پرش به محتوا

بازهم در مذمت تعطیلات

 


این عکس را که در فیسبوک دیدم، من را خیلی عمیق به فکر فرو برد. این عکس مربوط به یک کلاس درس است که حدود ۴۵ روز بعد از بمباران اتمی شهر هیروشیما ژاپن گرفته شده است. تصویر به اندازه کافی گویا و عمیق می‌باشد که نخواهم در مورد وجدان کاری آنان صحبتی کنم.

من فکر می‌کنم که اگر خدای ناکرده چنین اتفاقی در کشور ما می‌افتاد چه پیش می‌آمد؟! حدود یک ما‌ه است که به طور عملی تولید را تعطیل کرده‌ایم و فقط در حال مصرف هستیم، تحصیل را تعطیل کرده‌ایم و فقط در حال خوش‌گذرانی هم که نه، دید و بازدیدهای تا حدی مزورانه، تخریب طبیعت و راه‌رفتن بر روی اعصاب و کشتن یک‌دیگر در جاده‌ها هستیم.

من با تفریح، مرخصی، اوقات فراغت و مواردی از این دست، نه تنها مخالف نیستم، بلکه آن را برای همه افراد جامعه لازم می‌دانم. مشکل من با تعطیلی یک‌ ماهه یک کشور می‌باشد. چطور باید این فرهنگ تنبلی را زدود؟

۲۰ دیدگاه دربارهٔ «بازهم در مذمت تعطیلات»

    1. ممنونم از لطف شما
      یکی از روش‌های آرامش اعصاب این است که فقط و فقط اخبار ساعت ۲۱ صدا و سیما را نگاه کنید ودر حالی که در یونان و اسپانیا و همه اروپا فقر و بیکاری بیداد می کند و همه صنایع ورشکسته شده اند، در جنوب آسیا سیل آمده و در فیلیپین هم طوفان و ژاپن هم که هنوز در گیر رادیواکتیویته و … است، در استرالیا جنگل ها آنش گرفته اند و در آمریکا هم هر روز آدم کشی و هفت تیر کشی است ، آن وقت بسیار خوشحال خواهید بود که هر روز در کشور ما یک کارخانه افتتاح می شود، یک دارو برای ریشه کنی بیماری های مختلف کشف می شود، مردم با پول و پله فراوانی که دارند در موج های اول و دوم و سوم و…. سفرهای نوروزی به مسافرت می روند و کیف و حال می کنند و مهم تر از همه با انرژی بسیار دوباره به کار بر می گردند.

    1. آقای محبی عزیز:
      می‌دانم که این گونه نوشته‌های من هم در این زمینه تکراری شده و شاید هم دل آزار که از بابت آن عذرخواهی می‌کنم. ولی باور کنید که باید در این زمینه فکری جدی داشت. به‌تر از من می‌دانید که یک ماه تعطیل کردن چه زیانی به اقتصادی مملکت وارد می‌کند. شاید بتوان یک موج وبلاگی هم برای آن راه انداخت. نمی‌دانم….

  1. دوست عزیز،

    ۱. در شرایط فعلی تعطیلات نه تنها بد نیست بلکه خیلی خیلی هم خوب است.

    یادم است که در درس‌هایمان حکایتی داشتیم (نقل به مضمون) که در آن حاکمی فاسد سراغ درویشی رفت و گفت به من پندی بده و او گفت که بیشتر بخواب. حاکم از تعجب پرسید چرا؟ پاسخ این بود دست کم مردم را کمتر اذیت می‌کنی و از دست تو بیشتر در امانند.

    مردم سال ۹۱ به اندازه کافی شاهکارهای مختلف اقتصادی و سیاسی بوده‌اند، خوب است که دولتمردان یک ماهی را استراحت کنند تا از شاهکارها و معجزات آن‌ها در امان باشیم.

    ۲. راستش من خودم از آن‌هایی هستم که بسیار حرص می‌خورم؛ دوستی پیشنهاد کرد که هر صبح ۱۵ بار بگویم «اینجا ایران است». البته برای من که جواب نداد ولی شاید برای شما کار کرد.

    ۳. هرچه بیشتر می‌گذرد عاشق جمله «همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید» می‌شوم، مملکتی که روز معمولی اش تعطیل است و در آن کار (مثبت)ی صورت نمی‌گیرد چه حاجتی دارد به اینکه تعطیلاتش کمتر شود.

    ۴. تازه ظاهر امر یک ماه تعطیلی است. خود من با جاهایی سروکار داشته‌ام که در بهمن ماه گفته‌اند بگذارید دیگر بعد از عید و البته منظورشان از «بعد از عید» حول و حوش اردیبهشت است، چون هنوز کسی کار را شروع نکرده و مردم دست‌کم دو هفته‌ای نیاز دارند تا خستگی تعطیلات عید از تنشان بیرون برود.

    ۵. …

    1. البته من راه کار آرامش اعصاب را در بالا نوشته ام. امتحان کنید، جواب می دهد!

      http://www.behsad.com/weblog/?p=1997#comment-2542

      جدی نگیرید!! هیچ چیز از این مصاحبه های صدا و سیما بیش تر روی اعصاب نیست که با یک مشت آدم تنبل مصاحبه می کند و می گویند که قرار است با انرژی به سر کار باز گردیم….

  2. واقعیت این است که وضع مالی خیلی از شرکت‌ها و سازمان‌ها خوب نیست. در پرداخت‌ها دچار مشکل هستند. به همین جهت از این نوع تعطیلات طولانی استقبال می‌کنند و این مساله بیشتر به چشم میاد.

  3. من تحصیلات زیادی در این زمینه ندارم و فقط به دیده های خودم اکتفا می کنم. تو بلاد کفر هم تعطیلات همین طوری هستش ، اینها هم از ۱۷-۱۸ دسامبر می رن برای تعطیلات و وقتی نگاه می کنی می بینی که ژانویه داره تموم می شه ، اما عملاً هنوز همه جا ها تعطیلند. البته اینها آدمهای بسیار محافظه کاری هستن و اصلاً نمی گن که اینطوری هست و در ظاهر نشون نمی دن که همه جا تعطیله برای یک ماه . یا همین تعطیلات عید پاک که هست باز هم همینه ، مثل تعطیلات خرداد ماه ما می مونه که رسماً ۵ روز هست اما عملاً ۱۰ روز ! من نمی خوام از کار ایران طرفداری کنم ، اما فکر می کنم ما یاد نگرفتیم که سیاست به کار ببریم و بگیم ۵ روز رسماً تعطیل هستش و ۱ ماه غیر رسمی ! در مورد تلویزیون هم ، اینجا هم همینه ، همش می گه همه چی آرومه ! و کل اخبار و مشکلاتشون تو کشته شدن یک سگ توسط یک راننده ی مست خلاصه می شه . باز هم می گم که من نمی خوام از کار ایران دفاع کنم !

    1. ممنون از نظر شما…. یعنی اقتصاد آن کشورها هم سالی یک ماه تعطیل است؟ شاید در ۱۱ ماه دیگر که کار می کنند، خیلی کار می کنند. می دانید که مراد من از این نوشته فرهنگ کار نکردن است و همان گونه که گفته ام مشکلی با تفریح و مرخصی ندارم. به اعتقاد من اگر آن ها پیشرفت می کنند به مسئله وجدان کار و فرهنگ کار بر می گردد. لابد شما بهتر می دانید.

      1. شاید باورتون نشه که تعطیله به مدت ۱ ماه ! همین الان هم تمام پروژه ها خوابیده و همه منتظرن که ببینن نتیجه انتخابات چطور می شه و کدوم حزب رای می یاره ! این رو من از چند مدیر رده بالاشون شنیدم شخصاً ! خیلی ها رو می شناسم که کارشون رو تو همین ۱-۲ ماه گذشته از دست دادن و دارن از دست می دن و مدیرهاشون عملاً می گن که باید تا ۷-۸ ماه دیگه صبر کرد تا نتایج مشخص بشه . من با وجدان کاری و فرهنگ کاری ، کاری ندارم و در این مورد حرف بسیار است . ولی در مورد تعطیلات و مطلبی که شما نوشته بودید نظرم رو گفتم. فکر می کنم تو همه جای دنیا یه سری از این تیپ مسائل هستند اما همونطور که گفتم اینها آدمهای بسیار محافظه کاری هستند و این چیزها رو مثل ما علنی مطرح نمی کنند.

    2. سلام به همگی
      آقای آواژ من تازه با روز نوشت شما آشنا شدم.تجارب جالبی بود برای من، ماهم شرکت هستیم که تقریبا ۴ ساله شروع به فعالیت کردیم و در زمینه تولید نرم افزار های وب کار می کنیم.
      درباره موضوع تعطیلات باید بگویم که همان حرفی که بارها در نوشته های شما در این چند روز دیدم که واقعا باید از خودمان شروع کنیم، باید با خومان رو راست باشیم ، جمع همه ما می شود ملت بزرگ ایران، جمعیتی خارج ما نیست . ایا واقعا اگر ما هم کارمند بودیم همه این صحبت های که می کردیم را به آن عمل می کردیم؟ روز ششم فرودین با تمام وجود به محل کار می رفتیم؟ آیا منتظر یک تعطیلات دو روزه میان هفته نمی گشتیم تا با گرفتن یک روز این طرف و آن طرف تعطیلات آن را تبدیل به یک تعطیلات تمام هفته کنیم؟
      حقیقت موضوع این است من به انسانهای که فقط قسمت خالی لیوان را می بنیند و عادت کرده اند به تمسخر گرفتن وطن خود اصلا تمایل ندارم، خاطره ای به ذهنم رسید که گفتن آن را خالی از لطف نمی بینم: یکبار برای شرکت در یکی از نمایشگاه های خارج از کشور به همراه دکتر مشفق (رئیس هیت مدیره شرکت) رفته بودیم ، دوستانی که سفر نمایشگاهی رفته اند می دانند که جزء خستگی (بجزء جزابیت های نمایشگاه)واقعاچیزی بهمراه ندارد. در روز اخر تصمیم گرفتیم با یکی از تورهای ایرانی برای دیدن جزابیت های دیدنی آن شهر همراه شویم از ابتدا تا انتهای تور مدام تور لیدر ایرانی از خوبی ها و تکنولوژی های موجود در آن کشور می گفت و مدام بصورت تمسخر و تیکه ای به کشور عزیزمان می انداخت من بسیار از رفتار این فرد نارحت شما که چرا باید وطن خود را مدام در مقابل کشور دیگری که نه هویت دارد و …. ، مدام تحقییر کنیم مگر من در این کشور زندگی نمی کنم؟؟ بعد به آن فرد گفتم در این جا به شما مگر ایرانی نمی گویند؟ گفت چرا گفتم : پس در حقیقت داری اینجا خودت را تخریب و به خودت توهین می کنیف درست است؟
      من قصد این را ندارم که بگویم در روز نوشت همچین اتفاقی افتاده است اما می خواهم بگویم نه باید همه چیز را خوب دید و ضعف ها را ندید و نه باید فقط ضعف ها را دید و خوبی ها را ندید.
      بنده در تایید این موضوع که واقعا باید برای این مشکل تعطیلات فکری کرد موافق هستم ولی باید از خودمان شروع کنیم.
      بنده هم فراوان از این تعطیلات لطمه خورده ام، نمونه اش همین امروز وقتی برای پیگیری گرفتن تاییدیه یکی از نرم افزارهای شرکتمان با شورایی عالی انفور ماتیک تماس گرفتم، جالب است مسئول مربوطه می گوید : کلیه کارها توسط همکارن انجام شده ولی چون من از قبل از تعطیلات تا امروز مرخصی بودم کار شما روی میز من مانده است.
      دوم و جالب تر از قبلی اینکه ، برای دریافت مطالبات خود از یکی از مشتریان که قرارداد نسبتا سنگینی هم داریم قبل از عید پیگیر بودیم. قرار بود روز ۲۷ اسفند چک ما حاضر شود وقتی مراجعه نمودیم متوجه شدیم که مدیر مالی بدون اطلاع مدیرکل و با طرفندی خاص از معاون مدیر مرخصی گرفته و تا ۱۷ فرودین نمی اید و بیش از ۵۰۰ میلیون تومان مطالبات چندین شرکت به خاطر این عمل وصول نشد و تنها مدیر کل مجموعه با یک غذرخواهی همه چی را حل کرد.
      حال که گفتم خوبی را هم بگویم :
      در عوض دستگاه دولتی بود که مدیر ان مجموعه پرسنل خود را تا ساعت ۸ شب ۲۸ فرودین در محل کار نگه داشتتند که چک ها و مطالبات پیمانکاران را وصل کند و ما برای گرفتن چک خود ساعت ۸ شب مراجعه نمودیم
      و یا دستگاه دیگری روز قبل از عید با من تماس گرفتن و گفتن که بدلیل حجم زیاد کار ایرادی ندارد چک را روز ۵ فروردین دوشنبه به شما تحویل دهیم؟ بنده هم قبول کردم . ساعت ۱۰ صبح ۵ فروردین با من تماس گرفتن که چک اماده است که دوستان برای گرفتن چک مراجعه نمودند.
      در پابان باید ببخشید که اولین نظر من در این سایت خوب انقدر طولانی شد ، امید است که همیشه با انصاف به موضوعات نگاه کنیم.
      یا حق

      1. بسیار بسیار ممنونم از نظر مبسوط و جامع شما. به قول عزیزی، بد کمش نیز زیاد است و خوب زیادش هم کم است. شاید برای همین است که بدی ها بیشتر به چشم می خورند. به یقین اگر انسانهای خوب نبودند. اگر خیرین اجتماعی و حرفه ای نبودند، اگر وجدان های کاری نبود، الان همین نفس کشیدن اندک را نیز نداشتیم.
        نکته دوم این که، من بر خلاف غر زدن های رایج جامعه، تمایلی به غر زدن ندارم و از آن هم لذتی نمی برم. موضوع این است که در حد بضاعت اندک خود تلاش دارم که سر سوزنی بهبود در فرهنگ ضعیف کاری داشته باشم.

    3. به جد اعتقاد دارم که تا اقتصاد ما رقابتی‌تر نشود و تا به کار کردن محتاج‌تر نشویم، این مسئله (و خیلی مسائل دیگر که در این وبلاگ به آن‌ها پرداخته‌اید) حل نخواهد شد. اگر تعطیلات عید باعث شود که شرکتی بخشی از درآمدش را از دست بدهد، احتمالاً به فکر خواهد افتاد که این مشکل را برطرف کند. البته بدیهی است که سازمان‌های دولتی چنین فشاری را حس نمی‌کنند.
      راهکار رقابتی‌تر شدن اقتصاد هم این است که مقررات‌زدایی اتفاق بیفتد (این روزها بهش می‌گویند تسهیل فضای کسب‌وکار، هر چند خیلی‌ها این را با مجبور کردن بانک‌ها به وام دادن به کسب‌وکارها اشتباه گرفته‌اند) تا کارآفرین‌ها دم‌به‌دقیقه کارشان به اداره‌های دولتی نیفتد، دولت پایش را از اقتصاد بیرون بکشد، به جز در مورد شرکت‌های انحصارگر که اتفاقاً دولت باید حسابشان را برسد، چون اقتصاد را غیررقابتی می‌کنند.

      خلاصه متأسفانه راه‌حل کوتاه‌مدتی متصور نیست، به جز این که دربارهٔ شرکت‌های خودمان همین سخت‌گیری را به کار بگیریم و آگاهی مردم را دربارهٔ لزوم آزادسازی اقتصاد بالا ببریم.

      پ‌ن- راستی یک سؤال: مگر تعطیلات عید (به جز تعطیلات رسمی) از مرخصی کارمندان کم نمی‌شود؟ برای ما که کم می‌شود! پس در نهایت نباید از نظر تعداد روزهای تعطیل فرق زیادی با کشورهای خارجی داشته باشیم، چون مرخصی‌هایمان که از آن‌ها قاعدتاً بیشتر نیست. اگر کسی این سؤال را جواب بدهد ممنون می‌شوم.

      1. من کلاً چون تو این زمینه هیچ تخصصی ندارم ، بنابراین از صحبتهای شما در بالا هم اصلاً سر در نیاوردم ! کلا ً صحبتهای بالای دیپلم رو اصلاً متوجه نمی شم ! ببخشید !
        فقط در مورد سوال آخرتون باید بگم که اینجا هم کل تعطیلات رسمی به ۱۰ روز در سال خلاصه می شه و ماهی ۲ روز کامل هم می شه مرخصی گرفت. اما نکته اینجاست که اغلب کارهای اداری اینجا دست مهاجرین هستش و اینها هم به خاطر ترس از دست ندادن کار و … زیاد از مرخصی هاشون استفاده نمی کنند و گاهی اوقات که تعطیل رسمی به دوشنبه میوفته ، اینها جمعه ی قبلش رو هم به زور تعطیل می کنن تا کارمندان به زور هم که شده از مرخصی شون استفاده کنن ( این مورد رو خودم به شخصه تو کشور نیوزیلند دیدم ). می مونه مدیرانشون و کسانی که کارهای پژوهشی می کنن که مدیری بالای سرشون نیست و از هر فرصتی برای تعطیلات استفاده می کنن (مثلاً مدیر خود من الان بیشتر از ۳-۴ هفته هست که نیست به بهانه های مختلف) ، البته اینجا خیلی هم پیشرفته نیست و انتظاری هم ازش نمی ره. کسانی هم که کار آزاد دارن که خوب معلومه وضعشون .

      2. ۱. خب من تا حدودی مخالفم. حجم تعطیلات در کشور ما معضل نیست بلکه حجم کار مفید و بهینه و پربازده مشکل اصلی است. وقتی در اخبار آمده که متوسط کار مفید روزانه کارمندان ادارات ۲۲ دقیقه در مقابل کشورهای پیشرفته که چند ساعت است می باشد عملا صحبت از تعطیلات و غیره (که اتفاقا در بلاد کفر کم ندارند و به ویژه آخر هفته و سفرهایشان) کم فایده و بی نتیجه خواهد بود. مجری تلویزیون در برنامه پایش خطاب به کارشناس می گفت (مضمون) بهتر نیست ما تعداد روز های کاری را کاهش دهیم؟ کارمند را صبح با سرویس می آوریم و خدمات عمومی هم به او ارائه می دهیم و حتی ناهار و هزینه تلفن و اینترنت و کلی سرویس هایی که در حین کار حتی جهت مصارف شخصی می شود و باز با سرویس بر می گردانیم و خلاصه این همه هزینه را که در مقابلش سود ناچیزی عاید می گردد اگر با تعدیل روزهای کاری کاهش دهیم با صرفه تر است!

        ۲. با توجه به فرهنگ چند صد ساله و نهادینه شده و همچنین حساسیت مردم در این زمینه هر گونه دخل و تصرف در آن منجر به کاهش حتی همان ۲۲ دقیقه هم خواهد گردید. پس باید به فکر زمان یا ساعات رسمی فعلی کار در کشور باشیم که چگونه از این وضعیت اسف بار پر هزینه و کم فایده رهایی یابد. تصور بفرمایید اگر متوسط کار نمی گوییم به مانند ژاپن ۵ تا ۷ ساعت بلکه تا ۲ الی ۳ ساعت افزایش می یافت چه اتفاقی رخ می داد! به جرات می گویم هم ردیف کره جنوبی می شدیم. سرانه مطالعه و ورزش و … که دیگر بماند!

        1. ممنون از شما، به خصوص ممنون از این که مخالف بودید.
          با بخش دوم از نوشته شما که بدون شک موافقم و در بخش اول هم موضوع شما در مورد شرکت های دولتی صحیح تا حدی صحیح است. اما اقتصاد یک پدیده یک پارچه است. آیا این عدم کارایی در مورد بهساد و سایر شرکت های خصوصی نیز صدق می کند؟ به یقین ساعات مفید کاری در شرکتهای خصوصی بسیار بالا است. اما با تعطیل شدن آن، هزینه ها (از جمله هزینه حقوق) باقی می ماند و تولید صفر می شود. خب فرض کنید ما به اجبار بگوییم که همکاران باید در تعطیلات حضور داشته باشند. این مشکل را دو چندان می کند. اگر کسی همسرش، خواهر و یا برادرش کارمند دولت باشند، چطور می تواند تعطیلات خانواده را به هم بزند؟ آیا از طرف خانواده مورد سرزنش واقع نمی شود که چرا در شرکت خصوصی کار می کند؟ آیا این به ایجاد حس بد آمدن کارکنان از محیط کار منجر نمی شود؟ فرض کنیم که نمی شود. آیا مشتری ما در روز تعطیل سر کار می آید، آیا بانک ها باز هستند؟ این گونه است که من تعطیلات را مخل اقتصاد و حتی مخل فعالیت بخش خصوصی و در مجموع اقتصاد کشور می دانم.

پاسخ دادن به غانم زاده لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.