تکنولوژی هرگز کافی نیست!

عرض شود که:

  • بازاریابی محصولات نرم‌افزاری به شدت ادامه دارد. اما به نظر می‌رسد که این فرآیند سخت‌تر و پیچیده‌تر از چیزی است که پیش‌بینی می‌شد. در سفر از شرکتی شهرستانی بازدید کردم که از نظر تکنولوژیک پایین‌تر از بهساد قرارداشت. اما از نظر تعداد مشتریان (البته با در نظر گرفتن ۸ سال سابقه بیشتر) بسیار خوب عمل کرده بود.حمایت همشهری‌های این شرکت نیز بسیار جالب توجه است. هر جا که می‌رفتیم از عمل‌کرد آن‌ها تعریف می‌شد. بر خلاف اراک که هنوز ترجیح می‌دهیم به صورت چراغ خاموش حرکت کنیم.  اعتراف می‌کنم که در زمینه بازاریابی انبوه بسیار بی‌تجربه و البته تا حد زیادتری بدون دانش هستیم. من باور دارم که توسعه نیافتگی فناوری اطلاعات در اراک حسابی کار دست آن داده است.
  • سازمان نظام صنفی رایانه‌ای به همراه استانداری مرکزی قصد دارند اقداماتی در زمینه توسعه فناوری اطلاعات در استان انجام دهند. من باور دارم که موفق نمی‌شوند. چون ساختار و بلوغ لازم برای توسعه فناوری اطلاعات در هیچ کدام از این دو نهاد، نهادینه نشده است. دوستان قبلا توصیه کرده‌اند چیزی در این زمینه ننویسم. من هم به همین چند جمله بسنده می‌کنم.

  • یکی از مشتریان بسیار کلیدی اراک در معرض ورشکستگی قرار گرفته است. این دومین مشتری ورشکسته در اراک است که البته هر دو پس از عمری دولتی بودن، خصوصی شدهاند. موضوع تا حد زیادی برایم عجیب بود. بیشتر شبیه شایعه می‌ماند تا واقعیت. به هر حال اوضاع مالی‌اشان خوب نیست. با چنین وضعیتی در اراک فقط دو مشتری خواهیم داشت که در آمد قابل توجهی هم از آنها متوجه بهساد نمیشود. ضمن این‌که اصلا تمایلی برای کار کردن با ادارات دولتی اراک را ندارم. به نظرم می‌رسد که سهامداران بهساد باید در مورد تاسیس دفتر تهران از جدیت و عاقبت‌اندیشی بیشتری برخوردار باشند.
  • و چند عکس هم از سفر:

  مسئول ایمنی من کیست؟دمی استراحت در سفر دماوندبر فراز ابرها

 

 

مدتی این روزنوشت تعطیل بود

دیروز بود که همکاران در بهساد اعتراض داشتند که چرا روز نوشت نوشته نمی شود، حتی می گفتند که هفته گذشته نیز با انتشار چند عکس در پنجشنبه به قول جوانها موضوع پیچانده شده بود! اعتراضی هم بود که چرا از دوشنبه نوشت خبری نیست. البته که حرف آنها درست بود و اینکه من نسبت به کم نوشتنم عذر خواهی می کنم. واقعیت این است که دو سه روزی بود که امیال ( جمع مکسر mail) را هم چک نکرده بودم. تا برسد به اینکه روزنوشت نویسی کنم. به جایش برای امروز هم روزنوشت داریم و هم عکس نوشت. به هر ترتیب مدتی کم نوشتن گاه به گاهی نیز لازم است.  لابد حضرت مولانا راست می گوید که :

مدتی این مثنوی تعطیل شد

مهلتی باید که تا خون شیر شد

– اما اینکه شدید شده ایم ، همگی دربست، از بروبچه های گروه توسعه گرفته که درگیر پروژه های شمص و نت (سیستم نگهداری و تعمیرات) و IMS (که البته به اتمام رسید) و گروه مهندسی بازار که البته در حال تشکیل است تا خودم که البته هنوز تا حدی هم کار فنی می کنم و هم لابی گری و بازاریابی و عقد قرارداد و از این جور کارها. دیشب به آقای نیک مهر می گفتم که پروژه شمص را که مهلت تحویل فاز ۱ آن فردا هست ، اصلا ندیده ام. این برای من که زمانی در کار نخود و لوبیای ناهار بهساد هم دخالت می کردم، بسیار خوب است. اصولا واگذاری مسئولیت و اختیار در علم مدیریت نیز توصیه شده است!

– در حال عقد قراردادی جدید در زمینه معماری اطلاعات هستیم، اگر رودربایستی با مدیران آن مجموعه نبود، عطای این قرارداد را به لقایش ترجیح می دادم. کمی بی کلاس هستند و خیلی صریح موضوع را به آنها متذکر شدم. در قرارداد هم به بهساد عنوان “پیمانکار” داده بودند و اتفاقا مثل یک پیمانکار آسفالت با ما در قرارداد پیش نویس رفتار شده، از جمله اینکه هزینه استفاده از رستوران و سرویس های ایاب و ذهاب (اتوبوس ) را از ما به اضافه ۱۵ درصد، کسر خواهند کرد. البته هزینه قابل توجهی نخواهد بود، اما به نظر می رسد که بین شرکت مهندسی مشاور و پیمانکار فضای سبز و مهندس و باغبان برایشان هیچ فرقی وجود ندارد.

-هفتمین ماه مبارک رمضان بهساد هم فرا رسید، با افطاری های صمیمی که بعد از ساعتها کار فشرده و سنگین حسابی دل نشین است. کم کم بهساد عزیر دارد بزرگ می شود و من نسبت به  آن سالهای اولیه، حسی نوستالژیک پیدا کرده ام. اولین ماه رمضان بهساد، هوا سرد بود و همین شدت کار هم وجود داشت. آن موقع پروژه یاسان را دکتر و من باهم انجام می دادیم. بعد از ساعت های ممتد برنامه نویسی ، صرف افطاری حساب می چسبید و خاطر انگیز می شد. حالا هم امیدوارم روزی تیم توسعه بسیار خوب و با انگیزه بهساد، صمیمیت خود را به تیم جوانتر از خود منتقل کنند و این خاطرات را به خوبی بازگویی کنند.

-اما این هم عکس نوشت که قول آن را داده بودم.

Image054

آقای حسن زاده و آقای طالقانی- کارگزار پژوهش و توسعه هزاره را بنیان گذاشته اند و فعلا باهم در سایت مشتری هم اتاقی هستیم.

Image056

آقایان تفرجی (تازه داماد) ، یاری و طالقانی

Image067

برادر نیک مهر به چای علاقه زیادی دارد.

Image065

دکتر مختاری

 

 DSC00153

نمایشگاه، آقای مهندس کاظمی و من

عکس

عرض شود که مدتی کم عکس شده بودیم، این است که بد ندیدم ، تعدادی عکس بهسادی منتشر کنیم.

Image015

آقای افژول – یکی از دوستان دوران دانشگاه و همکاران بهساد تهران

25082008009

منظره دفتر کار  تهران که کارفرمای محترم در اختیارمان قرارداده است.

Image019

آقای نیک مهر – بهساد اراک

Image027

دکتر و حنیف

امروز به سیاق مرور ایام ماضی ، بر گنجینه عکسها گذری داشتم.


باری افسوس خوردم بر ناتوانی های خویش و غبطه خوردم بر توانمندی دیگران .

اینکه با تمرکز بر حوزه مهندسی نرم افزار ، آنهم در زمینه نرم افزارهای سفارش مشتری هنوز با ۱۰۰۱ مشکل روبرو هستیم و حال در گوشه ای دیگر از شهر کوچک ما در یک مغازه این همه خدمات گسترده ارائه می شود از فروش دفتر و کتاب و کلاسور پاپکو تا برنامه نویسی و تجارت الکترونیک.!!

همیشه وصف اصغر و تقی و نقی و مجتبی می کردیم که در شرکتشان از شیر مرغ تا جان آدمیزاد هست ، حالا باید ببینند که چه بسا افرادی با تکیه بر برنامه ریزی صحیح و با بهره برداری از تجربیات شرکت های فراملیتی در ۲۰ متر مربع خدماتی گسترده را ارائه می دهند

عملیات ساختمانی بهساد به دلیل سرما و برف به کندی پیش می رود.

لبخند یک حنیف

امروزه ، فناوری اطلاعات در کنار خیلی از مسائل مهم به عنوان یکی از نیازهای اولیه زندگی مردم قرار دارد.!
عکس های جدید و قدیم از بهساد

این آقا مسعود قلمی برای اجرایی شدن سیستم هپکو خیلی زحمت کشید. دستش درد نکند
من! برای حضور در بازارهای گسترده باید مجهز بود.
آقای باقری، مدیر محترم برنامه ریزی شرکت یاسان – از مشتریان خوب و بالغ
آقای حیدری- معاونت محترم توسعه منابع انسانی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان مرکزی
چند وقت پیش من را به سیاسی کاری در فضای IT استان متهم کردند که در این مورد در پست های بعدی خواهم نوشت.

 Posted by Picasa

ساختمان جدید بهساد در حال ساخت می باشد….

چهارشنبه گذشته در مورد سیستم نمایندگی و نحوه تحویل موقت سیستم هپکو جلسه داشتیم.


دکترها در یک تصویر
آقای آویچ هم بودند و خارج از جلسه ، کلی از راهنمایی های ایشان استفاده کردیم. Posted by Picasa

شرکت داری ، تئوری های مدیریت و …. Posted by Picasa

استقرار پورتال استان مرکزی


یک مدتی است به فکر راه انداختن پورتال هستیم ، یعنی اینکه این نرم افزاری که با کلی زحمت نوشته شد. حالا باید بیاید و اجرایی شود. اولین کاری که شد این بود که بنا بر مصوبه شورای راهبری فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمانهای پیش رو اعلام آمادگی کردند. ماهم نامه های اعلام آمادگی را بررسی کردیم. البته بعضی ها واقعا آماده بودند و بعضی ها هم که نه!
حالا ۱۰ سازمان برتر را انتخاب کرده ایم که علاقمند هستند به ارائه خدمات از پورتال که با آقای طالبی باهم می رویم و بررسی می کنیم.
از جمله سازمانهایی که رفته ایم ، یکی اداره ثبت اسناد بود که هم علاقمند بودند و هم آماده ، با یک مدیر روشنفکر که آدم دوست داشت بنشیند پای صحبتهایش
بعد هم رفتیم اداره تربیت بدنی ، با اینکه آمادگی آنها از ثبتی ها کمتر بود ، اما علاقه زیادی داشتند.
هر چه فکر می کنم بیشتر به این نتیجه می رسم که ما مدیران علاقمندی داریم ، اما افسوس که کارهایمان در هزارتوی مسائل اداری به فراموشی سپرده می شود. همین سازمانها چقدر می توانند از وب سایتشان استفاده کنند ، اما هنوز وب سایت آنها یا درست نشده و یا فعال نیست ، وب سایت ثبت کار هاکوپیانس است ، زنگ زدم و به او کلی غر و پر کردم ، گفت به من چه ، اطلاعات خودشان نمی دهند.