درباره روزنوشته هاي بهساد
  • روزنوشت هاي بهساد توسط کارکنان و دوستان  شرکت بهساد نوشته مي شود و بيانگر خاطرات ، نظرات ، اصطلاحات و به طور کلي فرهنگ سازماني اين شرکت مي باشد.
    اين روزنوشت حداقل هفته اي يک بار به روز خواهد شد.

 

جدیدترین نوشته ها
  • بالاترين تکنولوژي، بهترين راه حل!
  • پول ، کار ، زندگي ، مسئله اين است.
  • وبلاگ هاي همکاران و همکاران وبلاگ
  • با کمال تعجب نصب شد!
  • تحليلی کوتاه بر وضعيت منابع انساني
  • عصبانيت از مشتري
  • تقدير و تشکر و اعتذار ودر نهايت صداقت
  • لغت نامه پيمانکار ( کارگزار ) در جلسه با کارفرما
  • یزد و سيستم جامع مديريت پروژه بهساد
  • اولين دوشنبه نوشت رسمي بهساد
پيوندهاي مرتبط
  • سايت رسمي بهساد

  • شرکت هپکو

  • وزارت جهاد کشاورزي

  • استانداري مرکزي

  • شوراي عالي انفورماتيک

  • استانداري گيلان

  • استانداري يزد

  • شرکت آونگان

 

 

شمارش گرها
عرض شود هاي پراکنده اين روزها
  

امروز خيلي عرض شودهاي پراکنده اي دارم :

  • اول اينکه به طور رسمي توسط يک کارشناس‌نماي سابق مورد دزدي و خيانت قرار گرفتيم، شرحش را در همان نامه خصوصي که برخي از دوستان لطف کرده و به صورت خصوصي آن را خواندند نوشتم. حالا چند روز است که داريم فکر مي‌کنيم، چه کنيم با کارشناس مربوطه!؟
  • اين مطلب هم مثل مطلب بالا تکراري است و بارها در مورد آن صحبت کرده‌ام، اما اين روزها که شرايط بد اقتصادي و حجم بالاي سرمايه‌گذاري‌هاي بهساد در زمينه‌هاي غير فناوري اطلاعات، فشار زيادي را تحميل مي‌کند و حالا در اين شرايط است که آدم‌‌هاي اطراف به خوبي شناخته مي‌شوند و زبري سطح خشن جامعه به صورت ما مي‌سايد، به اين سئوال مهم بايد پاسخ داد که جامعه اطراف ما چه‌قدر اخلاقي است ؟ متاسفانه پاسخ به اين سئوال کاملا منفي است. اما سئوال مهم‌تر اين است که در يک جامعه غير اخلاقي، چقدر بايد اخلاقي ماند، جواب اين سئوال کاملا از نظر بهساد مثبت است. اما چالش جدي در اين است که چقدر جامعه اطراف به تو اجازه مي‌دهند که اخلاقي بماني و معادلات خود را با ديگران بر اساس قوانين اخلاقي تنظيم کني ؟ وبلاگ خوب شارپديا نيز در اين باره مطلب خوبتري نوشته که اين به نفع هيچ کس نيست، در اين نوشته عبارت "طناب پوسيده اخلاق را" که ديدم، تنم لرزيد و بغضي خفيف گلويم را فشرد، چقدر از اخلاق دور شده ايم؟ به ذهنم رسيده که مي شود يک جمع کوچکي از نرم افزاري هايي که دغدغه اخلاق را دارند گرد آوري کرد، يا مثلا يک حلقه وبلاگ اخلاق گرا در حوزه فناوري اطلاعات ايجاد کرد، اميدوارم دوستان در اين زمينه هم فکري بزرگي کنند ، تا کاري بسياري کوچک انجام دهيم.
  • در راستاي نوشته بالا، اين سئوال وجود دارد، آيا سرمايه‌گذاري در حوزه‌هاي غير فناوري اطلاعات (بخوانيد ساختمان) براي يک شرکت فناوري اطلاعات چقدر مي‌تواند و بايد مفيد به فايده باشد. همگان کار بهساد را تاييد مي‌کنند، اما من در تاييد سرمايه‌گذاري مقبول و درست انجام شده اکراه دارم. واقعيت اين است که در اقتصادي که ارزش خاک و خشت و آجر و تيرآهن که هيچ ، ارزش گوجه فرنگي و خيار و خربزه هم از نرم‌افزار و دانش بشري بيشتر و ماندگارتر است، آيا مي‌توان اولويت‌هاي سرمايه‌اي را تغيير داد؟ اطلاع دارم که درصد بالايي از سهام شرکت‌هاي ميليارد توماني نرم‌افزار در ايران نيز به آجر و ساختمان و تير و تخته اختصاص دارد. من قصد ندارم که به صدور حکم درباره درستي و نادرستي مسائل بپردازم، گو اينکه از اول هم همينطور بوده ، گل‌ها فاني بوده‌اند و کوه و آتشفشان باقي...، اما بايد دردمندانه پرسيد که جامعه اطلاعاتي، اقتصاد دانش محور، سرمايه انساني ، دانشگران و ... واقعا چه جايگاهي در جامعه جهاني و جامعه ايراني دارند و اين اختلاف چقدر است ؟
  • خيلي وقت است که صحبت از تغييرات و بهبود در بهساد را مي‌گويم، آن‌گونه که انتظار دارم اين تغييرات پيش نمي‌رود. گرچه بهبود‌هايي هم حاصل شده. تهيه نقشه استراتژي، بهبود وضعيت منابع انساني، تقويت نهاد مشاوره، بهبود در ترکيب هيات مديره و تصميم براي ايجاد ساختار بازرگاني شرکت از جمله اين تغييرات اندکي هستند که بايد از شتاب و قوت بيشتري برخوردار شوند.
  • يادش به‌خير سال 1382 بود که براي اولين بار .NET را در شرکت شروع کردم و يک سيستم تحت وب کنترل عملکرد براي بهساد نوشتم. چند سالي سيستم کار کرد که بعد از آن نسخه تحت Lan آن با يک نرم‌افزار که آقاي نيک مهر بر اساس Sharepoint نوشته بود جايگزين شد و نسخه روي اينترنت آن هم بدون استفاده ماند. قصد داشتيم که نسخه اينترنتي آن را استفاده کنيم، متوجه شدم که چه‌قدر اين نرم‌افزار پيشِ‌پاافتاده و ابتدايي و پر اشکال است. چه‌قدر هم آن زمان‌‌ها تبليغ آن را مي‌کرديم و هر کس از در وارد مي‌شود به عنوان يک کار بديع تبليغ آن را مي‌کرديم. دو شب است که با آقاي مهندس نيک‌مهر مشغول به بازنويسي آن مشغول شديم، من که در برنامه‌نويسي بازنشسته شده‌ام! اما اين جوان تسلط بسيار خوبي دارد، او مي‌نويسد و من نگاه مي‌کنم و باهم به گذشته مي‌خنديم که گاه براي بديهي‌ترين مسائل امروز ساعت‌ها وقت مي‌گذاشتيم و براي پيش‌پا افتاده‌ترين کارها، سخت‌ترين راه حل را انتخاب مي‌کرديم. آن موقع بهساد از نظر برنامه‌نويسي از خيلي شرکت‌ها هم پيش‌رفته تر بود (يعني آن‌ها ديگر چه بودند!). خلاصه اين‌که در اين شرايط شديد و خشن، حالي کرديم و حظي برديم که کمي مستوجب انبساط خاطر شد و لطافت روح.
  • توسعه بازار در حالت قابل قبولي قرار گرفته است، اما هنوز تبديل به نقدينگي نشده ، اين بروکراسي اداري گاه مايه دردسر مي‌شود که بايد با آن ساخت
  •  نویسنده: - ساعت 10:48 AM        لینک               

1 نظر :
ممنون از لطفتون.

متاسفانه وضعیت نرم‌افزار در ایران به اندازه کافی نگران کننده است و بعضی از دوستان هم با این عمل ناجوانمردانه‌شون کمک میکنن تا دیگه هیچ امیدی باقی نمونه.

در مورد آن جمعی که گفتید، دوستان دیگری هم هستند که در مورد نرم‌افزار مینویسن؛ لینک آنها را می‌توانید در وبلاگم تحت دسته‌بندی "وبلاگ‌های نرم‌افزاری" بیابید.

موفق باشید.
OpenID sharpedia | 3:57 PM  


ارسال يک نظر