درباره روزنوشته هاي بهساد
  • روزنوشت هاي بهساد توسط کارکنان و دوستان  شرکت بهساد نوشته مي شود و بيانگر خاطرات ، نظرات ، اصطلاحات و به طور کلي فرهنگ سازماني اين شرکت مي باشد.
    اين روزنوشت حداقل هفته اي يک بار به روز خواهد شد.

 

جدیدترین نوشته ها
  • بانکداري الکترونيک ، کارتون ، لطفا خيلي جدي نگيريد...
  • عرض شود هاي پراکنده اين روزها
  • بالاترين تکنولوژي، بهترين راه حل!
  • پول ، کار ، زندگي ، مسئله اين است.
  • وبلاگ هاي همکاران و همکاران وبلاگ
  • با کمال تعجب نصب شد!
  • تحليلی کوتاه بر وضعيت منابع انساني
  • عصبانيت از مشتري
  • تقدير و تشکر و اعتذار ودر نهايت صداقت
  • لغت نامه پيمانکار ( کارگزار ) در جلسه با کارفرما
پيوندهاي مرتبط
  • سايت رسمي بهساد

  • شرکت هپکو

  • وزارت جهاد کشاورزي

  • استانداري مرکزي

  • شوراي عالي انفورماتيک

  • استانداري گيلان

  • استانداري يزد

  • شرکت آونگان

 

 

شمارش گرها
مديريت پروژه به اندازه
  

سيزده ، چهارده سالي مي شود که کم و بيش با موضوع کنترل و مديريت پروژه در تعامل هستم، از روزگاري که درس کنترل پروژه را در دانشگاه مي‌گذراندم تا دوران تدريس Microsoft Project و پس از آن کار بي محتوي و نمايشي کنترل پروژه در ماشين سازي اراک و نهايتا پروژه‌هاي مختلف بهساد و درس بي‌نظير مديريت پروژه پروفسور Jessen . سرانجام هم موضوع به طراحي و پياده سازي نرم‌افزار مديريت پروژه بهساد رسيد که تاکنون مشتريان مختلفي داشته است.

اعتراف مي‌کنم که با وجود اين سوابق و تلاش‌هاي بسيار، هنوز فرآيند مديريت پروژه به طور کامل در بهساد نهادينه نشده. همواره با اين موضوع در چالش هستيم که چقدر زمان بايد براي برنامه‌ريزي و مديريت رسمي پروژه اختصاص دهيم و يا با اين مشکل روبرو هستيم که در ابتداي پروژه برنامه‌ زمان‌بندي آماده شده و بعد در مورد کنترل و پي‌گيري و به هنگام سازي آن حساسيت کافي وجود ندارد. اين موارد نشان دهنده‌ اين است که نه تنها آموزش مديريت پروژه در بهساد به اندازه کافي ارائه نشده است، بلکه فرآيند آن مي‌تواند از انسجام و استناد بيشتري برخوردار شود. اما اين نتيجه غفلت بهساد از اهميت بحث مديريت پروژه نيست، واقعيت اين است که بارها و بارها اقدام به تدوين فرآيند مديريت پروژه و حتي تهيه نرم‌افزار و تعيين مسئول مديريت پروژه در بهساد نموده‌ايم که نتيجه دلخواه را در بر نداشته است.

با توجه به موارد ياد شده مي‌توان نتيجه گرفت که اعمال مديريت پروژه بايد در سطحي اندازه و نه کم و نه زياد مورد توجه قرار گيرد. توجه بيش از حد به مديريت پروژه مي‌تواند موجب صرف وقت و هزينه بيش از حد، خستگي مديران پروژه و پرداختن به اموري شود که هيچ دردي از پروژه را دوا نمي‌نمايد و در نهايت اصل موضوع را نيز از بين خواهد برد. در مورد کمبود اهميت بخشي ‌هم که مضرات مشخص است.

تجربه ما در بهساد اثبات کرده است هنگامي که موضوع مديريت پروژه را به اندازه رعايت کرده‌ايم و با بهره‌گيري درست از اصول مديريت پروژه و ساير روش‌ها مانند( XP: extreme programming) و به کارگيري اقداماتي بسيار ساده، پروژه را مديريت کرده‌ايم، نتايج غير قابل انکاري به دست داده که از سيستم‌هاي پيشرفته مديريت پروژه براي ما اثربخش‌تر بود و مي‌تواند در نهايت و به تدريج به ايجاد بلوغ سازماني مديريت پروژه منجر شود.

پي‌نوشت : کتابي هست به نام "مديريت پروژه به اندازه " که موضوع اصلي آن درباره موارد گفته شده بالا است. مطالبي که من به صورت مستند در بهساد بيان کردم، به روش بهتري در آن کتاب توضيح داده شده که خواندن آن خالي از فايده نيست.

  •  نویسنده: - ساعت 2:42 PM        لینک               

2 نظر :
حرف شما کاملاً درست. اما له نظرم درستش اینه که یک نفر در شرکت با تخصص "مدیریت پروژه" فقط روی این موضوع تمرکز کنه و به کارای دیگه کاری نداشته باشه. متاسفانه مشکل شرکت های کوچک نرم افزاری در ایران همینه. یک نفر هم باید برنامه نویس باشه هم تحلیل گر هم آزمایش کننده هم مدیر پروژه و هم پشتیبان محصول.
اگر یک نفر فقط مدیر پروژه باشه و تمام انرژی و توانش رو برای یادگیری روش های جدید و صحیح در مدیریت پروژه به کار بگیره، فکر نمی کنم اشکالی داشته باشه.
Anonymous ایمان | 6:18 PM  

سلام ايمان عزيز

بر اساس متدولوژي RUP پروژه ها به دو گروه رسمي و غير رسمي طبقه بندي مي شوند. در همان استاندارد تعريف شده است که پروژه اي بزرگ و رسمي تعريف مي شود که تيم پروژه بيش از 10 نفر و زمان اجراي آن بيش از يک سال باشد. به يقين من هم اعتقاد دارم در چنين پروژه اي بايد مدير پروژه تمام وقت تعيين نمود ( گرچه در بهساد چنين پروژه اي داشتيم و مدير پروژه تمام وقت هم نداشت ) اما واقعيت اين است همانطور که گفته بودي چنين پروژه هايي در شرکت هاي کوچک نرم افزاري کم پيدا مي شود و بنابراين مديريت پروژه يک کار تمام وقت نيست که بخواهد تمام وقت يک نفر را پر کند.
از طرف ديگر اعتقاد عميق دارم که همانطور که يک تحليلگر ( بر خلاف ديدگاه عمده برخي مهندسان صنايع) بايد حتما چند سالي برنامه نويسي کرده باشد، يک مدير پروژه هم بايد کار تحليل و طراحي و برنامه نويسي را قبلا حداقل به مدت 5 سال انجام داده باشد. اين است که يافتن چنين فردي و يا برآورده کردن نيازهاي مادي چنين فردي بازهم براي شرکت هاي کوچک مشکل است. اين است که همانطور که من از برخي از صلاحيت هاي لازم براي مديرعاملي برخوردار نيستم، وظايف مديريت پروژه هم به فردي سپرده مي شود که در برخي موارد کمبود تجربه و دانش دارد.
Blogger - | 11:58 PM  


ارسال يک نظر