باز هم تجربه‌ای از سازمان امور مالیاتی و برخی پیشنهادها

با توجه به دلایل مختلف که مهم‌ترین آن‌ها کرونا است، تقریبن مدت زیادی است که جایی برای جلسه و یا حتی کار اداری نرفته‌ام. پیش از آن هم که کار مراجعه به سازمان‌های امور مالیاتی و تأمین اجتماعی بر عهده سایر همکاران بوده است. امسال ممیز مالیاتی احضار فرموده بودند که برای توضیح برخی هزینه‌ها مراجعه کنم. از مشاور شرکت خواستم که با او تماس بگیرد و توضیحات لازم را ارائه کند. خودم نیز تماس گرفتم و با ایشان چندین مرتبه مفصل صحبت کردم که به ظاهر قانع شدند. اما گویا به مذاق مبارک خوش نیامده بود و به حسابدار شرکت گفته بودند که بلایی سرتان می‌آورم که هر وقت اسم سازمان مالیاتی آمد، مدیرعامل شرکت نداند که باید با سر بیاید و یا با پا؟!

البته ایشان تهدیدش را عملی کرد، بیش از ۵۰% هزینه‌‌های شرکت رد شد و مالیاتی غیر قابل قبول برای شرکت محاسبه و ابلاغ گردید.

این‌که یک ممیز مالیاتی برای ارضای حس قدرت‌طلبی خود بخواهد در شرایطی که در پیک کرونایی کشور هستیم، سازمان را پر از ارباب رجوع کند و به نحوی تهدید کننده جان و سلامت دیگران باشد و برایش توضیحات کامل تلفنی نیز قابل قبول نباشد، اصلن برایم پذیرفته شده نبود. خواستم که موضوع را به مدیران بالاتر و نهادهای نظارتی در آن سازمان ارجاع دهم که واقعیت این است که امیدی به اصلاح نداشتم. این اعتراض‌ها بیشتر موجب می‌شود که با تو لجبازی کنند و مشهور بشوی که از این به بعد روی تو حساس شوند و بیش‌تر روی پرونده‌ات ایراد بگیرند. پیش‌تر نوشته بودم که اگر یک دزد به دلیل جرمی که انجام می‌دهد، فقط از پلیس می‌ترسد، منِ کارآفرین به دلیل کار تا حد زیادی صادقانه و خدمتی که به جامعه ارائه می‌دهم باید از صد جا بترسم! یکی از ترسناک‌ترین‌ها همین سازمان امور مالیاتی و ممیزهایش هستند.

در بیست سال گذشته بارها به تیغ ناعادلانه این سازمان گرفتار شده‌ایم. مثلن یک بار هزینه هدیه ازدواج یکی از همکاران را رد کرده بودند و یا هزینه‌های ناهار را  گفته بودند که معنی ندارد که شرکت خصوصی ناهار بدهد. یعنی به این صورت است که برخی از ممیزان خود را مالک جان و مال و شاید هم ناموس شرکت‌ها می‌دانند و تعیین سیاست هم می‌کنند. بعد از اعتراض هم سر و کار با هیات حل اختلاف مالیاتی می‌افتد که استهزاء واقعی قانون است. آن اوایل که هیات فقط شامل یک نفر یعنی نماینده سازمان امور مالیاتی بود. صورت‌جلسه را می‌بردند به افرادی که باید در جلسه بودند می‌دادند و امضا می‌گرفتند. بعدها گاهی دیده‌ام که هیات با حضور اکثریت افراد تشکیل می‌شود، اما این آقایان که بیشتر سرشان به موبایلشان گرم است و یا چرت می‌زنند، در واقع ماشین امضا هستند و شاید به دلیل آن‌که حضورشان در هیات‌ها ادامه داشته باشد و حق جلسه هم برقرار باشد، فقط نظر نماینده سازمان امور مالیاتی را تایید می‌کنند. چند سال پیش مطابق با ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم، تقاضای شرکت نماینده سازمان نظام صنفی رایانه‌ای را داشتم که وقعی ننهادند. نماینده اتاق بازرگانی به صورت پیش‌فرض آن‌جا حضور داشت که به لحاظ تخصصی بودن مباحث، اشرافی به موضوع نداشت. در توضیحات شفاهی به ظاهر مدافع من بود، اما بر خلاف نص صریح قانون اثری از مخالفتش زیر صورت‌جلسه نبود. شاید حق داشت؛ چون خودش شرکت داشت و سر و کارش با سازمان امور مالیاتی می‌افتاد و نباید دشمن‌تراشی می‌کرد.

اکنون که رییس محترم این سازمان تغییر کرده‌اند، با برخی از دیدگاه‌های مترقی ایشان در شبکه‌های اجتماعی آشنا شده‌ام که امیدوارم بتوانم به آن‌ها امیدوار باشم. البته در صدا و سیما و شبکه‌های اجتماعی همه مدیران حرف‌های خوب و قشنگ می‌زنند. اما بعد از مدتی یا به گرفتاری‌های شغلی و معضلات بسیار کاری آلوده می‌شوند و همه حرف‌های قشنگی را که شاید از ابتدا خود نیز به ناممکن بودن آن باور داشتند فراموش می‌کنند و یا این‌که پس از شروع اصلاحات گرفتار مقاومت شدید سازمان‌های غیررسمی داخل سازمان شده  و چنان با موج تخریب و تهمت و دشمنی و فشار از بیرون و درون سازمان مواجه می‌شوند که مجبورند روند اصلاح را کند یا متوقف کنند. با این‌حال برای این‌که حجتی داشته باشم که من حرف‌هایم را گفته‌ام، پیشنهادهایی را برای بهبود شرایط ارائه می‌کنم. این‌ها را می‌گویم و می‌نویسم تا شاید آن روزی که من هم مثل بسیاری از هم‌دانشگاهیان و دوستانم در حال ترک کشور برای همیشه بودم، حداقل به خودم بگویم که “تو تا آن‌جا که می‌توانستی تلاشت را کردی. اما نشد!”

اما پیشنهاد‌های من:

  • فرآیندی ایجاد شود که ممیز برای رد هر هزینه دلیل قانونی داشته باشد. اگر فکر می‌کنید در حال حاضر چنین چیزی هست، باید بگویم که خیر، نیست و دلایل نبودن آن موجود است. کافی است بررسی کنید.
  • رد بی‌دلیل هزینه‌ها برای ممیز هزینه شغلی و ارزیابی و ارتقا داشته باشد. باید فرق باشد بین ممیزی که درست هزینه‌ها را رد می‌کند و ممیزی که بر اساس تفرعن خود تصمیم می‌گیرد.
  • در مورد عملکرد هر ممیز کار تحلیل و حتی داده‌کاوی انجام شود. کدام ممیز، اظهارنامه چه شرکت‌هایی را با کم‌ترین انحراف پذیرفته است و اظهارنامه چه شرکت‌هایی پس از بررسی با بیشترین اختلاف ممکن منجر به ارائه برگه مالیاتی شده است. مدل برخورد فنی و حتی اخلاقی ممیز به چه شکل بوده است؟
  • صدا و یا تصویر جلسات حل اختلاف مالیاتی، به طور کامل ضبط شود و در اختیار مودی نیز قرار گیرد. در این کار مشخص می‌شود که چه کسانی به طور واقعی در جلسه حضور موثر داشته‌اند.
  • در ارزیابی از کارآیی جلسات حل اختلاف مالیاتی، به طور واضح مشخص شود که چند درصد صورت‌جلسات دارای رای مخالف یک یا چند نفر از اعضا با نماینده سازمان امور مالیاتی است. اگر درصد بالایی از این صورت جلسات فاقد رای مخالف یک یا چند نفر از اعضا باشد، این یعنی یک اشکالی هست.
  • در مورد کارآیی جلسات حل اختلاف مالیاتی به طور واضح کار تحلیل و حتی داده کاوی صورت بگیرد. چه هزینه‌هایی در جلسات مورد قبول قرار گرفته، مدل قبول و یا رد هزینه‌ها چه بوده است؟
  • در صورت امکان جلسات حل اختلاف مالیاتی هر استان و یا حداقل جلسات مهم آن، با حضور نماینده‌ای از استان‌های هم‌جوار که به صورت رندوم انتخاب می‌شوند تشکیل شود. این‌گونه شائبه و امکان حمایت نماینده سازمان مالیاتی از ممیز همان سازمان به شدت کاهش می‌یابد.

برای رییس جدید سازمان امور مالیاتی که جدیت و قانون‌مندی ایشان را در شرکت توانیر به عنوان یک پیمان‌کار تجربه کرده ‌ام آرزوی موفقیت دارم. هر چند که می‌دانم که رفتار یک سیستم تابع ساختار آن است و اصلاح ساختارهای سازمانی و فراسازمانی کاری به شدت دشوار و تا حد زیادی غیر ممکن است.

۲ دیدگاه دربارهٔ «باز هم تجربه‌ای از سازمان امور مالیاتی و برخی پیشنهادها»

  1. سلام
    پیشنهادات خوبیست
    اما دریغ از گوش شنوا و اجرا
    مملکت روی هواست مهندس
    اونوقت میگن چرا متخصصین دارن در میرن
    مهاجرت دیگه شده بخشی از زندگی ایرانیان
    یه عده هم مثل ما که نمیتونن برن
    خودشون اینجان اما دلشون اینجا نیست
    اینها مهاجر مقیم هستند
    خدا به داد این ملت و مملکت برسه
    متاسفانه انتقاد را هم بر نمیتابند
    نمیفهمند که منتقد در واقع دوست شماست
    وای وای وای از این مصیبت

    1. سلام،
      ممنون از توضیحات کاملن درست. رفتار سیستم تابع ساختار آن است. شما و من هم مسئول شویم، یا باید از آن تبعیت کنیم یا این که سیستم چنان به پرو پایمان می پیچد که فقط فکر نجات خود خواهیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *