درباره روزنوشته هاي بهساد
  • روزنوشت هاي بهساد توسط کارکنان و دوستان  شرکت بهساد نوشته مي شود و بيانگر خاطرات ، نظرات ، اصطلاحات و به طور کلي فرهنگ سازماني اين شرکت مي باشد.
    اين روزنوشت حداقل هفته اي يک بار به روز خواهد شد.

 

جدیدترین نوشته ها
  • اين روزها اين چنين
  • کجا هستيم؟
  • دوباره نظام صنفي رايانه اي
  • يک استثنا به نام هپکو
  • شمص تامين
  • بي ستاره هرگز...
  • اولين روز کاري و ...
  • تسليت به يک دوست
  • جاده ابريشم
  • سالي که نکوست..
پيوندهاي مرتبط
  • سايت رسمي بهساد

  • شرکت هپکو

  • وزارت جهاد کشاورزي

  • استانداري مرکزي

  • شوراي عالي انفورماتيک

  • استانداري گيلان

  • استانداري يزد

  • شرکت آونگان

 

 

شمارش گرها
چندي هم از استراتژي
  
  1. چندبار نوشتم و پاک کردم. شايد به اين دليل که نمي‌خواهم در نوشتن دچار روز-مرگي شوم. اصطلاحي است به نام مديريت اقتضايي،.در برخي از حالت‌ها همان گذرانِ روز است و امروز را فردا کردن. ديروز بود که با دوست ارزشمندي جلسه داشتيم و نحوه اداره بهساد را –تا حد زيادي به درست- اقتضايي مي‌دانست. من مي‌دانم که فشارهاي کاري و مالي و عدم ثبات اقتصادي و برنامه‌اي کشور، يک نيروي سوق دهنده به سمت و سوي مديريت اقتضايي مي‌باشد. اما اعتقاد دارم عامل مهمي که هر شرکتي را مجبور به انتخاب مديريت اقتضايي مي‌کند، کم نظمي و کم مدتي برنامه‌هاي شرکت و کم پرداختن به اصلاح برنامه بالادستي در مواجهه با شرايط جديد است. هر چه درخت ريشه‌دار تر باشد کمتر توفان و باد آن را تحت تاثير قرار مي‌دهد. گرچه پاسخ سريع به رخدادهاي اطراف، شرط لازم و کافي در اداره هر شرکتي مي‌باشد، با اين‌حال وجود برنامه‌هاي بالادستي مي‌تواند به عنوان يک ريشه و خط هادي ، مبناي عملکرد روزانه باشد. تصميم کبري(به معنی بزرگ) گرفته‌ايم که فرآيند برنامه‌ريزي ميان‌مدت و راهبردي را در شرکت از اهميت بيشتري بهره‌مند سازيم.

چند روز است که شايد به اتفاق اين صحبت به ميان مي‌آيد که استراتژي شرکت بر اخذ پروژه‌هاي بزرگ در سازمان‌هاي بزرگ باشد و يا افزايش تعدد مشتريان متوسط و کوچک. به تجربه، دوست داريم و يا عادت کرده‌ايم که با مشتريان بزرگ کار کنيم. با اين حال اين موضوع نيازمند صرف نيروي زياد براي اخذ قرارداد، فرآيندها و روال‌هاي اداري زمان‌بر و يحتمل مسائل سياسي درون سازماني است. ديشب خيلي به اين موضوع فکر مي‌کردم. در اطراف هم مي‌بينم که بسياري از شرکت‌ها با ارائه نرم‌افزارهاي کوچک عمدتا مالي و تکيه بر درآمدهاي کوچک ولي پر تعداد، آسيب‌پذيري کمتري نسبت به جابجايي جريان نقدي دارند. برخي از شرکت‌ها هم که تنوع مشتريان زيادي در حوزه‌هاي مختلف دولتي و خصوصي دارند که في الواقع براي هر يک ساختار جداگانه مهندسي فروش خود را دارند. به طور شخصي و بر اساس روال گذشته ترجيح مي‌دهم که بر اساس اينکه به طور عمده در سازمان‌‌هاي بزرگ عليرغم وجود برخي مشکلات و نارسايي‌ها، گوش شنوا براي شنيدن حرف‌هاي تازه بيشتر است و بلوغ فرهنگي بالاتري وجود دارد، با اين‌گونه سازمان‌ها بيشتر تعاملات حرفه‌اي داشته باشم. حکما خاصيت‌هاي بيشتر ديگري هم دارد. تا اينکه استراتژي بهساد در اين زمينه چه باشد.

  •  نویسنده: - ساعت 11:16 AM        لینک               

0 نظر :

ارسال يک نظر