تیم‌یار، سرمایه‌گذاری ریسک پذیر یا قمار استراتژیک؟

مدتی است که ننوشته‌ام. راضی نیستم از ننوشتن، چند بار هم پیش نویس را آماده کردم تا منتشر کنم یا موضوع نوشته چیزی بود که «غم نان» اجازه نمی‌داد منتشر شود و یا به دلم نمی‌چسبید و موضوع معلق شد تا امروز که مطلبی را که مدتی است که در ذهنم میچرخد بنویسم.

مدتی است که تبلیغات نرم‌افزار به صدا و سیما هم کشانده شده است که ابتدا از نرم‌افزار حسابداری محک شروع شد و بعد هم تیم‌یار که سئوال‌های زیادی را در ذهن من ایجاد کرده.

این روزها کافی‌است که مانند من اتفاقی پای تلویزیون نشسته باشید تا تبلیغات مفصل تیم‌یار را دیده باشید. تبلیغاتی که حدس و گمان می‌گوید حداقل صدها میلیون تومان برای آن هزینه شده است. اما این هزینه را نه یک شرکت رتبه یک انفورماتیک با درآمد چند ده میلیارد تومانی بلکه یک شرکت رتبه ۷ (پایین ترین رتبه) انجام می‌دهد که چند سالی هم هست که گواهی صلاحیت انفورماتیک او منقضی شده است. (اینجا) نکته قابل توجه این جاست که هشتاد درصد امتیاز رتبه انفورماتیک یک شرکت بر اساس مجموع حقوق پرداختی به پرسنل و بیست درصد آن بر اساس درآمد مشمول مالیات آن شکل می‌گیرد. بر این اساس می‌شود حدس زد که ارائه دهنده تیم‌یار یک شرکت دو و یا سه نفره باشد که در این شرایط همکاران من در شرکت سافت سیستم کیش (شرکت ارائه دهنده تیم‌یار) با جذب سرمایه از طریق سرمایه‌گذار ریسک پذیر نسبت به گسترش سازمان خود اقدام کرده‌اند. این امر که به یقین در ذات خود پدیده‌ای درست و مبارک است، بازهم سئوال‌ها و ابهامات را مرتفع نمی‌کند.

  • فروش نرم‌افزار سازمانی با فروش پفک نمکی فرق دارد. هم مذاکرات بازاریابی دارد و هم مذاکرات طولانی عقد قرارداد و هم فاز استقرار که لاجرم مذاکرات در سطح بالای سازمان انجام می‌شود و استقرار نیز نیاز به نیروی کارکشته و حرفه‌ای دارد، آیا سافت سیستم از چنین توانی برخوردار است؟ لازم است توجه کنیم که یکی از پارتنرهای طلایی مایکروسافت در استقرار ERP ادعا دارد که در طول چندین سال فقط بیش از ۱۰۰ استقرار داشته است که این موضوع مخاطب جویی چند هزاری سافت سیستم را با سئوال جدی روبرو می‌کند.
  • راه‌کارهای سازمانی به طور عمده برای قامت چاق و پرچربی سازمان‌های ایران دوخته نمی‌شوند و استقرار هر یک از آن‌ها با سفارشی‌سازی نرم‌افزار (Customize) همراه است. سفارشی‌سازی نرم‌افزار یعنی شروع یک مصیبت که هم نرم‌افزار را گاهی از حیظ انتفاع خارج می‌کند و هم تیم برنامه‌نویسی را آلوده روزمرگی‌های کارفرما. دوستان من در سافت سیستم آیا به این موضوع فکر کرده‌اند و چه راه حلی برای مقابله با این مشکل جدی اتخاذ کرده‌اند. هر پروژه سازمانی از جنس ERP، به طور متوسط می‌تواند تا ۵ نفر را در یک شرکت به خود مشغول کند. آیا حتی چند ده پروژه این چنینی باعث نابودی یک شرکت نخواهد شد؟
  • اگر به یک بچه پنج ساله یک میلیارد سرمایه بدهیم، همه آن را خرج بستنی و شکلات می‌کند. جذب سرمایه بلوغ می‌خواهد و این نیست که با جذب سرمایه بلوغ سازمانی نیز اتفاق بیفتد (گرچه می‌تواند تا حدی تسهیل‌گر آن باشد). بخشی از فرآیند بلوغ با گذشت زمان و کسب تجربه و یادگیرندگی سازمان اتفاق می‌افتد. با این شرایط آیا سرمایه‌گذاری انجام شده بیش از آن‌که ریسک‌پذیر باشد، یک قمار نبوده است؟

با همه این موضوعات، آرزوی قلبی من برای این شرکت موفقیت روزافزون است. هر قدمی که در جهت جذب سرمایه در بازار نرم‌افزار صورت بگیرد مبارک است. هر کاری که باعث شود موضوع نرم‌افزار اهمیت واقعی خود را در بازار را پیدا کند، به یقین نیازمند حمایت و البته نقد برای به‌تر شدن است.

« سپتا » به چه درد می‌خورد؟

به دور از هر گونه اغراق و یا تبلیغات باید اذعان کنم که در بین رقبا، سامانه جامع آمار و اطلاعات بهساد، از گسترده‌ترین سطح کاربری یک‌پارچه در کشور برخوردار است. در کنار استفاده گسترده کشوری از این سامانه در صنعت برق ایران، در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، هم اکنون بیش از ۴۰۰۰ کاربر به طور روزانه اطلاعات مربوط به بهره‌برداری از منابع و تاسیسات آب کشور را در این سامانه ثبت کرده و مدیران و کارشناسان لایه‌های سازمانی بالاتر در سطوح مختلف به بهره‌برداری از این منبع غنی اطلاعاتی مشغول هستند.

وجود بیش از ۲۵۰ میلیون رکورد اطلاعات در این سامانه به ایجاد نگاه متقن کارشناسی در مورد تولید و مصرف آب کشور منجر شده است و بسیاری از مدیران و کارشناسان این حوزه، به طور روزانه اطلاعات این سامانه را به عنوان بخشی از مبنای تصمیم‌‌های خود قرار داده‌اند. این سامانه در شرکت مهندسی آبفا ابتدا به نام «سپتا» یا همان (سامانه پایش تاسیسات آب) شناخته می‌شد که اکنون با گسترش استفاده از آن، نام «سیماب‌فا» (سامانه یکپارچه مدیریت اطلاعات آب و فاضلاب) را برای آن انتخاب کرده‌اند.

چندی پیش در جلسه‌ای بودم و جزوه‌ای قطور را دیدم که یکی از کارشناسان استانی این سامانه بدون این‌که از او بخواهند تهیه کرده بود. «راهنمای تصویری سپتا». جزوه را که ورق زدم، بهتم زد! اولین بخش این عنوان بود: «سپتا به چه دردی می‌خورد؟» و چقدر زیبا و روان این کارشناس به کاربردهای سامانه و تاثیر آن در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی پرداخته بود.

حس می‌کردم در کنار تمام خراب‌کاری‌ها و ویران‌گری‌ها و عصیان‌آفرینی‌های که من در نظام هستی داشته‌ام، این بار، این اقبال را دارم که در کنار آدم‌های متخصص، خوب و خدوم و از خود گذشته‌ای از میان همکاران بهسادی خود و کارشناسان و مدیران کارفرما قرار بگیرم و دراتفاق خوبی که درپیرامون من با تلاش به واقع شبانه‌روزی آن‌ها افتاده، نقشی اندک داشته‌ باشم.

در آن لحظه حس بسیار خوبی بود و با خود تا مدت‌ها زمزمه می‌کردم «من دیگر، به چه درد می‌خورم؟»