عرض شود که:
فردا اولين روز کاري بهساد در سال جديد است. کارها شروع شده اند ، با شدت هر چه تمام تر و از همه سخت تر اين حجم وسيع از کار است با شرايط انتقال به محل جديد کار و مشکلات راه اندازي ساختمان جديد بهساد موسوم به New Behsad. هر چه نگاه مي کنم بازهم دهها کار انجام نشده وجود دارد.
در 6 سال فعاليت بهسادسابقه نداشته است که بخواهيم در روزهاي نوروز اين مدت تعطيلي داشته باشيم، با اينکه خود در مدت نوروز درگير امور اجرايي ساختمان بودم، با اينحال اين حس تعطيل بودن، خيلي اذيتم ميکرد.
ديروز دو کارگر از برادران متعهد افغاني آورده بوديم که ميبايست ساختمان را تميز ميکردند. نظارت بر کار را هم سپرده بودم به يکي از دوستان، رفتم ديدم که از انجام کار راضي نيستم، مجبور شدم که خود دست به کار شوم و تا حدودي مشغول نظافت.
گاهي اين ايراد به من وارد ميشود که از آن مديراني هستم که در اجراي خيلي از کارها دخالت ميکنم و آن را به خود وابسته مي کنم. شايد روحيه کمالگرايي من باعث اين دخالتها ميشود، با اينحال تا حدي اين ايراد را بر خود وارد ميدانم . از طرف ديگر ممکن است اين ايراد مطرح شود که اين کار در شان يک مدير نيست که به عنوان مثال همراه با ساير کارگران کف ساختمان را جارو کند. من اين ايراد را وارد نميدانم. اعتقاد عميق دارم که هم بر اساس پيروي از بزرگان دين، و هم به منظور درک شرايط کاري همکاران ] و نهزيردستان[ يک کارآفرين [و لزوما نه يک مدير] بايد از در نظر گرفتن شخصيت کاذب براي خود به شدت حذر کند و با درک شرايط اجرايي به منطقيساختن تصميمها و احيانا ايرادهايي که به ديگران وارد مينمايد، اقدام نمايد. سايهنشيني و راحتطلبي، يکي از عوامل ايجاد انتظار بيجا از ديگران است. اين که ميگويند "سايهنشين دستغالهاش تيز است" لابد بي حکمت نيست.
پاورقي : دستغاله به وسيلهاي آهنين براي چيدن علف گفته مي شود
- نویسنده: - ساعت
6:56 AM
لینک

