ماموریت و باقی قضایا

عرض شود که همانطور که در نوشته قبلی گفتم در مسافرت کاری به سر می برم. امروز به همراه تیم اجرایی یکی از مشتریان برای بازدید از سیستمهای مشابه و تکمیلی یکی از شرکت های استانی رفته بودیم که انصافا سابقه زیادی در استقرار سیستم داشتند. از خصوصیات قابل توجه اینکه ۱۲ سال است که سیستم ها را توسعه داده اند و به نحوی آدم یاد خانه خانم وینچستر می افتد. سبک های مختلفی از معماری را دارند و هر نوع نرم افزاری را که بشود نوشت. اما عجیب یاد خودم افتاده بودم که گاهی در جلسات گیر می افتم. از رفتار خودم خوشحال نیستم. زیاد به سیستم ایراد گرفتم. پیمانکار هم دلایل و توجیهاتی را می آورد که نوعا درست بود. اما دست و پا زدنش را با تمام وجود حس می کردم.