عید و تبلیغات

عید و تبلیغات

عرض شود که یکی از مسائل بسیار مهم هر شرکتی از جمله بهساد ، تبلیغات است ، معمولا هر سال عید شرکتها به بهانه تبریک سال نو برای افراد دوست و آشنا و مشتریان جدید و یا قدیمی و یا بالقوه کارت تبریک و هدایایی مختلف تبلیغاتی ارسال می نمایند ، امروز چند مورد جالب دیدم :
۱- یکی از دوستان قدیمی و مشتریان بعدی که باهم اختلاف مالی کوچکی پیدا کردیم ، یک کارت تبریک بسیار بی سلیقه و با یک پاکت افتضاح و یک نوشته افتضاح تر برایم ارسال کرد ، این دوست ما در کار مشاوره ISO و کیفیـت و EFQM و از این جور چیزهاست ، اول به شوخی به بچه های شرکت گفتم اگر کارت تبریک خراب شد توی چاپ بفرستیدش برای … و بعدش هم یک کارت تبریک زیبا با شعری از فریدون مشیری برایشان انتخاب کردم تا بفرستیم ، چند روزی است که این جمله توی ذهنم می آید ” کیفیت اتفاقی نیست “
۲- یک موسسه مشاور بازاریابی برایم یک کارت زیبا فرستاد ، این موسسه مشاوره از آنهاست که آدم را کچل می کند FAX و نامه پشت سر هم که بیایید در بهترین دوره بازاریابی شرکت کنید و اگر شرکت نکنید ورشکست می شوید و اگر شرکت کنید دیگر مشتریها در شرکت را از پاشنه بیرون می آورند و فلان و بهمان ، یعنی من فکر می کنم بدتر از این نمی شود تبلیغات کرد.
الغرض امروز احساس کردم که پاکت کارت تبریک کمی سنگین شده است ، کمی که نگاه کردم دیدم که فهرست دوره های آموزشی را هم فرستاده اند.
بهساد هنوز راه زیادی را تا انجام یک بازاریابی و امور تبلیغات حرفه ای دارد ، اما همیشه با این مسئله جدی برخورد می شود ،به طوریکه امروز کلا درگیر این مسئله بودم ، رعایت کیفیت ، پرهیز از اشتباه و اهمیت به دقت کار وقت زیادی را از من گرفت و البته کمی هم کمک به همکاران .
رعایت صداقت حرفه ای و یا به عبارت بهتر رعایت حرفه ای صداقت در تبلیغات و بازاریابی اهمیت دارد و باید بدانیم که روبروی ما کسی هست که هم از ما تجربه بیشتری دارد و هم ممکن است هوش بیشتری داشته باشد.
من فکر می کنم که با احترام خاصی که برای بهار و نوروز قائل هستم ، بهترین تبلیغ این است که بهار و عید را “حتی الامکان ” صادقانه و ساده به دوستانمان و آنها که دوست داریم دوستمان ( بخوانید مشتری ) باشند تبریک بگوییم ، و از صمیم قلب برای همه آرزوی شادی و شادکامی داشته باشیم

کتاب، هدیه ای مناسب برای عید

book

این دومین سالی است که برای عید ، به جای آنکه پولمان را بریزیم دور و سر رسید چاپ کنیم ، به جهت توسعه فرهنگ کتابخوانی ، برای ملت کتاب می خریم ، بماند که چقدر خرید کتاب چقدر دردسر دارد و انتخاب آن برای یک طیف گسترده از مشتریان چقدر مشکل است که برخی درگیر دام و مرتع و چرا هستند ، برخی درگیر چرخدنده و گیربکس و برخی هم که البته صاحب نظران فناوری اطلاعات و ارتباط هستند و از اهل فن
به طور کلی سعی می کنیم که کتابها کمتر فنی باشند و بیشتربا دیدگاه زیبا شناسی به آن نگاه می کنیم
به هر حال این زحمت به جهت توسعه فرهنگ کتابخوانی و گفتن از چیزی به جز کار و پول و حتی فناوری از ارزش خاصی در بهساد برخوردار می باشد .
راستی ، چند وقتی پیش یکی میگفت که امسال باید یک کارتن سر رسید برای ما بفرستی ، آن یکی هم می گفت که ۱۰ تا برای من حتما بیاور
باید با دکتر صحبت کنم ببینم چکارشان کنیم ؟!!!

تسهیلات بانکی

یک چند وقتی است دنبال تسهیلات بانکی هستیم ، به توصیه یکی از اقوام که در یکی از بانکها ، کاره ای هستند ، حسابمان را بردیم به بانک آنها ، تا حالا بیش از ۱۰ دفعه به بهانه های مختلف درخواست واممان را رد که نکرده اند ، قبول نکرده اند ، اینکه فناوری اطلاعات را در ردیف شرکتهای خدماتی از جمله ، خدمات فضای سبز ، آشپزخانه ، نظافت و …. قرار می دهند را می شود تحمل کرد ، اینکه ۲۳ درصد سود بانکی ( ببخشید شیرینی ) می گیرند هم به کنار ، اینکه پول نازنین را باید چند ماه دستشان داد هم که هیچ ، نه این فامیل و نه آن بانک هیچ کاری برایمان انجام نداده اند ، دیگر پارتی بازی هم فایده ندارد ، شاید منتظر شیرینی اند ؟!!!

پروژه و اشتباه دوستان

بدون عکس
چند روزی است برای پروژه وزارت جهاد تهران هستم ، تقریبا به خاطر بعضی مسائل که بعضی دوستان در پروژه ، پروژه را با بعضی جاها ، اشتباه گرفته بودند ، مجبور شدم حسابی وقت بگذارم ، یک شب را تا صبح در دفتر کار ماندم ، physical Data Model افتضاح بود ، غلط های املایی و فرآیندی بی داد می کرد ، ERD مشکل داشت USE CASE ها وحشتناک بود ، خب با کمی وقت گذاشتن و نوشتن موارد ، فکر کنم الان پروژه خوبی شده است ، البته با یک هفته تاخیر در تحویل پروژه .
وقتی بر گردم حسابی خواهم نوشت

جلسه

جلسه

بازهم جلسه های بی فایده و بی نتیجه
یک روز با دکتر تا تهران و برگشت بدون نتیجه مشخص
بیشتر خواهم نوشت

روزنوشت های یک روز شلوغ

Architecture

امروز صبح مهدی شهری زنگ زد و یک کمی از این و آن گفت ، گرافیست محترم و برنامه نویس ها ، قرار شد کارها را پیگیری کنم خودش هم که داشت می رفت تهران – دیشب با آقای هاکوپیانس صحبت می کردم ، ایشان قرار است ADSL بالاخره راه اندازی کنند که سرعتش خیلی برابر این خطوط معمولی است ، همه کارها انجام شده گویا ، اما مثل اینکه مخابرات با نمی دانم کجا دعوایشان شده
امروز برای یکی از پروژه ها رفتم جلسه ، دو ماه پیش نامه زده ایم و از ارتباط دو سیستم نوشته ایم ، حالا یادشان افتاده که بیایند بررسی کنند و کمیته تشکیل دهند و آسمان را به زمین ببافند تا ببینند که آیا ما درست گفته ایم یا اینکه لیلی مرد است
به نظر من این مشکلات به دلیل نبودن معماری اطلاعات در یک سازمان است ، معماری باعث می شود که نقشه های اطلاعاتی سازمان مشخص شوند و رابطه بین آنها بیان شود ، این علاوه بر نقشه های فرایندی هست که باید تهیه شود و….حالا اگر یک سازمان فکر می کند که با یک کار نصفه کاره ۷ سال پیش که هیچ وقت هم به روز نشده بازهم معماری دارند ، من می گویم : “نه دوست من ، شما معماری ندارید و باید داشته باشید ”
عصر بعد از چند ماه پروژه گزارش پیشرفت کار نوشتم ، یاد دورانی افتادم که ماشین سازی بودم ، همیشه رئیس به من می گفت گزارش پیشرفت پروژه که می نویسی از اعداد اعشاری استفاده کن تا عدد سازی ها مشخص نشود ، البته من که امروز عدد سازی نکردم ، حالا پس چرا من یاد ماشین سازی افتادم ؟

دوره آموزشی HTMDP

HTMDP

چند وقتی است که به دوره توسعه مدیریـت شرکتهای تکنولوژی پیشرفته می روم ، یا همان High Tech Management Development Program
یک کلاس خوب که در ۳۶ ساعت اول اساتید بسیار خوبی مانند دکتر مشایخی در آن تدریس کرده اند و ۱۰۸ ساعت را هم اساتید خارجی ، شرکت کنندگان در دوره هم اکثرا افراد باهوش و با استعدادی هستند که از شرکت های High Tech می آیند ، اساتید خارجی عمدتا فرانسوی هستند ، تا به الان دو دوره خارجی برگزار شده ، مشکل من با این فرانسوی ها این است که به TH می گویند S و به R می گویند GH ، حالا حساب کنید که This is Really Imporatant به انگلیسی فرانسوی چه می شود
مطالب بسیار مفید و آموزنده هستند ، و طرز نگرش آدم کلی تغییر می کند
جدا از همه این موارد ، لازم هست که از زحمات دکتر آراستی تشکر کنم ، یک استاد که با دقت نظر خاصی متولی برگزار این کلاس می باشند ، به نظر من دکتر آراستی پیش از آنکه یک استاد خیلی خوب در مدیریـت تکنولوژی باشند ، یک انسان بسیار متواضع و با اخلاق هستند ، برای ایشان آرزوی موفقیت دارم

پروژه معماری سازمانی در وزارت جهاد کشاورزی

وزارت جهاد کشاورزی


چند ماهی هست که به عبارت دقیق روی پروژه “معماری سازمانی فناوری اطلاعات ” در وزارت جهاد کار می کنیم ، یکی از پروژه های خوب شرکت که با همکاری مناسبی از طرف کارفرما در حال انجام است ، سال گذشته همین موقع ها بود که مذاکرات اولیه را با آقای دکتر شمس انجام می د ادیم ، به نظر من آقای دکتر شمس یکی از افراد موثر در فناوری اطلاعات کشور هستند که از سال ۷۷ ، بحث مهم معماری اطلاعات را در سازمان ها مطرح کرده اند ، چیزی که سازمانهای ما از نبودن آن بسیار متضرر شده اند ، اگر توسعه معماری اطلاعات شکل بگیرد و به دنبال آن سازمانها پایبند به معماری انجام شده باشند و آن را به روز کنند ، بسیاری از مشکلات فعلی در زمینه فناوری اطلاعات در سازمانهای کشور از بین خواهد رفت
با اینکه تلاش بسیاری در گسترش این مهم در استان مرکزی داشته ایم ، ولی هنوز سازمانهای استان مرکزی از بی برنامگی بسیاری در زمینه فناوری اطلاعات رنج می برند ، امیدوارم اقدامات اساسی تری انجام بگیرد.