عرض شود که :
- از روند پيشرفت پروژه مديريت فرآيندها و کيفيت راضي نيستم. هر چند که تعميق در تحليل نيازها پذيرفتهشده باشد، پيشرفت زماني پروژه ميتوانست و بايد بهتر باشد. چند وقت پيش يکي از دوستان به من گفت "پروژه، فقط يک هفته تاخير دارد، يک هفته که به جايي بر نميخورد" با اين جمله مشکل دارم. من به عنوان مدير پروژههاي مختلفي در بهساد، زمانهاي تاخير زيادي داشتهام. اما هرگز در مورد تاخير، پذيرش ذهني نداشتهام. نميخواهم وقاحت تاخير در پروژه از بين برود. همين مشکل را با يکي از کارفرماهاي ديگر دارم. حساسيتشان را روي زمان از دست دادهاند. براي اولين بار، به عنوان پيمانکار، به کارفرمايمان براي پيشرفت پروژه اعتراض ميکنيم. فکر ميکنم نتيجه اين باشد که کار ديگري به ما ارجاع نکنند. پيمانکار هم اينقدر پــُر رو؟!
- مشغوليت ذهني دارم در مورد بازرگاني ِ اخلاقگرا. روزهايي است که به اين فکر ميکنم. ديروز هم کمي با دکتر در اين مورد صحبت کرديم. ضمن اينکه نميخواهم محيط را سرزنش کنم اما گاه مجبور شدهام جايي در مقابل برخوردهاي ناحق ديگران، دروغ بگويم که تا چند روز به شدت عذابم ميداد. بسياري طرح واقعيت ميکنند که وقاحت بسياري از کارهاي ديگر در جامعه از بين رفتهاست که آقاي عبدلي عزيز هم به آن اشاره داشتهاند. با اينحال باور دارم و آنجا نيز گفتم که نه تنها سلامت اخلاقي خوشبختانه هنوز محال نشده است، بلکه بسياري از افرادي را که تا به امروز شناختهام، داراي سلامت اخلاقي ميدانم. با اين حال نکتهاي که بايد در نظر گرفت اين است که گناه کبيره فساد تجاري و اداري، فقط در حوزه دين و اخلاق شناخته شده نيست. نگاهي به آمار مستند جهاني (هر چند که نقيض جملههاي بالاي من نيز باشد) مشخص ميکند که کشورهاي پيشرفته دنيا از فساد اداري بسيار کمي نسبت به کشورهاي در حال توسعه (توسعه نيافته) برخوردار هستند. بر اين اساس و بر مبناي مشاهدات اطرافياني که ميشناسم، باور عميق دارم که اضمحلال اقتصادي هر شرکت (وبعد از آن اقتصاد کشور)، اولين نتيجه توسعه فعاليتهاي شرکت بر مبناي روابط ناصحيح اداري و تجاري ميباشد. حال بايد به بيان اين واقعيت پرداخت که وقتي که ميدانيم، فساد تجاري و اداري منجر به سست کردن پايههاي اقتصاد و توسعه کشور و در نتيجه بروز تبعات اجتماعي سنگيني ميگردد، با تن دادن به فساد تجاري، در فروپاشي چند خانواده، در اعتياد چندين نفر، در مرگ چه تعداد کودک مشارکت مينماييم. اين مقاله و اين نيز در اين رابطه خواندني هستند.
- کارهايي را براي برنامهريزي بهتر در بهساد شروع کردهايم، فکر ميکنم تنها راه برون رفت از مشکلاتي که گريبانگير آن هستيم، برنامهريزي، برنامهريزي و برنامهريزي است. اعتقاد به برنامهريزي و پايش عملکرد ميتواند راه حل خوبي براي همه شرکتها - به عنوان اولين (و در بسياري مواقع "تنها" )- مسئول ناکاميهاي خود باشد. اين تصميم خيلي کبري (به معني بزرگ) بهساد است.
- تصميم نه لزوما کبري (به معني بزرگ) گرفتهام که علاوه بر آدينه نوشتهاي بهساد، دوشنبه نوشتهايي هم در وبلاگ بهساد داشته باشيم. با اين تفاوت که دوشنبهنوشتهها را بيشتر به نوشتههاي ديگران اختصاص خواهم داد. اين کار خيلي تا حـُـسن دارد. به همين جهت، هم از سايردوستانم دعوت ميکنم که بيايند و در وبلاگ بنويسند و هم از سايرين اجازه ميخواهم که با ذکر منبع، نوشتههاي آنها را در وبلاگ بهساد بنويسم. اين رويه را به مدت يک ماه آزمايش خواهم کرد. اگر نتيجه مقبول افتاد روزها را بيشتر ميکنيم تا واقعا، روزنوشتهاي بهساد را داشته باشيم.
- نویسنده: - ساعت
11:08 AM
لینک

