درباره روزنوشته هاي بهساد
  • روزنوشت هاي بهساد توسط کارکنان و دوستان  شرکت بهساد نوشته مي شود و بيانگر خاطرات ، نظرات ، اصطلاحات و به طور کلي فرهنگ سازماني اين شرکت مي باشد.
    اين روزنوشت حداقل هفته اي يک بار به روز خواهد شد.

 

جدیدترین نوشته ها
  • اين ها را در سايت بازتاب ديدم ؛، جالب بود 1ـ دول...
  • نگير ، عکس نگير!!!! 
  • في الواقع! داشتم فکر مي کردم که يک مدل براي ايجاد ...
  • جايگاه رفيع IT 
  • امان از دست کاربرها! نمي دانم که چه حساب است که ه...
  • هميشه در طول روز فکر مي کنم که اين هفته در وبلاگ چ...
  • اصطلاحات در بهساد! من زياد از شرکتهاي خصوصي ديگر خ...
  • پنجشنبه اي بود که استانداري جلسه ارائه سيستم کنترل...
  • خوب به سلامتي و ميمنت نرم افزار مديريت پروژه بهساد...
  • تا حدود يک ماه ديگر ، گريد انفورماتيک شرکت منقضي م...
پيوندهاي مرتبط
  • سايت رسمي بهساد

  • شرکت هپکو

  • وزارت جهاد کشاورزي

  • استانداري مرکزي

  • شوراي عالي انفورماتيک

  • استانداري گيلان

  • استانداري يزد

  • شرکت آونگان

 

 

شمارش گرها
  
بازهم تخطي از به هنگام سازي يک هفته اي وبلاگ ، راستش را بخواهيد متوجه گذر يک هفته اي زمان نبودم ، در واقع در شرايطي که به دلايل تحويل پروژه استانداري شبها کمتر از 4 ساعت مي خوابيدم وبلاگ نويسي هم ديگر بسيار مشکل مي شود.البته راستش اين است که يکي دو متن نوشتم ولي با توجه به اينکه مجموعه قضاوت هاي من در مورد برخي از افراد بود و از آنجا که هر که يک طرفه به قاضي برود راضي بر مي گردد ، منتشر نشد.
آقا مجيد طاعتي هم از من خواسته بود که در مورد او دوران کوتاه مدت تصدي مسئوليت فناوري اطلاعات در استانداري مرکزي برداشت هاي خودم را بنويسم که البته کاري است بسيار دشوار. اينکه کارفرمايان و پيمانکاران در مورد يکديگر قضاوت مي کنند و داراي تحليل متقابل هستند شکي نيست و اين هم واضح و مبرهن است که من به عنوان يک فعال در حوزه فناوري اطلاعات داراي تحليل هاي خاص خودم هستم ، اما بيان اين تحليل ها هم روش خاص خود را دارد. در مجموع فکر مي کنم که اين آقا مجيد ما انگيزه هاي زيادي براي کار کردن داشت ، اما مرتکب دو اشتباه شد.
اولين اشتباه اين بود که پر سر و صدا کار مي کرد. شايد خود من هم برخي اوقات چنين مشکلي را داشته باشم. يعني آن انرژي دروني باعث مي شود که آدم انگيزه هاي خود را براي ديگران نيز نمايش دهد. اين موضوع در ديگران گاهي به جاي حس همراهي ، حس ناهماهنگي القا کند . يعني اينکه احساس کنند که نمي توانند پا به پاي فرد ياد شده حرکت کنند. اشتباه ديگر اين آقا مجيد ما اين بود که خيلي زود شکل يک رييس به خود گرفت. يادم مي آيد وقتي براي اولين مدير مجموعه اي شدم که همه عناصر آن از نظر سني از من کوچکتر بودند تا يک سال پشت ميز مدير ننشستم. و در کنار همکارانم قرار گرفتم. مهم نبود که من از بالا دستور بدهم ، مهم اين بود که کارها انجام بشود و البته شد . همان سال تعداد زيادي برگه مرخصي سفيد امضا در اختيار مسن ترين فرد مجموعه قرار دادم تا اينکه نخواهد به من که 20 سال از او کوچکتر هستم مراجعه کند. به هر حال هماهنگي نياز به زمان دارد و در اين زمان آدم بايد حواسش جمع باشد که وقتي که با توجه به برخي پارامترهاي سني و ...از ديگران کوچکتر است و اين امر به اندازه کافي حساسيت بر انگيز است ، خيلي به رييس بودن خود را به ديگران نشان ندهد.
موضوعات در اين زمينه بسيار زياد هستند . در مورد مديريت پيمانکاران ( بهساد ) من فکر مي کنم آقاي طاعتي عملکرد قابل انتقاد ولي اصلاح پذيري داشت. ديدگاهي که در مورد يک پيمانکار در يک سازمان وجود دارد بايد ديدگاه دو شريک باشد که هر يک مسئوليت بخشي از کار را بر عهده داشته باشد و وظيفه خود را به طور کامل به انجام برساند. ديدگاه هايي که منجر به ايجاد فاصله ميان کارفرما وپيمانکار شود ، حداقل در فناوري اطلاعات قابل قبول نيست.
یه هر حال من فکر مي کنم آقاي طاعتي مي توانست با کمي برنامه ريزي ، دقت ، آرامش و صبر سکاندار خوبي براي فناوري اطلاعات در استانداري باشد. موفقيت و سر بلندي او را در تمام مراحل زندگي براي او آرزومند هستم.
  •  نویسنده: - ساعت 9:47 AM        لینک               

0 نظر :

ارسال يک نظر