در طول هفته موضوعات متفاوتي را به ذهن ميسپارم که در مورد آنها در وبلاگ بنويسم. اما در هنگام نوشتن وبلاگ يا موضوع را به کلي فراموش ميکنم و يا موضوع ديگري پيش ميآيد. اما موضوعي که اينبار از ابتداي هفته در نظر داشتم در مورد آن بنويسم، يکي از چالشهاي ذهني است که مدتي در مورد آن فکر ميکنم.
در بهساد به تکرار و باور يک جمله عادت کردهايم که هرگز نبايد محيط را سرزنش کرد از طرف ديگر وقتي ميبينيم که از ميان 178 کشور در جهان، ايران رتبه 135 مطلوبيت سرمايهگذاري را به خود اختصاص داده است و هم اکنون اين رشد منفي است و يا اينکه که جايگاه ايران از لحاظ شاخص فضاي کسب و کار نسبت به سال 2006 شش پله سقوط داشته و در ميان 175 کشور جهان رتبه 119 را به خود اختصاص داده است، باز دوباره از خود ميپرسم که آيا واقعا نبايد محيط را سرزنش کرد؟!
واقعيت اين است که وقتي در مورد اين موضوع فکر ميکنم به اين نتيجه ميرسم که اشکالات زيادي در محيط پيرامون من وجود دارد، اما پيش و بيش از آن اشکالات زيادي در رفتار و مديريت ما وجود دارد.آيا ما از تمام ظرفيت بازاريابي خود استفاده کردهايم؟ آيا هيچ ضعفي در مديريت ما در بهساد وجود ندارد؟ آيا همه تصميمهاي ما درست بوده است؟ آيا ما آنچه را که در توان داشتهايم انجام دادهايم؟ به يقين پاسخ بسياري از اين سئوالات اگر کاملا منفي نباشد، مثبت هم نيست.
من فکر مي کنم که گرچه مي توان و بايد عملکرد برخي از مسئولين را در مورد محيطي که مسئول آن هستند سرزنش کرد. اما هرگز نبايد محيط را براي ضعف عملکرد خود سرزنش کنيم، چرا که هنوز خود سرزنشپذير هستيم.
درک تفاوت اين دو ديدگاه مي تواند نقش مهمي در نحوه زندگي ما داشته باشد.
- نویسنده: - ساعت
10:03 AM
لینک
