است مالیات درست و یا اشتباهی را هم محاسبه کنند ، برخورد انسانی و محترمانه جریان دارد.

چند روز پیش دفتر یکی از مدیران استان بودم که پشت تلفن کارمندی را عتاب و خطاب می کرد که ما به خاطر مردم اینجا هستیم و باید حرمت آنها حفظ شود.

اینها اتفاقات مهم و مثبتی بود که در دوره آقای خاتمی رخ داد و جای تقدیر و تشکر دارد.

اما از شکلهای عجیب و غریب طرح تکریم در سازمانی در تهران دیدم که در ابتدای درب ورودی ، یک صندلی کوچک چوبی گذاشته اند و با یک میز کوچکتر رو به دیوار و پشت به همه چیز ، بالای آن نوشته اند ، جایگاه ارباب رجوع

فی الواقع ، ارباب رجوع بدبخت باید بنشیند مستقیم روبروی دیوار ، تا اینکه….

حکایت دیگر هم همین کامپیوتر است که عکسش در بالاست ، یعنی قرار است که با این کامپیوتر با این حالت ، ارباب رجوع چه کاری انجام دهد ، آیا دستورالعملی و یا راهنمایی تهیه شده ؟ آیا مسائل امنیت شبکه رعایت شده است ؟

اصلا آیا این رایانه روشن می شود ؟

تا بعد

مسئولیت پذیری

چند وقتی پیش بود که تهران بودم و زمانی منتظر کسی و چیزی ، چون وقت زیادی داشتم ، کمی در اطراف قدم زدم که این سه عدد سرباز را دیدم که به ظاهر باید نگهبان بانکی باشند و مردم

همانگونه که ملاحظه می فرمایید ، چقدر هم مسئولیت پذیری بالای دارند ، البته حواسشان به ساختمان روبرو بود ، ….

کمی با خودم کلنجار رفتم ، من هم سرباز بوده ام ، نگهبانی هم داده ام ؛ آنهم شب هنگام و تنها ، اما با تمام تلخی مسئولیت اجباری واگذار شده ، می شد با فرار از زیر بار مسئولیت سختی مجددی فراهم ساخت ؟

آیا ما از همه کارهایی که به ما واگذار می شود رضایت داریم ؟ در صورتی که پاسخ منفی است ؟ نحوه انجام مسئولیت ما چگونه باید باشد ؟

آیا فکر نمی کنیم که به جای اینکه بخواهیم دولت و دیگران را متهم و حتی گاهی محکوم کنیم ، باید مسئولیت پذیری را از خود شروع کنیم ؟

روز کارمند

عرض شود که روز کارمند هم بر همه کارمندان مبارک ، امروز داشتم فکر می کردم این چه وضعی است که هیچ روز و مناسبتی شامل حال ما نمی شود ، مه روز پدر ، نه روز کارگر ، نه روز کارمند و ….
حتی جالب است که بیمه بیکاری به کارکنان یک شرکت تعلق می گیرد ولی به سهامداران و مدیران آن شرکت تعلق نمی گیرد….
تا بعد…