فراسوی عدم افزایش تعرفه‌ها در بهتایم

چندی پیش جلسه داشتیم که تعرفه‌ها در بهتایم چند درصد افزایش پیدا کند. گویی در این مملکت همه منتظر هستند تا سال عوض شود و هزینه خدمات خود را افزایش دهند. برایم آزاردهنده بود. قرار بود که ما با بقیه متفاوت باشیم و این افزایش قیمت یعنی شدن مثل همه!
پیشنهاد دادم که امسال هزینه‌ها را افزایش ندهیم. فکر می‌کنم که این ایده مخالفانی هم داشت که مخالفت خود را ابراز نکردند و چیزی نگفتند. ادامه دادم که اما این که ما با بقیه متفاوت هستیم را باید اطلاع‌رسانی کنیم. واقعیت این است که در پس این دیدگاه غیرتجاری، یک نگاه تجاری هم نهفته بود که شاید خود من به وضوح در مورد وجود آن چندان آگاه نبودم.
همیشه این‌گونه است. ما باورها، رفتار و کرداری داریم که نسبت به آن‌ها آگاه نیستیم. این آگاهی انسان از چیستی‌های خود است که بخشی از بودن ما را تعریف می‌کند. هر چه از این تعریف دورتر باشیم، احتمال کنش‌های غیر اخلاقی ما بیش‌تر می‌شود.
در پی اطلاع‌رسانی در مورد عدم افزایش تعرفه‌های بهتایم (اینجا) که در آن مفصل از هم‌دلی و هم‌راهی خود با مشتریان به دلیل وخامت اوضاع اقتصادی و وضعیت کرونا گفته بودیم (دروغ هم نبود)، پیام‌های محبت‌آمیزی دریافت کردم. از جمله یکی از دوستان از مولانا جان نوشته بود که:

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز


همگی نظر لطفی نسبت به بهتایم داشتند و لاجرم باید فکر می‌کردم که وای ما چقدر آدم‌های خوب و نایس و متفاوتی هستیم. اما آن نظرها تلنگری جدی برای من بود. ما آن‌قدرها هم خوب نیستیم و پر هستیم از عیب و نقص و خودخواهی. این را که حداقل خود من می‌دانستم.
درست است که عدم افزایش قیمت‌ها، عملی مسئولانه و همراهی با دیگران و مشتریان محسوب می‌شود و آن‌ها و جامعه هم از آن منتفع می‌شوند و اگر این موضوع منجر به افزایش کاربرد بهتایم و مدیریت پروژه در جامعه شود، باز هم خوب است و به به‌‌تر شدن اوضاع کمک می‌کند؛ اما این تمام ماجرا نیست. عمل ما یک جنبه تجاری هم داشت که ما آن را بیان نکرده بودیم. ما دروغ نگفته بودیم، اما همه واقعیت را نیز بیان نکرده بودیم که این کار به طور مستقیم و غیر مستقیم می‌تواند به افزایش درآمد ما منجر شود. حداقل داستان این است که عیار آن شرکت خوب و همدل و خیرخواه به آن خلوص که نمایش داده بودیم، نیست. یک بار دیگر از جایگاه اخلاق در تبلیغات نوشته بودم. هنوز برایم جای سئوال جدی است که تا چه حد تبلیغات اخلاقی است، تا چه حد در آن اغراق مجاز است؟ تا چه حد با اصول فروتنی و تواضع و سکوت که همه ما لازم است از آن‌ بهره‌ها داشته باشیم، در تطابق و یا تعارض است؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *